ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - خانم- آقا
خانم: تو خسيسى!
آقا: منظورت اينه كه حسابگرم؟!
خانم: حوصله ندارم غذا درست كنم. از رستوران بيار!
آقا: يعنى از غذاهاى خوشمزه تو محروم بشم؟!
خانم: باهات قهرم!
آقا: قهرت هم مثل مهرت قشنگه!
خانم: با من حرف نزن!
آقا: اون وقت دلم از غصّه آب مىشه!
خانم: مادر و خواهرت اصلًا منو دوست ندارند!
آقا: مهم اينه كه من تو رو دوست دارم!
خانم: مىخوام باهات حرف بزنم!
آقا: سراپا گوشم. اميدوارم سنگ صبورت باشم!
خانم: دل منو شكستى!
آقا: فداى دل شكستهات! به خدا قصد بدى نداشتم!
خانم: من همينم. عوض بِشو نيستم!
آقا: تو محبوبه منى. ناراضى نيستم!
خانم: تو به من ايمان ندارى؟!
آقا: با همه وجود قبولت دارم!
خانم: تو به من شك دارى!
آقا: تو پاكترين گل وجودى؛ امّا هرزهچشمان كم نيستند!
خانم: تو منو درك نمىكنى!
آقا: اميدوارم به كمك خودت بتونم دركت كنم!
خانم: تو تكيهگاه خوبى برام نيستى!
آقا: به من اعتماد كن. اميدوارم شايسته اعتمادت باشم!
خانم: تو خيلى سختگيرى!
آقا: شايد حق با تو باشه. مثل اينكه زيادهروى كردهام!
خانم: خيلى دهنبين و زودباورى!
آقا: شايد تو راست بگى!