ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و هشتاد و يك
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
نشسته ام بر سكويى و انگار مردى مى مانم كه ديگر نيست!
٤ ص
(٤)
گلستانه
٦ ص
(٥)
نامه تاريخى يك پدر منتظر!
٨ ص
(٦)
بخش 151
١٠ ص
(٧)
بخش 152
١١ ص
(٨)
قبر گمشده و زيارت فراموش شده
١٢ ص
(٩)
آيات قرآن و زيارت نامه هاى امام زمان عليه السلام
١٩ ص
(١٠)
تجلّى آيات قرآن در زيارات امام زمان عليه السلام
١٩ ص
(١١)
زيارت آل ياسين
١٩ ص
(١٢)
زيارت دوم
٢١ ص
(١٣)
زيارت روزانه امام عصر عليه السلام
٢٤ ص
(١٤)
جهانى شدن در كلام خدا و معصومان
٢٦ ص
(١٥)
حكومت جهانى اسلامى و اصول فكرى آن
٢٧ ص
(١٦)
فطرت گرايى
٢٨ ص
(١٧)
آخرت گرايى
٢٨ ص
(١٨)
كرامت انسانى
٢٨ ص
(١٩)
ساختار نظام جهانى اسلامى
٢٨ ص
(٢٠)
سلطنت خدا
٢٨ ص
(٢١)
جانشينى انسان
٢٨ ص
(٢٢)
امّت واحده
٢٩ ص
(٢٣)
قانون يگانه
٢٩ ص
(٢٤)
ويژگى هاى حكومت جهانى موعود اسلامى
٢٩ ص
(٢٥)
عدالت گسترى
٢٩ ص
(٢٦)
توسعه يافتگى
٣٠ ص
(٢٧)
معنويت جويى
٣٠ ص
(٢٨)
صلح و آرامش
٣٠ ص
(٢٩)
رضايتمندى
٣٠ ص
(٣٠)
نعمت و بركت
٣٠ ص
(٣١)
فرمان بردارى
٣٠ ص
(٣٢)
ابزارهاى شكل دهى به حكومت جهانى اسلامى
٣٠ ص
(٣٣)
1 اصل دعوت (امر به معروف و نهى از منكر)
٣٠ ص
(٣٤)
2 اصل جهاد و جنگ عادلانه
٣١ ص
(٣٥)
نگاهى به بحران گرسنگى در جهان
٣٣ ص
(٣٦)
آمار و ارقام فقر و گرسنگى در سال 2013 م
٣٣ ص
(٣٧)
كودكان و گرسنگى
٣٤ ص
(٣٨)
آيا كشورها غذاى كافى براى تغذيه همگان توليد مى كنند؟
٣٥ ص
(٣٩)
علل گرسنگى چيست؟
٣٥ ص
(٤٠)
چرا بسيارى از مردم فقيرند؟
٣٥ ص
(٤١)
هشدار سازمان ملل متّحد در مورد گسترش بحران موادّ غذايى جهان در سال 2013 م
٣٦ ص
(٤٢)
آمار گرسنگى و فقر آمريكا
٣٨ ص
(٤٣)
نرخ ناامنى غذايى خانوارها در ده ايالت بحرانى
٣٩ ص
(٤٤)
استفاده از كمك هاى غذايى اضطرارى و برنامه هاى كمك غذايى دولت فدرال
٣٩ ص
(٤٥)
آمار گرسنگى كودكان
٣٩ ص
(٤٦)
برنامه ناامن غذايى
٤٠ ص
(٤٧)
آمريكايى ها پرمصرف ترين مردم جهان
٤١ ص
(٤٨)
نظر شما درباره دفن 1700 تن سيب زمينى چيست؟
٤١ ص
(٤٩)
پرخورترين مردم دنيا
٤٢ ص
(٥٠)
پرخورترين مردم دنيا
٤٢ ص
(٥١)
سوء تغذيه و پرخورى، اصلى ترين عوامل تهديدكننده سلامت انسان
٤٣ ص
(٥٢)
غذا يا زباله؟!
٤٤ ص
(٥٣)
منافع ملّى و محصولات تراريخته
٤٥ ص
(٥٤)
مقدّمه
٤٥ ص
(٥٥)
آيا محصولات دستكارى شده ژنتيك با گياهان طبيعى شباهت دارند؟
٤٦ ص
(٥٦)
آيا محصولات دستكارى شده ژنتيك نسبت به نوع طبيعى اين محصولات مى تواند سمى، آلرژيك يا داراى ارزش غذايى كمتر باشند؟
٤٧ ص
(٥٧)
آيا توليد محصولات دستكارى شده ژنتيك تحت نظارت و مقرّرات ايمن سازى هستند؟
٤٧ ص
(٥٨)
آيا محصولات دستكارى شده ژنتيك ايمن هستند؟
٤٩ ص
(٥٩)
خطرات ضدّ سلامت غذاهاى دستكارى شده ژنتيك در انسان
٥١ ص
(٦٠)
آيا محصولات دستكارى شده ژنتيك مصرف شده براى تغذيه حيوانات و خوردن توليدات از اين حيوانات براى سلامت انسان ضرر دارد؟
٥٢ ص
(٦١)
آيا استفاده از محصولات دستكارى شده ژنتيك مقاوم به علف كش هاى گلاى فاسيت و2 ,4 -D براى سلامت انسان مضر است؟
٥٣ ص
(٦٢)
منابع
٥٣ ص
(٦٣)
راز رهايى از مرگ جاهلى
٥٦ ص
(٦٤)
مرگ جاهلى و راه رهايى از آن
٥٦ ص
(٦٥)
امام، صاحب شريعت و شارع امر
٥٦ ص
(٦٦)
امام، صاحب ولايت كلّيه
٥٧ ص
(٦٧)
جايگاه «استضعاف و اقتدار اجتماعى» در فسلفه سياسى اسلام
٥٨ ص
(٦٨)
نقش «استضعاف و اقتدار اجتماعى» در گفتمان مهدويت
٦٠ ص
(٦٩)
استضعاف اجتماعى؛ عامل غيبت
٦٠ ص
(٧٠)
بخش سوم دولت مستضعفان
٦٠ ص
(٧١)
اقتدار اجتماعى، پيش شرط ظهور
٦٠ ص
(٧٢)
تفاوت اقتدار اجتماعى با استبداد
٦١ ص
(٧٣)
استراتژى انتظار
٦٢ ص
(٧٤)
انتظار و تبديل استضعاف به اقتدار
٦٣ ص
(٧٥)
ايمان، آرامش، امنيّت و مهدويّت
٦٥ ص
(٧٦)
دست بوعلى از آستين آل اسحاق
٧١ ص
(٧٧)
فرزند با ايمان من (5)
٧٦ ص
(٧٨)
اعتماد به رازق
٧٦ ص
(٧٩)
ايجاد اعتماد از راه بررسى وضعيت موجودات
٧٦ ص
(٨٠)
ايجاد اعتماد از راه بررسى وضعيت انسان!
٧٦ ص
(٨١)
آموزش ولايت
٧٦ ص
(٨٢)
الف) آشنايى با فرستاده خدا
٧٦ ص
(٨٣)
ستارگان رهنما
٧٨ ص
(٨٤)
كشتى نجات
٧٨ ص
(٨٥)
رهنما و راهبر
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - نامه تاريخى يك پدر منتظر!

اشاره‌

سيّد بن طاووس از جمله بزرگان شيعه است كه عشقى مثالزدنى و كمنظير به امام عصر (عج) داشت و بارها توفيق ديدار امام نيز شامل حالش شده بود. وى كتابى ارزشمند و با عنوان «كشف المهجّة لثمره المحجّة» دارد كه در واقع وصيّتنامه او به فرزندش محمّد است. اين كتاب مملوّ از مباحث كلامى، اخلاقى و ... است و در چند جاى آن، به موضوع امام زمان (عج) نيز پرداخته است. آنچه در ادامه مى‌آيد، بخشهاى ١٥٠- ١٥٢ اين كتاب و حاوى عبارات تكاندهنده و مهمّى است:

اى فرزند، اى محمّد! تو را و برادرت را و هركس را كه اين كتاب را بخواند، به آشتى و درستى در معامله با خداى عزّ و جلّ و رسول او صلى الله عليه و آله و سلم و حفظ و رعايت فرمان خدا و رسول كه درباره ظهور مولاى ما مهدى (عج) بيان فرموده و بشارت داده‌اند، سفارش ميكنم. چه، قول و عمل بسيارى از مردم، از نظرهاى فراوان با عقيده آنان مخالف است. مثلًا بارها ديده‌ام كه اگر بنده‌اى يا اسبى يا درهم و دينارى از آنان گم شود، سرا پا متوجّه آن مى‌شوند و براى يافتن آن نهايت كوشش را به عمل مى‌آورند؛ امّا نديده‌ام كه كسى براى تأخير ظهور آن حضرت و عقب افتادن اصلاح اسلام و تقويت ايمان مسلمانان و قطع ريشه كافران و ستمگاران، به اندازه دلبستگى به اين امور ناچيز دلبسته باشد و به اندازه‌اى كه براى از دست دادن اين اشياء متأثّر ميگردد، متأثّر باشد.

پس چنين كسانى چگونه مدّعى آنند كه به حق عارفند و به رسول او واقف و به امامت آن حضرت معتقد؟ و چگونه ادّعاى دوستى آن بزرگوار مى‌كنند و درباره چگونگى‌هاى والاى او به مبالغه مى‌پردازند؟ و از آن جمله، كسانى را ديده‌ام كه به زبان، سرورى و ظهور آن حضرت و نفوذ احكام امامت او را واجب مى‌شمارند؛ امّا اگر سلطان يا اميرى از دشمنان آن امام بزرگوار و از منكران امامت او، به آنان احسان و مهرى داشته باشد و عنايتى روا دارد، به او دل مى‌بندند و مهر او را در دل جاى مى‌دهند و بقاى او را مى‌خواهند و به اندازه‌اى به او متوجّه مى‌گردند كه از طلب مهدى (عج) باز مى‌مانند و واجبات را از ياد مى‌برند؛ از جمله عزل و بيكار شدن آن سلطان يا امير را كه بايد پيوسته آرزو داشته باشند، نمى‌خواهند و از آن جمله گروهى را مى‌شناسم كه بر خود واجب مى‌دانند كه به شادى آن حضرت شاد باشند و به اندوه او اندوهگين و مى‌گويند آنچه در اين جهان است و آنچه به ما رسيده، به بركت وجود آن بزرگوار است. با اينهمه، اگر درهم و دينارى يا قطعه زمينى از ايشان غصب شود، بيش از غصب‌ها و غارتهاى اموال ديگران متأثّر مى‌گردند.

آيا اينگونه حالات و چگونگى‌ها، با وفاى به حق تعالى و معرفت او جلّ جلاله و شناخت رسول او صلى الله عليه و آله و سلم و معرفت اوصياى او عليه السلام مناسبتى دارد؟

نيز از آن جمله، روزى به مردى كه به ظاهر دلبسته ظهور شريف آن بزرگوار است و به او دعوى وفادارى مى‌كند و از غيبتش سوگوار و اندوهناك است، گفتم: اگر آن حضرت (عج) به تو بگويد كه من از طريق پدران خود دانسته‌ام كه اگر ظهور كنم، به محض اينكه چشمت به من افتد، در دم جان خواهى سپرد، امّا اگر در ظهور من تأخير افتد، بيست سال ديگر با كمال خوشى با زن و فرزند و اهل و عيال خواهى زيست، آيا چند روزه زندگانى اين جهان فانى را به تأخير ظهور من ترجيح نخواهى داد؟

و ديگر به كسى كه در اظهار دوستى و مهر به آن حضرت مبالغه مى‌كرد، گفتم: اگر آن حضرت به تو ابلاغ كند كه پادشاه كشور تو در ايّام غيبت او روزى هزار دينار به تو مى‌پردازد و آن مال بر تو حلال و پاكيزه است و مدّتها نيز آن را دريافت خواهى داشت، پس آنگاه حضرت بزرگوار امام به تو ابلاغ فرمايد كه خداى تعالى اذن ظهور داده است و از اين پس، آن مبلغ بر تو حلال نيست، آيا تو ترجيح مى‌دهى كه غيبت به طول انجامد و آن مستمرّى را دريافت كنى تا حضرت او ظهور كند و مستمرّى قطع شود و آن را مستمرّى يكى از دشمنان تو قرار دهد كه در رتبه از تو پائينتر است، با اينهمه به حساب و كتاب تو نيز رسيدگى نمايند، كداميك از اين دو را ترجيح مى‌دهى؟ طول غيبت و اخذ روزى هزار دينار را يا شتاب در ظهور امام و قطع آن مبلغ و پرداختن آن به دشمن تو؟

به يكى از برادران گفتم: اصحاب مهدى (عج) كسانى هستند كه آن بزرگوار را براى آنچه خدا ميخواهد، خواسته‌اند؛ خواه به دنياى آنان سودمند باشد يا زيانبخش. در هر حال تابع مشيّت الهى هستند.

يكى از معتقدان به امامت آن بزرگوار (عج) گفت: براى من در غيبت امام شبهه حاصل شده است. گفتم: آن چيست؟ گفت: آيا براى آن حضرت امكان ندارد كه يكى از شيعيان خود را ملاقات كند و اختلافهايى را كه در دين جدّش صلى الله عليه و آله و سلم روى داده است، از ميان ببرد؟

از من خواست كه پاسخ آن را بدهم؛ نه آنسان كه در كتابها نوشته‌اند؛ زيرا از آنها و از آنچه شنيده، رفع شبهه او نشده است.

گفتم: آيا قدرت آن حضرت در رفع اختلافها بيشتر است يا توانايى خداى متعال؟ و آيا رحمت و فضل حق تعالى بيشتر است يا رحمت و فضل و عدل آن بزرگوار؟ گفت: البتّه قدرت و رحمت و عدل الهى. گفتم: چرا خداى ارحم الرّاحمين و اكرم الاكرمين اين اختلافها را رفع نمى‌فرمايد و مى‌دانيم كه خداى تعالى براى اين كار، راهها و اسبابها در حيطه قدرت دارد كه بنيآدم را آن امكان نيست. آيا در اين كار حكمت و مصلحت و عدل و فضيلت نيست كه او جلّ جلاله مقتضى دانسته است؟ گفت: آرى.

گفتم: پس عذر خليفه و جانشين او نيز همان اقتضاى كار است؛ زيرا آنچه حضرت او كند، آن است كه امر و رضاى الهى است.

آنگاه سخن مرا پذيرفت و شبهه او بر طرف گرديد و دانست كه اين سخن حق را كه پروردگار جلّ جلاله بر زبان من جارى ساخته، صحيح و درست است.

اى محمّد، اى فرزند! كه اميدوارم پروردگار جلّ جلاله ظاهر و باطن تو را به دوستى و مهر اولياى خود و دشمنى دشمنان خود زينت بخشد!

در ايّام زيارت عاشورا در «كربلاى معلّى» خبر ولادت تو (كه به طالع سعد در ساعت دو و پنج دقيقه سه شنبه نهم محرم سال ششصد و چهل و سه بوده است) به من رسيد. من به شكرانه اين نعمت و احسان پروردگار، با فروتنى بسيار در پيشگاه مقدّسش بر پاى خاستم و به فرمان الهى، تو را بنده مولانا مهدى (عج) و متعلّق به او قرار دادم و در