ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - ايمان، آرامش، امنيّت و مهدويّت
قبول شود و مورد پذيرش قرار بگيرد. بنا بر تفسيرى كه در بعضى از روايات شده، ايمان در حقيقت همين پذيرش ولايت است. وقتى اين پذيرش به اوج خودش برسد، لباس ظلم را از تن خواهد كند و شخص قلبى مملوّ از توجّه به خدا، بلكه مملوّ از حبّ خدا پيدا مىكند و هيچگونه توجّهى به غير خدا در او، وجود نخواهد داشت.
اگر كسى همه ائمّة هدى عليه السلام را به جز حضرت بقيّةالله، ارواحنا له الفداء، بپذيرد به دليل نقصانى كه در پذيرش ولايت مواليان عظام عليه السلام براى او ايجاد مىشود، به همين مقدار مشرك شده و لباس ظلم بر ايمان او افكنده خواهد شد و اينجاست كه از نعمت امن، امنيّت، آرامش و طمأنينه محروم خواهد ماند و ناچار براى پر كردن اين نياز و خلأ، به مكاتب، ايسمها و تفكّرات گوناگون دنياى امروز روى مىآورد؛ همانها كه بزرگترين دليل براى بطلان آنها، وجود تشكّلها، تعارضها و تناقضات فكرى درون آنها است.
توجّه به حضرت ولى عصر، ارواحنا له الفداء، بزرگترين مايه تحصيل امن و آرامش است. البتّه وجود خود حضرت بقيّة الله، ارواحنا له الفداء، موجب همه اين عوالم وجود خواهد بود؛ چون ابر و باد و مه و خورشيد و فلك براى چرخيدن و گردش و حركت بايد يك غايتى داشته باشند، غايت آنها آن است كه براى انسان كامل، انسان معصوم، حركت كنند؛ نه انسان ناقص يا انسان خطاكار و عاصى. همه به طفيلى وجود حضرت بقيّةالله (عج) در قيد حياتند و مرزوقند و روزى مىبرند.
اين تعبيرى كه در «دعاى عديله» آمده است: «وَ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ.»[١]
مبتنى بر همين اصل است. «بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى»؛ يعنى چون حضرت حضور دارند، بقيّه هم مرزوق مىشوند. اينكه در حديث قدسى آمده است: «خَلَقتُ الأشياءَ لِاجلِكَ»[٢] نيز بيان كننده همين واقعيّت است. پس بايد حركتمان، راه رفتنمان، همه چيزمان به عشق و محبّت حضرت بقيّةالله عليه السلام باشد؛ چه بدانيم، چه ندانيم، چه بخواهيم، چه نخواهيم، چه انسان مؤمن، چه انسان مشرك، چه انسان موحّد، چه انسان منافق، حضرت مظهر رحمت رحمانيّه حضرت حقّند و رحمت رحمانيّه حضرت حق، براى همه مخلوقات، عام است.
«قرآن كريم»، در توصيف حضرت ولىّ عصر (عج) تنها در يك كلمه مىگويد: «بَقِيَّةُ اللهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ.»[٣]
«بقيّةالله» يعنى كسى كه تمام صفات حضرت حق، جلّ جلاله، در او خلاصه شده است. اگر مىگوييم «هو مَعَكُم ايْنَ ما كُنْتُم؛[٤] هر جا باشيد خداوند هم با شما هست»، كسى كه هم «بقيّةالله» است، چون مظهر صفات خداوندى است، بايد، «هو مَعَكُم ايْنَ ما كُنْتُم» باشد؛ يعنى همهجا با ما باشد. پس بر اين مبنا، حضرت بقيّةالله (عج) در همه آنات و در تمام حالات با ما همراه هستند و به تعبير رواياتى كه در «بصائرالدّرجات»[٥] آمده، هيچ چيزى از وجود ما در محضر حضرت بقيّةالله (عج) پنهان نيست. البتّه اين اصل كلّى از آيه شريفه «سوره مباركه يس» هم كه مىفرمايد: «وَ كُلَّ شَىءٍ أَحْصَيْناهُ فى إِمامٍ مُبينٍ»[٦] قابل استخراج است.
راه دستيابى به چنين معرفتى هم از اين طريق است كه ما بدانيم حضرت بقيّةالله (عج) لحظه به لحظه به ما توجّه دارند و همه ما تحت مشاهده اين بزرگوار هستيم. اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايند:
«مَنْ أَحَبَّ شَيْئاً لَهِجَ بِذِكْرِهِ؛[٧]
وقتى كسى، كسى را دوست بدارد، دائماً مىخواهد از او تعريف بكند، مرتب از او ياد كند.» اين حالت تا آنجا ادامه پيدا مىكند كه فرد دائماً خودش را در محضر حضرت دوست مىبيند، ديگر بين خودش و او جدايى نمىبيند. پس عمده، تحصيل معرفت است. معرفت هم از چند راه قابل تحصيل است:
قبل از هر چيز بايد درباره احوال حضرت ولى عصر (عج) مطالعه كرد؛ خواندن كتابهايى مثل «مكيال المكارم» نوشته مرحوم آيتالله سيّدمحمّدتقى اصفهانى،[٨] جلد ٥١، ٥٢، ٥٣ «بحارالانوار» مرحوم علّامه عالىمقام، مجلسى (ره)، كه با عنوان «مهدى موعود عليه السلام»[٩] هم ترجمه شده است. بعضى از كتبى كه اخيراً نوشته شده مثل «خورشيد مغرب» از آقاى محمّدرضا حكيمى و «دادگستر جهان»[١٠] نوشته آقاى ابراهيم امينى. علاوه بر مطالعه اين آثار، تبعيّت از خواستههاى حضرت مهدى (عج) آرامآرام محبّت را زياد مىكند. همچنين خواندن دعاهايى كه مربوط به حضرت است؛ مانند «زيارت آلياسين»، «دعاى عصر غيبت» كه در انتهاى «مفاتيح» آمده و عصرهاى جمعه خوانده مىشود و ... خلاصه اينكه انسان بايد اوّل خود را شستوشوى قلبى بدهد تا مورد توجّه حضرت ولى عصر (عج) قرار بگيرد و ايشان هم عنايت بكنند؛ در اين صورت است كه اين محبّت چندين برابر خواهد شد.
نقش مطبوعات و رسانهها در ترويج فرهنگ مهدويت چيست؟
به نظر مىرسد قبل از اينكه مطبوعات و رسانههاى گروهى بخواهند نقش داشته باشند، بايد متفكّرانى كه صاحبنظر هستند در فرهنگ اسلامى، يك تقرير صحيح و همه جانبه از قضيه مهدويّت ارائه كنند كه برداشت از آن موجب تعطيلى بعضى از احكام الهى نشود. بعد از اينكه آن تقرير صحيح ارائه شد و جامعيّت تفكّر مهدوى عرضه شد، آن وقت رسانههاى گروهى مىتوانند نقش بسيار مؤثّرى در ارائه فرهنگ مهدويّت داشته باشند.