ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - انتظار و تبديل استضعاف به اقتدار
مرحله بعد برنامهريزى كرد تا به زمان ترازو رسيد. در اين شرايط، اقتدار اجتماعى جهانى لازم براى حكومت عدل جهانى فراهم خواهد شد.
بر اساس اين حديث شريف، پيشنياز ظهور، عدالتخواهى مردم است. امام عدالت، امّت عدالتخواه مىخواهد. دولت عدالت، جامعه عدالتپذير مىخواهد. جامعه فاسد، امام عدالت را نمىپذيرد. مردم فاسد، دولت عدالت را تحمّل نمىكنند؛ همانگونه كه امام على عليه السلام را تحمّل نكردند. اگر ظهور در جامعه فاسد روى دهد، امام مهدى عليه السلام نيز فرجامى چون ديگر امامان خواهد داشت. بنابراين پيششرط ظهور، توسعه عدالتخواهى و حركت از زمان گرگ به زمان ميش و از زمان ميش به زمان ترازو است؛
٥. مسئله مهمّ ديگر، شيوه تغيير است. شيوه تغيير، تغيير فرهنگ و بينش است؛ نه تغيير نظامى. در برخى روايات، براى تبديل استضعاف به اقتدار، راهبرد افزايش رشد و آگاهى مورد تأكيد قرار گرفته است. عبدالسّلامبن صالح هروى نقل مىكند كه:
امام رضا عليه السلام فرمودند: «رحمت خدا بر بندهاى كه امر ما را زنده كند!» از حضرت پرسيدم: چگونه امر شما را زنده مىكند؟ حضرت فرمودند:
«دانشهاى ما را فرا مىگيرد و به مردم ياد مىدهد. بىگمان اگر مردم از زيبايى كلام ما آگاه مىبودند، از ما تبعيت مىكردند.»[١]
احياى امر و همچنين تبعيت و اطاعت، به اقتدار اجتماعى اشاره دارند. وقتى ايدهاى در جامعه زنده و نقشآفرين باشد و مردم از آن تبعيت و اطاعت كنند، اشاره به اقتدار اجتماعى تحقّق مىيابد. امّا مهم اين است كه اين مسئله چگونه اتّفاق مىافتد؟ حضرت قاعدهاى را بيان كرده كه بر اساس آن، رابطه مستقيمى ميان آگاهى و اطاعت برقرار شده است. اگر سطح آگاهى افزايش يابد و زيبايىهاى انديشه امامت روشن گردد، بىترديد تبعيت و فرمانبردارى اتّفاق خواهد افتاد و اين، يعنى تحقّق اقتدار اجتماعى. جالب اينجاست كه در روايت نقل شده، راه تحقّق اين امر نيز مشخّص شده كه عبارت است از فراگرفتن علوم اهل بيت عليه السلام و آموختن آن به ديگران.
از آنچه بيان شد، روشن مىگردد كه عامل استضعاف اجتماعى امامت، استضعاف فكرى مردم است. وقتى جامعه از نظر فكرى ضعيف باشد، امامت را رها خواهد كرد و در نتيجه، به استضعاف كشيده خواهد شد. پس براى تأمين اقتدار اجتماعى بايد با افزايش سطح آگاهى و بينش، استضعاف فكرى مردم را برطرف كرد. وقتى استضعاف فكرى مردم برطرف شد، كسانى كه از نظر اجتماعى در ضعف بودند (امامان)، به اقتدار و حكومت خواهند رسيد؛
٦. نكته مهم اينكه براى اين امر، بايد طرحى درانداخت و پروژههايى را تعريف كرد. نمىتوان نشست و اميدوار بود كه به مرور زمان و به صورت ناخودآگاه، استضعاف فكرى به تقويت فكرى تبديل شود. بايد براى اين امر چارهاى انديشيد و برنامهاى تنظيم كرد. رسالت آن نيز بر عهده حوزه تشيّع و هم اكنون بر عهده «حوزه علميّه قم» است.
امام صادق عليه السلام مىفرمايند:
«به زودى كوفه از مؤمنان خالى مىشود و دانش در آن فرو مىرود؛ همانگونه كه مار در سوراخ خود فرو مىرود. سپس دانش در شهرى به نام قم آشكار مىشود و پايگاهى براى دانش و فضيلت مىگردد تا آنكه هيچ مستضعف فكرى در زمين باقى نماند. حتّى زنان در خانهها و اين نزديك ظهور قائم ماست. پس دانش از آن شهر به ديگر سرزمينها پراكنده مىگردد و حجّت خدا بر مردم تمام مىشود؛ به گونهاى كه هيچ كس در زمين باقى نمىماند؛ مگر اينكه دين و دانش به او مىرسد. آنگاه قائم ظهور مىكند.»[٢]
اين حديث بسيار گوياست. حوزه علميّه بايد با درك شرايط جهانى براى برچيدن استضعاف فكرى در سطح جهانى، برنامهريزى كند.[٣]
پىنوشتها:
[٢٨]. سوره اعراف، آيه ١٥٠.
[٢٩]. سوره قمر، آيه ١٠.
[٣٠]. سوره هود، آيه ٨٠.
[٣١]. سوره مريم، آيه ٤٨.
[٣٢]. سوره شعرا، آيه ٢١.
[٣٣]. ر. ك: طبرسى، ج ١، ص ٢٧٩؛ شيخ صدوق، «علل الشرايع»، ج ١، ص ١٤٨.
[٣٤]. طبرسى، «الاحتجاج»، ج ٢، ص ٨.
[٣٥]. شيخ طوسى، «كمالالدين و تمام النعمه»، ص ٢٦٤.
[٣٦]. علامه مجلسى، «بحارالانوار»، ج ٢٨، ص ٢٤٦.
[٣٧]. سوره مريم، آيات ٢٩- ٣١.
[٣٨]. سوره مريم، آيه ١٢.
[٣٩]. ماهنامه موعود، شماره ٨٧.
[٤٠]. سعيدى، محمد حسن، مجلّه حكومت اسلامى، ش ١٧، ص ٢٣٣.
[٤١]. ر. ك: رىشهرى و همكارى، «موسوعه امام على عليه السلام».
[٤٢]. «بحارالانوار»، ج ٦٩، ص ١٧٠.
[٤٣]. اين واقعيتى است كه قرآن كريم آن را بيان كرده است. خداوند متعال درباره سلوك فرعون با بنىاسرائيل مىفرمايد: «فرعون قوم خود را تحقير مىكرد و آنان از او اطاعت مىكردند.» (زخرف (٤٣) آيه ٥٤) و در جايى ديگر درباره سلوك او، از زبان حضرت موسى عليه السلام خطاب به بنىاسرائيل، مىفرمايد: «به بدترين وجهى شما را عذاب مىكردند و پسرانتان را سر مىبريدند و زنانتان را براى بيگارى زنده مىگذاشتند.» (ابراهيم (١٤)، آيه ٦) و ر. ك: (بقره (٢)، آيه ٤٩). پديده شگفتى است كه تحقير و شمشير، ميوه اطاعت به بار آورد!! و شگفتانگيزتر اينكه خداوند متعال علّت اين پديده را فسق و فساد خود مردم معرفى مىكند؛ نه فرعون. البتّه فرعون فاسد و فاسق هست؛ ولى علّت موفقيت سلوك خشن و تحقيرآميزش، فسق و فجور خود مردم بود و اساساً چنين مردمى جز با اين سلوك به راه نمىآيند. اين يك اصل است و شايد هدف قرآن كريم از طرح اين حكايت، بيان همين اصل باشد. خداوند متعال در اينباره مىفرمايد: «به تحقيق آنان مردمى فاسق بودند.» (زخرف (٤٣) آيه ٥٤).
[٤٤]. «عيون الحكم و المواعظ»، ص ١٦٨، ح ٣٤٨٨؛ «غررالحكم»، ح ٣٧٥٨.
[٤٥]. «امالى»، مفيد، ص ٢٠٧، ح ٤٠، و ر. ك: «نهجالبلاغه»، خطبه ١٨٢؛ «ينابيع الموده»، ج ٣، ص ٤٤٣.
[٤٦]. «ارشاد»، ص ٢٨١؛ احتجاج، ج ١، ص ٤١٤، ح ٨٩، و ر. ك: «كافى»، ج ٨، ص ٣٦١، ح ٥٥١؛ «بحارالانوار»، ج ٧٧، ص ٣٦٤، ح ٣٣.
[٤٧]. «كافى»، ج ٨، ص ٢١٠.
[٤٨]. مثلًا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايند: «قيامت برپا نمىشود، تا زمانى كه زمين از ستم و دشمنى آكنده شود. آنگاه مردى از خاندان من قيام كند و زمين را كه از ظلم و جور آكنده شده، از عدل و داد پر مىكند.» يا در كلام ديگرى مىفرمايند: «اگر از عمر دنيا فقط يك روز باقى مانده باشد، خداوند مردى از خاندان مرا بر مىانگيزد كه دنيا را پر از داد مىكند؛ همچنانكه پر از ستم شده است.»
[٤٩]. امام خمينى درباره اين گروه مىفرمايد: يك دستهاى مىگفتند: خب بايد عالم پر از معصيت بشود تا حضرت بيايند. ما بايد نهى از منكر نكنيم. امر به معروف هم نكنيم تا مردم هر كارى مىخواهند بكنند، گناهان زياد بشود كه فرج نزديك بشود.
[٥٠]. سوره انبيا (٢١)، آيه ١٠٥.
[٥١]. سوره رعد (١٣)، آيه ١١.
[٥٢]. سوره انفال (٨)، آيه ٥٣.
[٥٣]. «عيون الاخبار الرضا»، ج ٢، ص ٢٧٥.
[٥٤]. «بحارالانوار»، ج ٦، ص ٢١٣.
[٥٥]. ماهنامه موعود، شماره ٨٨.