ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - امام، صاحب شريعت و شارع امر
راز رهايى از مرگ جاهلى
مريم پاك آيين
باحمد و ثناى خداوند يكتا و تحت توجّهات حضرت ولىّعصر (عج)، نود و نهمين نشست از سلسله نشستهاى ماهانه «مؤسّسه فرهنگى موعود» برگزار شد. در اين نشست كه با استقبال خوبى از سوى علاقهمندان اين گفتوگوها در شهر «تهران» رو به رو شد، استاد اسماعيل شفيعى سروستانى، موضوع «معرفةالامام» را به عنوان تنها راه رهايى از مرگ جاهلى، موضوع سخنرانى خود قرار داده بودند.
سردبير ماهنامه موعود، در سخنرانى خود كه در دو بخش و بيش از دو ساعت ارئه شد، با معرفى موضوع معرفةالامام به عنوان مدخل ورود به منظومه شگرف هستىشناسى و جهانشناسى ولايى، طرح و بررسى آن را از اركان لازم براى شناخت «ملك عظيم خداوندى» دانست. حكومت و مُلكى كه ظهور، مقدّمه آن و حضرت صاحب الزّمان، ارواحنا له الفداء، مؤسّس آن است. ايشان شناسايى سه عنصر را براى شناخت اين حكومت عادلانه عالمگير و ملك عظيم خداوندى، ضرورى دانستند:
الف) شناخت چرايى خلقت هستى و حكمت خلقت از منظر روايات اهل بيت عليه السلام؛
ب) شناخت امام از خاندان وحى در مراتب عالى معرفتى؛
ج) شناخت شيطان، جنود و گستره عمل آنها در ساحتهاى مختلف حيات.
ايشان بدين ترتيب، سخن گفتن درباره معرفةالامام را از لوازم شناخت حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) معرفى كردند.
مرگ جاهلى و راه رهايى از آن
شفيعى سروستانى در ابتداى سخنان خود، «پرسش» و «پرستش» را ذاتى وجود هر انسان دانست و كسى كه را كه از پرسشهاى كلّى درباره عالم و آدم دور افتاده است، بشرى در صورت انسان خواند كه حياتى حيوانى، بلكه پستتر از آن دارد. ايشان پرسش از راز هستى را شامل پرسش از كيستى، مبدأ و مقصد آفرينش و هدف خلقت دانستند و جهل معرفى شده در حديث نبوىّ «هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلى مرده است» را، جهل و ناآگاهى نسبت به همين پرسش معرفى كردند. جهلى كه در آن، فرد نه در جسم، بلكه در روح و جان مُرده محسوب مىشود. بدين ترتيب، شناخت حضرات معصومان عليه السلام را راز رهايى از مرگ جاهلى خواند؛ چرا كه اين شناخت، سبب ايجاد نوعى نگاه هستىشناسانه به عالم و موجودات مىگردد موسوم به «هستىشناسى ولايى» كه با تمامى هستىشناسىها و جهانشناسىهاى معرفى شده از سوى فلاسفه و دانشمندان علم جديد غربى تفاوت دارد.
ايشان با طرح سؤالِ كداميك از مراتب شناخت حضرات معصومان عليه السلام سبب رهايى از مرگ جاهلى مىشود؟، در پاسخ، چهار مرتبه از مراتب معرفهالامام را برشمردند كه عبارتند از:
١. معرفت به اسم، لقب و ويژگىهاى ظاهرى امام؛
٢. معرفت به صفات و توانايىهاى امام؛
٣. معرفت به ولايت تشريعى؛
٤. معرفت به ولايت تكوينى؛
آنگاه در ادامه تأكيد كردند كه دو مرتبه اوّل شناخت امام، كه شناخت محبّان اهل بيت عليه السلام از ايشان در همين دو سطح است، سبب نيل به هستىشناسى ولايى در فرد نمىگردد و به همين دليل، رهايى از مرگ جاهلى را به دنبال نخواهد داشت. بدين ترتيب، سخنران به بحث درباره فصل سوم از معرفةالامام، يعنى ولايت تشريعى وارد شدند.
امام، صاحب شريعت و شارع امر
محقّق و پژوهشگر مهدوى، با ارائه تعريف از «وِلايت»، به معناى سرپرستى و زعامت، «وَلايت»، به معناى محبّت و «تشريع»، به معناى ايجاد تكليف و قانونگذارى، شارع اصلى را خداوند متعال دانستند كه شرع مقدّس را، كه مجموعه قوانين و قواعد است، براى مردم و تنظيم معاملات و معادلات مردم فروفرستاده و صاحب اين شريعت، مبلّغ و پاسدارنده از آن، حضرت خاتم صلى الله عليه و آله و سلم و ائمّه معصومين عليه السلام هستند.
سخنران، قانونگذارى و ايجاد شرع از سوى خداوند را به اين علّت دانست كه موجودات مختار و داراى عقل (انسانها و اجنّه)، با استفاده از شرعيات، معادلات و معاملات خود را تنظيم كرده و با كلّ عالم كه در مسير خداوند راه مىپيمايند، هماهنگ مىشوند تا بدين ترتيب، نظم