ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - زيارت روزانه امام عصر عليه السلام
چنين سخنى فقط مخصوص آن حضرت است و هر كس بعد از او چنين ادّعايى كرد، رسوا گرديد. ماجراى زير ناظر به همين مطلب است:
روزى سبط بن جوزى در بالاى منبر گفت: «سَلونى قبل ان تفقدونى» بانويى هوشمند، از معتقدان به ولايت حضرت اميرالمومنين عليه السلام براى آنكه به سبط بن جوزى بفهماند، حرف بزرگتر از دهانت زدى از پاى منبر به او گفت: من سؤالى دارم.
ابن جوزى گفت: از هر چه مىخواهى، بپرس.
زن شيعه گفت: به من خبر بده؟! آيا اين حديث درست است كه چون مسلمانان عثمان را كشتند، جنازهاش سه روز بر زمين ماند و كسى حاضر نشد جنازه او را بردارد و دفن كند؟
ابن جوزى گفت: بلى؛ درست است.
زن شيعه گفت: آيا اين حديث درست است كه وقتى سلمان در «مدائن» از دنيا رفت، امام على عليه السلام از «مدينه» به مدائن رفت و بر جنازه سلمان نماز خواند و به احترام او، در مراسم كفن و دفن او شركت نمود، و نگذاشت جنازه او بر زمين بماند؟
ابن جوزى گفت: آرى؛ درست است.
زن شيعه گفت: اكنون بگو چرا على عليه السلام با آنكه در مدينه بود، كنار جنازه عثمان نرفت، تا آن را بردارد و به خاك بسپارد؟ در اين صورت يا على عليه السلام خطاكار است كه در دفن جنازه عثمان سستى نمود يا عثمان غير مؤمن است كه على عليه السلام خود را از دخالت در دفن جنازه عثمان، معاف دانست؟
سبط ابن جوزى در مقابل اين زن فروماند؛ چرا كه ديد اگر هر كدام از آن دو (على يا عثمان) را خطاكار بداند، بر خلاف عقيده خود سخن گفته است؛ زيرا هر دوى آنها را خليفه بر حق مىدانست. از اين رو گفت:
اى زن! اگر با اجازه شوهرت بيرون آمدهاى و در برابر نامحرمان اينگونه بىشرمانه با من سخن مىگويى كه لعنت خدا بر شوهرت باد و اگر بدون اجازه او آمدهاى، خدا تو را لعنت كند.
زن شيعه بىدرنگ پاسخ داد: آيا عايشه وقتى به جنگ با اميرالمومنين على عليه السلام بيرون آمد و جنگ جمل را به راه انداخت، با اجازه شوهرش يعنى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بيرون آمده بود يا بدون اجازه او؟
سبط بن جوزى در پاسخ فروماند؛ زيرا اگر مىگفت، بدون اجازه شوهرش بيرن آمده است، عايشه را محكوم مىكرد و اگر مىگفت، با اجازه بيرون آمده است، على عليه السلام را تخطئه مىكرد و هر كدام از اين دو پاسخ، با عقيدهاش ناسازگار بود. به ناچار درمانده گرديد و آنگاه با خجالت از بالاى منبر به زير آمده و يكسره به خانهاش رفت!
منبع: حسينى قمى، على، «مناظرات علمى بين شيعه و سنّى»، قم، نصر، ١٣٧٨، ج ٢.