ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧ - چرا بايد اسم فرزندانمان را اسم هاى اسلامى بگذاريم؟
بدهيم. از دست دادن تدريجى شعارها باعث مىشود كه بعد خود محتوا را از دست بدهيم. وقتى اسمهاى اسلامى فراموش بشود، اسلام نيز به مرور زمان فراموش مىشود. من هم قبول دارم ماهيّت و واقعيّت اسلام هرگز به اين مطلب نيست كه من اسمم حسن باشد يا كامران. آن قدر اشخاصى بودهاند كه اسمشان حسن و حسين و احمد بوده كه كمر اسلام را شكستهاند. ممكن است اسم من يك اسم غير اسلامى باشد ولى، عملًا من مسلمان واقعى باشم. من منكر اين مطلب نيستم؛ نمىگويم هر كسى با اسم مسلمان مىشود و هر كسى با اسم از اسلام خارج مىشود؛ ولى عرض مىكنم كه اين خودش يك حسابى است در دنياى اسلام. ما بايد اين اسمها را به عنوان نماد و شعائر اسلام حفظ كنيم تا محتوا و اصل را از دست ندهيم. به طور مثال نام بابك، اگر ما اسم فردى را كه در طول تاريخ از او جز دشمنى و كينه نسبت به اسلام چيز ديگرى سراغ نداريم و هيچ فضيلتى در او نمىبينيم، جز اينكه با مسلمانان مىجنگيده، روى فرزندمان بگذاريم، ميوه دل ما فردا بزرگ مىشود، با خود مىگويد اسم دوستانم را حسن، حسين، عبّاس، على و مرتضى گذاشتهاند، اسم من هم بابك است، من هم بروم سراغ هم اسم خودم، ببينم او كيست؟ وقتى مىرود سراغ او مىبيند در زندگى آن آدم از نظر انسانى چيزى نيست و جز جنايت و مبارزه با اسلام چيز ديگرى وجود ندارد. به دروغ از او تعريف مىكنند، مىگويند بابك با اعراب مىجنگيد. كجا بابك با اعراب مىجنگيد؟! بابك با ايرانىها مىجنگيد نه با اعراب. بابك را ايرانىها كشتند و ٢٥٠ هزار كشته دادند. عرب كه اصلًا يك نژاد كوچكى بود و افراد زيادى نداشت. سردارشان يك ايرانى به نام افشين بود كه با بابك مىجنگيد. نفراتش هم همه ايرانى بودند. تاريخ را شما بخوانيد! مىبينيد شعارها ايرانى است، اسمها همه ايرانى است، ايرانىهايى كه با بابك مىجنگيدند، گرزى داشتند كه اسمش را گذاشتهاند كافركوب.
بابك با اسلام و مسلمانان مىجنگيد، با عربها نمىجنگيد، عربى در كار نبود. معتصَم خليفه بود؛ ولى او كه با معتصم نمىجنگيد. اگر ايرانىهاى مسلمان، بابك را يك عنصر ضدّ اسلامى تشخيص نمىدادند كه با او به نفع معتصم نمىجنگيدند. ايرانىها از معتصم نهايت تنفّر را داشتند، ولى حاضر نبودند به قيمت جنگيدن با معتصمها بيايند بابكها را تأييد كنند. مىديدند اگر امر دائر بشود، ميان بابك و معتصم، باز معتصم از بابك بهتر است. بچّهاى بزرگ مىشود؛ در حالى كه مىبيند اسمش بابك است. طبعاً در او يك احساس علاقهاى نسبت به هم اسمش پيدا مىشود و بسا كه بعد، همين اسمگذارى، اين بچّه را منحرف كند يا مىبيند اسمش اسم يك گبر آتشپرستى است كه در چهارهزار سال پيش وجود داشته است. شعائر اسلام كه شوخىبردار نيست. اسلام است. ما بايد شعارهاى اسلامى را اگر اسلام را مىخواهيم بايد شعارهايش را هم حفظ كنيم ... اگر نمىخواهيم حساب ديگرى است. من با كسانى حرف مىزنم كه مسلمانند و از روى غفلت، چنين كارهايى را مىكنند. مىخواهم از غفلتشان خارج بشوند. حال اگر كسى مسلمان نيست و با اسلام ضديّتى دارد، ما با آنها منطق و سخن ديگرى داريم.