ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - ديدگاه ٥
ملائكه با آن آشنايى نداشتند.»[١]
از اين روايت مىتوان برداشت كرد كه خداوند از روز ازل، براى هدايت بشر در امّت پيامبر خاتم (ص) دوازده نور پاك را در نظر گرفته و با قيد «مِنْهاأَرْبَعَةٌ حُرُمٌ» بيان مىدارد كه چهار تن از اين بزرگواران، خصوصيّتى دارند و به نام مبارك «على» كه خود از مهمترين اسماء الهى است، مزّين مىباشند.
اين ائمّه بزرگوار عبارتند از: حضرت اميرالمؤمنين، على (ع)، حضرت علىّ بن الحسين، امام سجّاد (ع)، حضرت علىّ بن موسى الرّضا (ع)، حضرت علىّ بن محمّد، امام هادى (ع).
خداوند متعال در ادامه مىفرمايد: «فَلاتَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ» خودتان را در مورد اين چهار «على» ظلمانى نكنيد و در حقّ آنها ظلم روا نداريد.
گزارشهاى تاريخى از زندگى چهار امام نام برده شده، حاكى از ظلم بى حدّ حاكمان و مردم قدرناشناس در اين برهه از زمان و رعايت نكردن حقوق اين بزرگواران است. حضرت على (ع) با وجود روايتهاى متعدّد و تصريح پيامبر (ص) در مورد خلافت و جانشينى ايشان، بعد از رحلت رسول گرامى خدا (ص) مجبور به سكوت و ٢٥ سال خانهنشينى مىگردد و پس از به خلافت رسيدن هم در جنگ مدام با مخالفان خويش است تا زمانىكه مظلومانه به شهادت مىرسد.
امام سجّاد (ع) بعد از شهادت مظلومانه پدر بزرگوار خويش، مجالى براى هدايت مردم جز از طريق دعاها و پند و اندرزها ندارد و سالهاى پر بركت خويش را اينگونه غريبانه سپرى مىكند تا خداى خويش را ملاقات نمايد.
امام رضا (ع) كه به ظاهر به ولايتعهدى مأمون رضايت مىدهد، از شهر و ديار و خانواده و فرزندانش دور مىگردد و با مظلوميّت تمام در غربت به شهادت مىرسد.
امام هادى (ع) در اختناق حكومت وقت، مجبور به اقامت در «سامرّا» و تحت شديدترين مراقبتهاى خلفاى بنى عبّاس روزگار خود را سپرى مىكند و در زمانى كه تنها ٤٤ سال از عمر شريفش نگذشته است، به شهادت مىرسد.
ديدگاه ٤
به دليل اينكه خداوند متعال همه كارهاى عالم را از روى حكمت انجام مىدهد و هيچ كارى در عالم خلقت تصادفى و بدون دليل نيست، در يكسان بودن تعداد ائمّه بزرگوار (ع) با حواريّون و نقبا هم، حكمتى نهفته است كه شايد با تعقّل و تدبّر در آن، به گوشههايى از اسرار وجودى آن دست يافت.
خداوند حكيم تعداد جانشينان سه پيامبر بزرگ الهى را يكى قرار داده است. اين مطلب زمانى زيباتر جلوه مىكند و مورد توجّه بيشتر قرار خواهد گرفت كه دريابيم، موارد مشابه ديگرى هم از اين دست در قرآن كريم وجود دارد.
به عنوان مثال، تعداد چشمههايى كه با عصاى الهى حضرت موسى (ع) براى قومش جارى شد، دوازده عدد است علاوه بر اينكه اسباط بنىاسرائيل هم دوازده عدد بودهاند.
در داستان ساخته شدن «بيت المقدّس» اينگونه آمده كه حضرت سليمان (ع) پس از اينكه شياطين و اجنّه را احضار كرده و كارهاى ساختمانى را ميان آنها تقسيم كرد و هر دستهاى را به كارى گماشت، گروهى از جنّيان را براى تهيه سنگهاى مرمر و بلور به حفر معادن وادار كرد و دستور داد شهر بيت المقدّس را از سنگهاى مرمر و سفيد بنا كنند. پس از آن، براى شهر دوازده قلعه ساخت و هر يك از اسباط بنى اسرائيل را در قلعهاى جاى داد.[٢]
با توجّه و دقّت نظر در آيات قرآنى كه در مورد اتّفاقات اقوام گذشته به گونهاى مختصر و موجز، گزارشهايى بيان كرده، امّا در مورد حضرت موسى (ع) و قوم بنى اسرائيل آيات فراوان و متعدّد وجود دارد. همين امر سبب مىشود كه با دقّت بيشترى به اينگونه آيات توجّه كرده و مطالب مهم آن را مدّ نظر قرار دهيم.
ديدگاه ٥
در سالهاى حيات و زندگى رسول گرامى خدا (ص) وقايعى اتّفاق افتاده كه توجّه خاصّ حضرت را به اين عدد نشان مىدهد.
به طور مثال در سال دوازدهم بعثت، گروهى از مردم يثرب براى ديدار با پيامبر (ص) و شنيدن آيين اسلام در جمره عقبه در مِنى با ايشان ديدار مىكنند. تعداد اين گروه دوازده نفر مىباشد كه پس از شنيدن دعوت پيامبر (ص) و قبول اسلام با حضرت اينگونه بيعت مىكنند كه كينههاى قبيلهاى خود را فراموش كرده و كسانى را كه آمادگى پذيرش اسلام دارند، به آيين جديد دعوت كنند.
اين نخستين بيعت در اسلام بود كه به پيمان عقبه معروف شد و پس از اين بيعت بود كه پيامبر (ص) مصعب بن عمير را به عنوان نماينده خود به يثرب اعزام كردند.
سال بعد، يعنى در سال سيزدهم بعثت، گروهى متشكّل از ٧٥ نفر از مسلمانان يثرب، در روز دوازدهم ذى الحجّه، در عقبه مِنى، دومين پيمان خود را با پيامبر مىبندند و متعهّد مىشوند همانگونه كه از زنان و فرزندان خود محافظت مىكنند، از جان رسول خدا (ص) نيز دفاع كنند. نكته جالب توجّهى كه در اين ديدار حائز اهمّيت مىباشد، اين است كه رسول گرامى خدا (ص) براى ايجاد انضباط در ميان انصار، اقدام مهمّى را صورت دادند. حضرت فرمودند:
«تعداد ١٢ نفر از ميان خود به عنوان «نقيب» انتخاب كنيد