ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - ديدگاه ٣
درباره اين مطلب، ديدگاههاى متفاوت و گاهى متناقضى وجود دارد. به اين معنى كه بعضى از بزرگان، اصل وجود تفاهم و داشتن دلالت خاص در اين زمينه را منكر شده و صرف شباهت داشتن و يكى بودن آنها را قائلند. در برابر اين دسته، كسانى قرار دارند كه با ديدى بازتر به موضوع نگريسته و با تمسّك به اين مطلب كه حكمت الهى در تمامى اركان خلقت جريان دارد، به دنبال راه حلّى قانع كننده براى كشف اين مسئله بودهاند.
در اين نوشتار سعى شده ديدگاههاى مختلف درباره اين موضوع نگاشته شود؛ بنابراين براى دسترسى به ديدگاه جامع و كامل، ابتدا با نظريهاى شروع كرديم كه از نظر سلبى به اين مطلب نگريسته، سپس نظريات ايجابى را برشمرديم. قابل ذكر است كه بيان ديدگاهها در اين مقاله به معنى بازشمارى و احصاى كامل آنها نيست، ضمن اينكه در همه حال از خداوند متعال مسئلت داريم كه خود راهگشا و راهنماى ما براى شناخت معارف اهل بيت (ع) و درك حقيقت وجودى ايشان باشد.
انشاءالله
ديدگاه ١
اوّلين نظريّهاى كه در اين زمينه به چشم مىخورد، ديدگاه عرفاست.
از منظر عرفا چون در آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت (ع) مطلب خاصّى در مورد اين مطلب، يعنى حكمت تعداد ائمّه (ع)، وجود ندارد، بنابراين دليل خاصّى براى آن نمىتوان برشمرد. هر چند اين گروه قائلند كه حروف و اعداد، از جمله عدد ٧ و ١٢ در عالم ملكوت جايگاه خاصّى نزد خداوند داشته و سرّى در خود دارند كه ما از حكمت آن بىخبريم.
از نقطه نظر اين بزرگان، اين اعداد در عالم حقيقتى دارند و در كائنات تأثيرگذار هستند و نمىتوان اين حقيقت را انكار كرد؛ امّا دليلى از كتاب و سنّت بر صحّت و سقم آن وجود ندارد.[١]
ديدگاه ٢
روايتى از رسول گرامى خدا (ص) در خصوص اين مطلب وجود دارد كه حضرت فرمودند:
«هر چه در امّتهاى قبل اتّفاق افتاده، در اين امّت نيز اتّفاق خواهد افتاد، طابق النّعل بالنعل و بدون تفاوت.»[٢]
حضرت در اين روايت تعبير «طَابِقُ النَّعلِ بِالنَّعل» را دارند كه نشان دهنده اين موضوع است كه هر اتّفاقى كه در امّتهاى قبل از اسلام افتاده، در امّت آخرالزّمان هم روى خواهد داد. يكى از اين اتّفاقات مهم و حياتى در زندگى و سرنوشت مؤمنان، انتخاب هدايتگران الهى بعد از رحلت پيامبر گرامى خدا (ص) است. تعداد اين جانشينان با تعداد حواريون حضرت عيسى (ع) و تعداد نقيبان بنىاسرائيل يكى است. رسالت آنها هم همانند رسالت پيامبران اولوالعزم سنگين و مهم بوده است.
خداوند متعال در «سوره مباركه مائده»، به اين مطلب اشاره دارد و مىفرمايد:
«وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً وَ قالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ ...؛[٣]
و اينگونه خداوند از بنى اسرائيل پيمان گرفت و در ميانشان دوازده نقيب (سرپرست) برانگيخت و به آنها فرمود: اگر نماز بپا داريد و .... من با شما هستم.»
ديدگاه ٣
در «آيه ٣٦ سوره مباركه توبه» خداوند متعال مىفرمايد:
«إِنَّعِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ؛
تعداد ماهها نزد خداوند در كتاب الهى، از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده، دوازده ماه است كه چهار ماه از آن، ماه حرام است (جنگ در آن ممنوع مىباشد.) اين آيين ثابت و پابرجاست، بنابراين، در اين ماهها به خود ستم نكنيد.»
بعضى از مفسّران در تبيين و تفسير كلمه «شهر» مىگويند:
«منظور خداوند از خلقت دوازده ماه از اوّلين روز خلقت آسمانها و زمين، همان خلقت دوازده امام (ع) و اهل بيت پيامبر (ص) است. در اين آيه به خلقت نورى آنها اشاره شده است كه خلقت آن، قبل از خلقت تمام موجودات بوده است.»[٤]
روايات فراوانى تصريح دارد كه فرشتگان و ملائك الهى كه به كار تسبيح و تقديس خداوند مشغول بوده و كارى جز آن ندارند، با ديدن اين انوار نورانى و پاك متعجّب شده و چون ديدند كه اين انوار از نورانيّت خاصّى برخورداند، گمان كردند كه آنها خدا هستند. در اين لحظه بود كه ارواح ائمّه (ع) شروع به تسبيح گفتن مىكنند تا ملائكه بدانند، آنها مخلوقند و خداوند متعال از صفات مخلوقات منزّه است. آنگاه ملائكه همراه با ائمّه (ع) تسبيح گفته و خداوند را تنزيه كردند.
در اين روايت كه از رسول گرامى خدا (ص) به حضرت امير (ع) بيان شده، سرّ برترى ائمّه (ع) نسبت به ملائكه ذكر شده است: «ما چهار ذكر مهم را به ملائكه آموختيم كه قبل از آن