ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٤ - تمام الحج
تمام الحج
بر اساس احاديث و روايات، كمال و تماميّت حجّ در گرو ولايت اهل بيت (ع)، لقاء امام (ع) و زيارت آنهاست آنچنانكه حجّة الوداع با اعلام ولايت على (ع) و فرزندانش در غدير به پايان و كمال خود رسيد و دين خدا كامل شد.
اين موضوع مهم و اساسى چگونه قابل اثبات و قابل درك است؟ براى رسيدن به اين امر مهم، به چند نكته اساسى در حجّ اشاره مىشود:
١. روح و جان كعبه، ولايت است
اوّلين و مهمترين مسئله اينست كه كعبه و حُرمتش، زمزم و شرافتش، صفا و مروه و صفايش، قربانگاه و تقواى قربانىاش، رمى جمرات و طرد شيطانش، عرفات و نيايش خالصانهاش و سرزمين حرم با تمام بركاتش در پرتو ولايت و امامت رسول خدا (ص) و اهل بيت (ع) اوست. اگر كعبه به همه اين شرافتها مزيّن است، روح عمل و مناسكش، ولايت، امامت و شناخت امام (ع) و محبّت به او و خضوع در برابر اوست.
خداوند متعال به مكّهاى سوگند ياد مىكند كه پيغمبر در آن باشد و اهل بيت (ع) او ادامه دهنده رسالتش در كنار خانه خدا باشند. مكّهاى كه پيامبر (ص) و امام (ع) در آن نباشند، جز سنگ و گل نيست؛ امّا چرا و چگونه؟
الف: قرآن خطاب به پيامبر (ص) مىفرمايد:
«لاأُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ ...؛[١]
قسم به اين سرزمين در حالى كه تو در آن ساكنى و قسم به پدر و فرزندانش.»
اگر به كعبه و مكّه و حرم خداوند سوگند ياد مىكند، به پاس احترام معصوم (ع) است.
جابر بن يزيد جُعفى مىگويد:
از امام باقر (ع) سؤال كردم مقصود از اين سخن خداوند «وَوالِدٍ وَ ما وَلَدَ» چه كسانى هستند؟ حضرت فرمودند:
«على (ع) و أئمّه از فرزندان او ...»[٢]
و از امام صادق (ع) در مورد اين آيه سؤال مىكنند. حضرت مىفرمايند:
«وَأَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ؛
تو اى رسول خدا (ص)، وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ؛ يعنى على (ع) و فرزندانش.»[٣]
ب: در «سوره حجّ آيه ٢٥» مىخوانيم:
«وَمَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ؛
كسى كه نسبت به كعبه و حرم اراده و قصد سوء و الحاد كند، ما او را به عذاب دردناك گرفتار مىكنيم.»
امام صادق (ع) در تفسير اين آيه مىفرمايند:
«كسى كه در كعبه و حرم، غير خداوند را عبادت كند يا ولايت غير اولياء را بپذيرد، او مُلحد و ظالم است، و بر خداست كه او را از عذاب دردناك بچشاند.»[٤]
و در «تفسير علىّ بن ابراهيم» از امامان معصوم (ع) نقل شده است كه فرمودند:
«اين آيه در مورد دشمنان اهل بيت (ع) نازل شده است. آن زمان كه داخل كعبه شدند، با هم عهد و پيمان بستند و قرارداد كفر و انكار در مورد آنچه در مورد اميرمؤمنان نازل شده بود (بعد از واقعه غدير) امضاء كردند. در خانه خدا با ظلم به رسول خدا و ولىّ او مُلحد شدند. پس گروه ستمگران از رحمت خدا دور باشند.»[٥]
حضرت قمر بنى هاشم (ع) روز هشتم ذىحجّه سال ٦٠ هجرى كه قافله امام حسين (ع) قصد ترك كعبه را داشت، با اشاره امام حسين (ع) بر بالاى بام كعبه رفتند و ضمن خطابهاى غرّاء در جمع حجّ گزاران فرمودند:
«حمد و ستايش مخصوص خدائى است كه اين خانه را به قدوم پدر امام حسين (ع) شرافت داد. خدايى كه در گذشته اينجا براى او بيت بود ولى امروز به يمن قدوم پدرش قبله گرديده است. اى كافران فاجر و فاسق! آيا ادامه امر حجّ را براى امام پاكان و نيكان مانع مىشويد؟ چه كسى سزاوارتر از او به خانه كعبه است؟ چه كسى از او به كعبه نزديكتر است؟ و اگر حكم خداوند بزرگ و اسرار بلند الهى و آزمايش مردم در مورد كعبه نبود، خانه خدا به سوى امام (ع) پرواز مىكرد، قبل از اينكه حضرت به سوى خانه بيايد. مردم استلام حَجَر مىكنند؛ ولى حَجَر دست او را استلام مىنمايد.»[٦]
آرى. امام حسين (ع) و برادران و يارانش حجّ خانه خدا را نيمه رها مىكنند كه حجِّ بدون حضور امام معصوم (ع)، حجّ نيست.
افرادى مثل ابن زبير كه امام حسين (ع) و امام زين العابدين (ع) را تنها گذاشت و به ياريشان نشتافت، اگر به درون كعبه هم پناه ببرد، كعبه با همه قداستى كه دارد، ديگر حرم امن خدا نيست و با منجنيق حجّاج بن يوسف ويران مىشود.
خدايى كه روزى با طير ابابيل جلوى ابرهه را گرفت، اين مهلت را داد تا حجّاج از بالاى «كوه ابوقبيس»، با نصب