ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - ذبح اسماعيل (ع)
جوانان اهل بهشت، حسين بن على (ع) با لبهايى خشكيده و عطشان، از چنان عظمتى برخوردار است كه حتّى قبل از وقوع، پيامبران و اوصياى پيشين را در ماتم خود نشانده است و پس از وقوع شهادتش نيز تا قيامت، اشك را بر ديدگان همه ائمّه (ع) و مؤمنان و آزادگان جهان و دوستداران آن حضرت، جارى ساخته است. تا آنجا كه ولىّ عصر، حضرت مهدى موعود (عج) نيز در مصيبت جدّش مدام اشك مىريزد و مىفرمايد:
فَلَأَنْدُبَنَّكَ، صَبَاحاً وَ مَسَاءً وَ لَأَبْكِينَّ عَلَيكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما؛[١]
يا جدّاه! در مصيبت تو، صبح و شام ندبه مىكنم و به جاى اشك خون مىگريم.»
در متون دينى آمده است كه اسماعيل (ع) و عبدالله (ع) اگر چه تا پاى قربانى شدن پيش رفتند، ليكن به حكم حكمت پروردگار پيش از تحقّق ذبح، قربانى قبول افتاد و گوسفندى بهشتى به جاى اسماعيل (ع) و صد شتر به جاى عبدالله فدا شدند. از جمله حكمتهاى عدم تحقّق اين دو ذبح، به خواست پروردگار منّان آن بود كه اين دو بزرگوار حامل نور خدا و سراج منير عالم حق و حقيقت، يعنى محمّد و آل محمّد (ص) بودند؛ علاوه بر احاديثى كه به اين حكمت دلالت دارند[٢]، پيامبر اكرم (ص) نيز فرموده است:
«أَنَا ابْنُ الذَّبِيحَينِ؛[٣]
من فرزند دو ذبيح هستم.»
از امام رضا (ع) سؤال شده كه اين دو ذبيح كيانند؟ حضرت فرمود: «مقصود از آن دو ذبيح، اسماعيل بن ابراهيم خليل و عبدالله بن عبدالمطّلب است.»[٤]
داستان ذبح حضرت اسماعيل (ع) در «قرآن كريم» طىّ آيات ١٠١ تا ١٠٧ «سوره صافات» گزارش شده و در انتها، آيه شريفه «وَفَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ»[٥] به اين نكته اشاره فرموده است كه به جاى اسماعيل (ع)، خداوند متعال ذبح عظيم قرار داد تا او در راه خدا كشته شود و اسماعيل (ع) از قربانى شدن رهايى يابد. بسيارى مىپندارند كه منظور از ذبح عظيم، گوسفندى است كه به جاى اسماعيل (ع) ذبح شد؛ امّا به نظر مىرسد اين نكته اگرچه صحيح است، ليكن همه حقيقت نيست. در اين نوشتار، ابتدا نگاهى به داستان ذبح اسماعيل (ع) و سپس وجوه مختلفى كه درباره ذبح عظيم است، خواهيم داشت.
ذبح اسماعيل (ع)
خداوند متعال ابراهيم (ع) را بارها و بارها آزمود:
«وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ؛
(به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده اين آزمايشها برآمد.»
شكستن بتها، فتنه نمرود و افكندن ابراهيم (ع) به آتش، مواجهه با خورشيد و ستارهپرستان، هجرت دادن هاجر و اسماعيل (ع) به «مكّه»، ذبح اسماعيل (ع) و ... از جمله اين آزمايشها است و چون از همه آزمايشهاى الهى سرفراز بيرون آمد، مقام امامت را به او عطا فرمود:
«قالَإِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً؛[٦]
خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!»
ماجراى برخى از اين آزمايشها در «سوره صافات آيات ٨٣ تا ١١٣» بيان شده است؛ از جمله اينكه حضرت ابراهيم (ع) پس از آنكه از شكستن بتها و فتنه نمرود و آتش او سالم و سربلند بيرون آمد، از خدا، فرزندى صالح درخواست نمود:
«رَبِّهَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ؛
پروردگارا! به من از صالحان [فرزندان صالح] ببخش!»
و خداوند او را به جوانى بردبار نويد داد؛
«فَبَشَّرْناهُبِغُلامٍ حَلِيمٍ؛
ما او [ابراهيم] را به نوجوانى بردبار و صبور بشارت داديم!»
در تفسير اين آيه شريفه و اينكه مقصود از ذبيح يعنى «غُلامٍ حَليمٍ» كيست، ميان علماى اهل سنّت و شيعه اختلاف نظر است؛ رأى مشهور ميان عالمان شيعه همواره آن بوده كه ذبيح، اسماعيل (ع) است؛[٧] ليكن بسيارى از اهل سنّت اسحاق (ع) را ذبيح دانستهاند.[٨] روايتهاى وارد شده از اهل بيت (ع) همه تصريح دارند بر اينكه ذبيح، اسماعيل (ع) بوده است.
از امام صادق (ع) سؤال شد ذبيح چه كسى بوده است؟ حضرت فرمود:
«اسماعيل (ع)؛ زيرا خداوند عزّوجلّ ابتدا قصّه ذبح را نقل كرده و آنگاه به تولّد اسحاق (ع) بشارت داده و فرموده است:
«وَبَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ.»[٩]
اين استدلال از امام رضا (ع) نيز نقل شده است[١٠] و در روايت ديگرى، داوود بن كثير علاوه بر آن سؤال، پرسيد كداميك بزرگترند؟ حضرت به تفصيل پاسخ دادند كه ذبيح، اسماعيل (ع) بوده و بين نويد خدا به تولّد اسماعيل و نويد به اسحاق، پنج سال فاصله است و در پايان، حضرت به همان استدلال از «قرآن» تمسّك جسته و فرمودند:
«هر كس گمان كند اسحاق بزرگتر از اسماعيل است، اخبار قرآن درباره آن دو را تكذيب كرده است.»[١١]
مفسّران نيز به اين استدلال تمسّك جسته و آن را ظاهر آيات سوره صافات دانستهاند.[١٢]
به لحاظ وقايع تاريخى و اخبار ديگر كتب آسمانى نيز مسئله قابل اثبات است. در اين زمينه، علّامه طباطبايى در «الميزان» گفته است: