ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٢ - تبسم توحيد
تبسم توحيد
|
در تنگناى حوصله آتش گرفتهام |
چندى استبوى زخم سياوش گرفتهام |
|
|
بى تو مجال سرعت پرواز من نبود |
پايان عشق نقطه آغاز من نبود |
|
|
چندى است از هواى سرودن بريدهام |
از اين تب هميشه بودن بريدهام |
|
|
چون شمع ذره ذره به پايان رسيدهام |
از خويش تا جنون بيابان رسيدهام |
|
|
هر شب به نالههاى خودم مىرسم چو شمع |
دارم به انتهاى خودم مىرسم چو شمع |
|
|
انگار رنگ عاطفه در باد مرده است |
با من شكوه تيشه فرهاد مرده است |
|
|
در تنگناى حوصله آتش گرفتهام |
چندى استبوى زخم سياوش گرفتهام |
|
|
شب گريههاى احمد مختار در من است |
تخصيص زخم حيدر كرار در من است |
|
|
آواز لحظههاست فراسوى راه من |
پژواك سايههاستشكست نگاه من |
|
|
ترسى نشسته بر دلم از صورت ز حنجره |
مثل عبور يك شبح از پشت پنجره |
|
|
اى بغض سرخ فاطمه! با من سخن بگو |
در اين غرور همهمه با من سخن بگو |
|
|
من با هواى سرد خيابان غريبهام |
با لحظههاى بى سر و سامان غريبهام |
|
|
بى تو به ياد ساقه مريم دلم خوش است |
در انتظار خنده شبنم دلم خوش است |
|
|
اين لحظههاى فاصله از ما بريده باد |
اين تنگناى حوصله از ما بريده باد |
|
|
از زمهرير حادثه سرد است زخم من |
آرى شكاف خنده درد است زخم من |
|
|
چندى است در فراق تو تنها نشستهام |
شمشير را به گرده مهتاب بستهام |
|
|
در انتظار دست تو آتش گرفتهام |
چندى استبوى زخم سياوش گرفتهام |
|
|
اين زخمها مقدمه گام سبز توست |
سوز جگر تبسمى از نام سبز توست |
|
|
زخمى استباز سينه آتش ضمير من |
اين تا هميشه سرخ جراحتپذير من |
|
|
اى صاحب زمين و زمان، منتظر بيا |
اى جمعهخيز آينهها در نظر بيا |
|
|
اى لحظههاى غربت دلها كبود تو |
اى زخمى نگاه زمين در نبود تو |