ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - شهيدان و منتظران شهادت در قرآن
سوختنها، اسارتها، مصيبتها و آن همه سختيها و ناملايمات را زيبا و والا مىبيند و اظهار مىدارد:
ما رايت الا جميلا.[١]
من جز زيبايى نديدم!
و امام امت، آن بزرگمرد الهى و عارف ژرف نگر بىبديل، از جنگ تحميلى به عنوان «نعمت ربوبى» ياد مىكند.
و درستبه همين روست كه معرفت جرعهنوشان كوثر معرفت و رهپويان كوى جهاد و شهادت، دلشان همواره به ياد آن هشتسال مىتپد و مرغ جانشان در آن حال و هواى معنوى و نورانى پرواز مىكند. آرى، سالهايى كه به تعبير «باغبان باغ عشق و شهادت»، خمينى عزيز، بوى بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مىداد.
و پيروان مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنام، بر گلدستههاى آن، اذان شهادت و رشادت سر مىدادند.[٢]
سالهايى كه پرستوهاى مهاجر، از دروازه شهادت به معراج وصل محبوب شتافته، يك شبه ره صد ساله مىپيمودند.
سالهايى كه هر گاه دفتر دلها و آرزوها را مىگشودى، در هر ورق و صفحه آن، نوشته نبود مگر قطع تعلقات، عشق به شهادت، آسمانى شدن، وصل محبوب، ديدار رخسار يار، از خود رستن و به خدا پيوستن و مانند اينها.
و در صحنه عمل، نمىديدى مگر صفا، صميميت، ايثار، محبت، خلوص و ...
آيا باب فيض بسته شد؟
و اكنون بعد از گذشتبيش از يك دهه از پايان جنگ، هنوز شيرينى آن روزها و آن معنويتها در ذائقه جان انسانها احساس مىشود؛ انسانهايى كه خود در «باغ جبههها»، هر دم رايحه روحبخش عشق به شهادت و وصال، مشام جانشان را عطرآگين مىساخت، و لذت قرب به معشوق و پرواز تا بىنهايت را با تمام وجود، مىچشيدند!
اما در كنار اين احساس حلاوت و شيرينى، تلخى حسرت آن روزها نيز آزارشان مىدهد. همواره با افسوس و حسرت از آن برهه ياد كرده و بازگشتبه آن حال و هوا و آن قرب و لذت و عشق به شهادت را بسان يك افسانه مىپندارند.
آنان بر اين باورند كه آن شرايط و آن معنويتها، اوجها، معراجها و پروازها ديگر تمام شد! و ديگر هيچ وقتباز نمىگردد!
ديگر نمىتوان پاى در بلنداى راه «همت» ها، «باكرى» ها، «بروجردى» ها، و ديگر شهيدان شاهدى نهاد كه از ذره ذره وجودشان بوى خدا و اشتياق به شهادت، مىشنيدى؛ و لحظه لحظه عمرشان در راه نبرد و مبارزه براى حق مىگذشت ...
آيا براستى همين طور است؟
آيا براستى اين باب فيض كلا بسته شد؟
آيا آن معبر مقدس و مباركى كه مىشد از آن به سوى معشوق پر كشيد و به منزلتشهيدان رسيد، ديگر باز نيست؟
آيا باب رشد و تكامل و معنويت از اين معبر، هيچ گشوده نيست؟
شما اى سلحشوران جبهههاى نبرد!
اى سنگرنشينان هشتسال دفاع مقدس!
اى حماسهآفرينان كشور امام زمان!
و اى همه جوانان و انسانهايى كه به دنبال «گمشده» مىگرديد و حسرت درك آن ايام و آن معنويتها را داريد!
نيك به پاسخ اين پرسشها، گوش دل بسپاريد:
راه هرگز بسته نيست!
سفره زيباى هشتسال دفاع مقدس، البته، برچيده شد؛ اما باب فيض حضرت حق، هيچ گاه بسته نبوده و نخواهد بود؛ مگر اين كه نزول فيض تكامل و هدف والاى خلقت انسان را تنها براى همان هشتسال، محدود و محصور بدانيم؛ و حاشا كه نظام سنن آفرينش و فيض ربوبى، ناقص و ابتر باشد.
شهيدان و منتظران شهادت در قرآن
زياد در انتظارت نگذارم!
بنگر اى عزيز! در ديدگاه قرآن، شهيدان و منتظران شهادت، هر دو يك مرتبت دارند و بر قله يك منزلت ايستادهاند؛ فقط به يك شرط؛ كه بر پيمان الهى خويش، همچنان پايدار و استوار باشند.
حضرت حق مىفرمايد:
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ، فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى