ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - ميزگرد جهان آينده و آينده جهان
عناصر است كه نسبت ما را با حق تبديل مىكند به نسبت ما با جامعه. يعنى باز هم اراده انسان است كه روابط اجتماعى را شكل مىدهد اما اين اراده بر اساس يك نظام و يك سازمان اجتماعى است كه رخ مىدهد. اينجاست كه نقش انسان و منطق تاثيرگذارى انسان در جامعه و تاريخ بايد معلوم شود.
موعود:
اجازه مىدهيد من به مطلبى بپردازم كه ناظر بر سخن جناب پارسانيا هم هست. عبارت قشنگى را فرمودند كه من براى تاكيد كلامشان بيت زيبايى را از حافظ در خاطر دارم كه مىگويد:
آن سيهچرده كه شيرينى عالم با اوست چشم ميگون لب خندان دل خرم با اوست گر چه شيرين دهنان، پادشهانند ولى او سليمان زمان است كه خاتم با اوست
اين بيت زيباى حافظ ناظر بر وجود مبارك حضرت ولىعصر، عليهالسلام، است. مطلبى را كه اشاره مىفرماييد، من به اين صورت به آن مىپردازم كه سنتهاى نهفته در ميانه هستى اعم از آنچه كه مربوط به عوالم پنهان و پوشيده است و چه آنها كه ميانه پديدارهاى مادى است؛ سنتهاى لايتغيرى هستند كه نهاده شدهاند و آدمى بواقع اگر اشراف وآگهى درباره آن سنتها پيدا كند مىتواند با همنوا كردن خودش با آن سنتها و همراه شدن با آنها در مسيرى گام بردارد و پاى در راهى بگذارد كه به صورت فشرده و خلاصه در عبارت زيباى «انا لله و انا اليه راجعون» اعلام شده است، آنچه كه اتفاق افتاده از آنجاست كه آدمى با عدول از اين سنتها و چشم پوشى از آنها حسب قدرت اختيارى كه دارد عمل ديگرى را آغاز مىكند، همه آنچه كه در عرصه زمين جارى مىشود؛ و در صورت مادى كه وجه نازله آن است و در صورت فرهنگى كه وجه عاليتر از آن استبا يك نگاه و تفكرى كه درباره عالم و آدم پيدا مىشود؛ ظهور پيدا مىكند و آن تفكر ناظر به عهدى است كه آدمى مىبندد، يعنى عهدى كه بسته مىشود، اين عهد حاكى از آن نگاه و تفكر است و جايگاه عالم و همچنين نگاه او را نسبتبه هستى معلوم مىكند، نحوه بودن در عرصه خاك را هم معلوم مىكند. در آن جايى كه عهد مىبندد با حضرت ربالارباب «و اشهدهم على انفسهم الستبربكم، قالوا بلى»[١] اين عهد را اعلام مىكند و پاسدار اين عهد مىشود، مىآيد كه همنوا با همه سنتهاى نهفته در ميانه هستى به سوى يك مقصد معين و به سوى يك غايت معين حركت كند. خودش هم نقش دارد به خاطر آن عهد، وقتى عهد را تغيير مىدهد، ديگر با هر كه باشد اين عهد را مىبندد، گيريم كه اين عهد را با خودش ببندد چنانكه در عرصه جديد و تاريخ جديد بشر امروز و بشر غربى عهد را با نفس اماره خودش مىبندد.
وقتى اين عهد را با خودش مىبندد راه به سوى ديگرى پيدا مىكند و غايت ديگرى فراروى او قرار مىگيرد كه اين ايتبىگمان مطلوب آنكه كه تماميت هستى را بنا كرده و مقصدى را براى آدمى فراهم كرده نيست.
حجةالاسلام پارسانيا:
عرض من درست همين جاست كه آيا اين پيمان صرفا يك پيمان فردى استبا حق متعال و يا اين پيمان جنبه اجتماعى و تاريخى هم پيدا مىكند؟ يعنى صرف پيمان فردى شما با حق كافى است تا بتوانيد يك ارتباط صحيح با جامعه و تاريخ پيدا كنيد يا در دنبال آن پيمان اول بايد پيمانهاى بعدى هم صورت بگيرد؟
ساز و كار پيمانهاى بعدى، روابط و سنتهايى كه آن پيمانهاى بعدى را در بستر تاريخ رشد مىدهد و نظام اجتماعى صالحين را تشكيل مىدهد و جامعه را به آن نقطه موعود، مىرساند، مساله ديگرى است، كه در جاى خود بايد بحثشود.
موعود:
خدمتتان عرض كنم آنچه كه درباره مردم و نحوه حضورشان در عمل اجتماعى قابل گفتگو است ناظر بر آن است كه ما اينها را چگونه نگاه مىكنيم. من عموم مردم را در ادوار مختلف در سه گروه جا مىدهم؛ گروهى كه عوام مردم هستند و اينها نسبتشان با عالم ملك است و كار ملك هم به قول حافظ: «كار ملك است آنكه تدبير و تامل بايدش». آن نسبتى با عالم ملك و خاكى پيدا مىكند و در ميان همين ملك هم مشغول تدبير و تامل مىشود. گروه دوم كه نسبتبه گروه اول قليلاند و اندكاند اهل ادب و فرهنگاند و نحوه بودن در ميانه زمين