ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٠ - ضرورت وجود واسطه فيض
رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً. وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً.[١]
و نيز بدان سبب كه گفتند: ما مسيح پسر مريم، پيامبر خدا را كشتيم. و حال آنكه آنان مسيح را نكشتند و بر دار نكردند بلكه امر برايشان مشتبه شد. هر آينه آنان كه درباره او اختلاف مىكردند. خود در ترديد بودند و به آن يقين نداشتند. تنها پيرو گمان خود بودند و عيسى را بيقين نكشته بودند. بلكه خداوند او را به نزد خود فرا برد، كه خدا پيروزمند و حكيم است. و هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر آنكه پيش از مرگش به او ايمان آورد و عيسى در روز قيامتبه ايمانشان گواهى خواهد داد.
اين كلام خداوند كه مىفرمايد: «لَيُؤْمِنَنَّبِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ»؛ پيش از مرگش به او ايمان آورد. دلالتبر اين دارد كه مرگ هنوز به سراغ حضرت عيسى، عليهالسلام، نيامده و مرگ ايشان بعد از نزول از آسمان در زمان ظهور مهدى موعود تحقق مىيابد.
از پيامبر اكرم، صلىاللهعليهوآله، روايتشده است كه:
ان عيسى بن مريم لم يمت و انه راجع اليكم قبل يومالقيامة ...
عيسى پسر مريم نمرده استبلكه او پيش از روز رستاخيز به سوى شما برمىگردد.
مرحوم طبرسى نيز مىگويد:
به طريق صحيح از پيامبر روايتشده كه: «كيف انتم اذا نزل ابن مريم فيكم و امامكم منكم، يعنى المهدى، عليهالسلام»؛ حال شما چگونه است زمانى كه زاده مريم در ميان شما فرود آيد، در حالى كه امام شما؛ يعنى مهدى از شماست.[٢]
شايان ذكر است روايتياد شده را «بخارى» و «مسلم» در صحيح خود روايت كردهاند.[٣]
اما در مورد پرسش دوم كه چگونه ممكن است پسر بچهاى كه هنوز به سن بلوغ نرسيده به امامتبرسد؟ بايد گفت كه وقتى در مورد بعضى از پيامبران بزرگ مشابه چنين رويدادى واقع شده است ديگر جايى براى پرسش باقى نمىماند.[٤]
خداوند متعال در مورد حضرت يحيى، عليهالسلام، مىفرمايد:
يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا.[٥]
اى يحيى، كتاب را به نيرومندى بگير. و در كودكى به او دانايى [حكمت] عطا كرديم.
در مورد حضرت عيسى بن مريم، عليهماالسلام، نيز خداوند مىفرمايد:
فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا. قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا. وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا.[٦]
[مريم] به فرزند اشاره كرد. گفتند: چگونه با كودكى كه در گهواره استسخن بگوييم؟ كودك گفت: من بنده خدايم، به من كتاب داده و مرا پيامبر گردانيده است. و هر جا كه باشم مرا بركت داده و تا زندهام به نماز و زكات وصيت كرده است.
ضرورت وجود حجت
در مورد ضرورت وجود امام و لزوم شناخت او روايات صحيح بسيارى با تعابير متفاوت به نقل از پيامبر اكرم، صلىاللهعليهوآله، در كتابهاى روايى اهل سنت وارد شده است كه برخى از آنها به قرار زير است:
من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية.
هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.
من مات و ليس عليه طاعة امام فميتته ميتة جاهلية.
هر كس بميرد و بر طاعت امامى نباشد مردن او مردن جاهليت است.
من مات و لا امام له مات ميتة جاهلية.[٧]
هر كس بميرد و امامى نداشته باشد به مرگ جاهليت مرده است.
مشابه اين روايت در روايات اهل سنت فراوان است كه ما به همين مقدار بسنده مىكنيم.
بنابراين بر هر مسلمان صالح اعتقاد به پيروى از امام زمان خود واجب است. البته امامى كه به مقام عصمت رسيده و مصون از هر گونه اشتباه و لغزش است. چنانكه رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، معصوم بود. زيرا امام الگو و نمونه است و شايسته نيست كه الگو و نمونه انسانها دچار لغزش و اشتباه گردد.
آنچه گفته شد همان چيزى است كه اماميه پذيرفته و مبناى اعتقاد آنها به ضرورت وجود امام منتظر، عليهالسلام، گشته است.
ضرورت وجود واسطه فيض