ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - ٢- عدم درك و تبيين مفهوم دعاى فرج
وظايف و مسؤوليتهاى زمان غيبت، و جوهره اصيل اين فرهنگ يعنى «انتظار»؛ و بنابراين مرتبه اهميت آن به همين تناسب، ارتقا مىيابد.
ثانيا: به صورت كاملا جدى در تحقق زمينههاى ظهور و تسريع آن، تقش و تاثير دارد؛ يعنى حقيقتا موجب جلو افتادن ظهور مىشود.
و ثالثا: به طور اكيد، مورد التفات و دستور خود امام عصر، عليهالسلام، و ديگر ائمه، عليهمالسلام، بوده است.
امام عصر، عليهالسلام، فرمودهاند:
و اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج، فان ذلك فرجكم.[١]
براى تعجيل در فرج و ظهور «بسيار دعا كنيد»، زيرا گشايش و فرج شما نيز در همان است.
«طرح مساله» را به سخنى ديگر، اين گونه نيز مىتوان ارايه نمود كه:
اصل مهدويت و حتميت و قطعيت ظهور امام عصر، عليهالسلام، و آمدن منجى بشريت، يك موضوع است، و اينكه چه كنيم اين ظهور و آمدن، زودترواقعشود، موضوعىديگراست.
اولى صرفا تدبيرى است الهى؛ اما دومى دقيقا و مستقيما با مسؤوليتها و عملكرد منتظران و انسانهاى معتقد به آرمان ظهور، ارتباط دارد.
در اين راستا، مساله «دعا براى تعجيل فرج» بخصوص با توجه به ابعاد ژرف و عميق آن، نمود بسيار مهمى از موضوع دوم است.
علاوه بر اين، آن گاه كه «تحليلها و خاستگاههاى» دعا براى تعجيل فرج نيز مورد بررسى قرار گيرد، ارزش و اهميت موضوع مزبور، بسيار روشنتر خواهد شد.
اما ...
اما متاسفانه، اين موضوع بسيار مهم،[٢] به دليل وجود زمينههايى چند، هيچ گاه اهميت و جايگاه خود را در اذهان باز نيافته، و در جامعه و حتى در ميان دوستداران و ارادتمندان امام عصر، عليهالسلام، مورد فراموشى، بىتوجهى و بىمهرى قرار گرفته است.
برخى از اين زمينهها عبارتاست از:
١- تحريف مساله «انتظار»
تحريف مساله «انتظار» و وجود بينشهاى نادرست و انحرافى در اين زمينه، موجب گشته كه مفهوم عميق و بلند «دعا براى تعجيل فرج» نيز اهميت و جايگاه خاص خود را از دستبدهد.
در اين ارتباط، عدهاى فقط به تشكيل مجالس دعا پرداخته و از ابعاد اصلى و سازنده آن غفلت مىورزند.
برخى ديگر نيز، بعكس، تنها به ابعاد حماسى و انقلابى انتظار توجه كرده، ابعاد عاطفى و معنوى آن را به دست فراموشى سپرده و به مساله «دعا براى تعجيل فرج» رغبتى نشان نمىدهند.
اين هر دو گروه، تلقى و نگرشى يك بعدى و ناقص نسبتبه انتظار فرج، و در نتيجه به دعا در اين زمينه، دارند.
٢- عدم درك و تبيين مفهوم دعاى فرج