ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٥ - گفتگو درباره امام مهدى، عليه السلام چرا امام زمان تا كنون ظهور نكرده است؟
شرايط خارجى باشد البته اين مانع نيست كه خداوند در برخى جزئيات دخالت كند، جزئياتى كه در اصل فضاى مناسب مؤثر نيست ولى گاهى براى ايجاد تحرك لازم است مانند كمكها و توجهات غيبى كه خداوند در لحظههاى حساس و بسيار دشوار به اولياى خود مىكند چنانكه: آتش نمرود براى ابراهيم گلستان مىشود[١] و دست آن يهودى پيمان شكن كه شمشير بر روى پيامبر كشيد از حركت مىافتد[٢] و يا تندباد شديدى كه چادرهاى كافران و مشركان را زمانى كه در جنگ خندق، مدينه را در محاصره داشتند از ريشه در مىآورد و ترس و وحشت را در دلهاى آنان مىافكند.[٣]
ما موقعيت امام زمان، عليهالسلام، را با اين ديد بررسى مىكنيم تا دريابيم كه انقلاب او از نظر اجرا همانند همه انقلابها به زمينههاى عينى و خارجى بستگى دارد و بايستى فضاى مناسب موجود باشد از اينرو طبيعى است كه منتظر آن شرايط باشيم و همه مىدانند كه حضرت مهدى كارش محدود به يك منطقه و يك بخش از جهان نيست و رسالتى كه از جانب خداوند بزرگ بر دوش او گذاشته شده، جهانى است و بايستى همه بشريت را از تاريكى ستم به روشنايى عدل، رهنمون گردد.[٤] براى اجراى چنين تحول بزرگى تنها وجود رهبر صالح كافى نيست و گرنه در همان زمان پيامبر اين شرط وجود داشت. پس اين تحول بزرگ، فضاى مناسب جهانى مىطلبد كه همه زمينههاى خارجى لازم براى انقلاب عمومى در آن وجود داشته باشد.
عامل اساسى در ايجاد اين فضاى مناسب و پذيرش پيام جديد عدالت از طرف مردم همانا احساس پوكى و پوچى است كه انسان متمدن آن روز خواهد كرد و منشا اين احساس، تجربههاى مختلف بشرى از تمدن است؛ تمدنى كه جنبههاى منفى آن پشت او را خم مىكند و به آنجا مىرسد كه مىفهمد شديدا نياز به كمك دارد و از عمق جان، توجه خود را به عالم غيب يا منبعى مجهول، معطوف مىدارد.
اما از نظر پيشرفتهاى مادى مىتوانيم بگوييم در آينده شرايط براى رساندن پيام به جهانيان بهتر از گذشته است؛ زيرا بخشهاى مختلف دنيا به هم نزديك مىشوند، مردم مىتوانند با هم ارتباط برقرار كنند و وسايلى كه يك سازمان مركزى براى آگاهسازى ملتها از رسالت جديد بدان نياز دارد، در دسترس مىباشد.
اما آنچه در سؤال به آن اشاره شده كه هر چه بيشتر در ظهور آن حضرت تاخير بيفتد، ابزار و آلات جنگى پيشرفتهتر خواهد شد، درست است ولى اين ابزار و آلات مادى براى كسانى كه روحيه خود را باختهاند و از درون پوسيدهاند به چه كار مىآيد؟
چه بسا در طول تاريخ كه كاخ يك تمدن بزرگ با اولين تلنگر فرو ريخته است، چرا؟ براى اينكه چنين بنايى در واقع از قبل فرو ريخته بوده است و هيچگونه پشتوانه و تكيهگاهى نداشته است.[٥]
پىنوشتها:
[١]. على رغم اينكه شهيد صدر (ره)، در اينجا به عوامل خارجى و نقش آن در پيروزى انقلابها، اهميت مىدهد- كه دركى عميق از عوامل اجتماعى و روانى است- ولى ايشان نظريه جديدى درباره فهم تغييرات اجتماعى كه از ناحيه رسالتهاى آسمانى پديدار مىگردد، عرضه داشته است كه از جهت رسالت و پيام، قانون خاصخود را دارد و از جهت موفقيت اجرا وابسته به عوامل خارجى است. مقصود از عوامل خارجى، حالتسياسى و اجتماعى مردم، واقعيتهاى بينالمللى و تواناييهاى مردم در بهرهورى از امكانات ذاتى و استعدادهاى روحى است.
[٢]. اشاره به كلام خداست «قالوا حرقوه و انصروا الهتكم ان كنتم فاعلين. قلنا يا نار كونى بردا و سلاما على ابراهيم. و ارادوا به كيدا فجعلناهم الاخسرين.» سوره انبيا، (٢١)، آيه ٦٨- ٧٠ يعنى: گفتند او را بسوزانيد و خدايان خويش را يارى كنيد، اگر كنندهايد. گفتيم. اى آتش بر ابراهيم سرد و سلامتباش. و خواستند درباره او چاره بد سازند پس آنان را زيانكارتر ساختيم.
[٣]. تفسير ابن كثير ج ٢، ص ٣٣؛ مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار ج ١٨، باب معجرات پيامبر، صلىاللهعليهوآله، صفحات ٤٧، ٥٢، ٦٠ و ٧٥.
[٤]- تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٢٤٤، حوادث سال پنجم هجرى.
[٥]- چنانكه حديثشريف نبوى تصريح مىكند: «لو لم يبق من الدنيا الا يوم لطول الله ذلك اليوم حتى يبعث رجلا منى او من اهل بيتى يملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا» يعنى: اگر از دنيا يك روز بيشتر باقى نمانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانى مىسازد تا مردى از من- يا از اهلبيت من- مبعوث كندكه زمين را پر از عدل و داد كند پس از آنكه پر از ظلم و ستم شده باشد. (التاجالجامع للاصول، منصور على ناصف، ج ٥، ص ٣٦٠.)
[٦]- ما در ابتداى دهه نود مصداق اين گفته شهيد صدر را بخوبى ديديم گفته ايشان مستند به درك عميق ايشان از جامعه بشرى بود؛ اتحاد جماهير شوروى كه يكى از دو قطب حاكم بر جهان بود چگونه بسرعت از هم پاشيد به گونهاى كه چيزى از آن باقى نماند.