ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٧ - پرده دوم
سكه از جيب در مىآورند و از مسؤول فروش بليط، بليط بازى با كامپيوتر يا آتارى را مىگيرند و مىروند مشغول به بازى مىشوند!
خدايا! اينها پول براى خريد دمپايى ندارند اما دارايى خود را براى بازيهاى كامپيوترى خرج مىكنند، اللهاكبر كه تبليغات چه به روزگار برخى از كودكان ما آورده است؟!
ناخودآگاه به ياد سخن دكتر شريعتى مىافتم كه مىگفت: استعمار با تبليغات حساب شده، به اسيكموها، فريزر مىفروشد!
وضعيت ظاهرى كودكان، بىتفاوتى مسلمانان و خصوصا برخورد اين فرد با كودكان مرا كلافه كرده است.
به نظرم مىرسد كه عكس گرفتن از آنها با اين حالت در حين بازى با آتارى يا كامپيوتر سوژه خوبى است، به دوستم مىگويم يك عكس از اينها بگير.
همكارم با مسؤول سينما صحبت مىكند، كارتش را به او نشان مىدهد و علت گرفتن عكس را مفصل برايش توضيح مىدهد اما ايشان مىگويد:
- نمىشود!
مىپرسم: چرا؟!
مىگويد شما بايد از وزارت ارشاد اجازه بگيريد، به ما گفتهاند كه بدون اجازه آنها كسى حق ندارد درون سينما عكس بگيرد به ايشان پيشنهاد مىكنم:
بسيار خوب ما عكس را با كادر بسته مىگيريم تا فقط كودكان و صفحه تلويزيون گرفته شود و ضمنا اسمى هم از شما و سينمايتان نمىآوريم!
- مىگويد: نه آقا، نمىتوانيم به شما اجازه عكس گرفتن بدهيم. برويد وزارت ارشاد از آن طريق اقدام كنيد؟
مىگويم: ولى اينها چند لحظه ديگر مىروند و سوژه ما ديگر با اين حالت وجود ندارد كه ما مجوز از وزارت ارشاد بگيريم!
مىگويد: جز اين راهى وجود ندارد!! به من مربوط نيست!
با خود مىگويم: پس چرا اين مسلمان از گرفتن يك عكس آنهم از طرف ديگرى ممانعت مىكند؟!
خدايا! اين ديگر چه وضعى است ...