ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - يك سبو عطش
يك سبو عطش
قسمت اول
مرتضى مهدوى
چرا «يك سبو عطش»؟ ابتدا مىخواستم نام اين نوشتار را «در جستجوى عشق» بگذارم؛ تا بگويم:
اولا: «دعا براى تعجيل فرج» امام عصر، عليهالسلام، جدا يك «جستجو»، «طلب» و «خواستن» است؛ جستجو از اعماق وجود، و ژرفاى فطرت.
و بگويم:
دعاى فرج، نشان آن است كه انسان، «گمشده» دارد و به جستجوى آن مىپردازد.
به جستجوى آرمانى بلند
هدفى بس ارجمند
و غايتى بزرگ، الهى و انسانى
و بگويم:
دعا براى تعجيل فرج، يك حركت مبارك، آگاهانه و آرمان گرايانه براى فراهم آوردن زمينههاى تحقق آن هدف و غايت عظيم است. و جوششى است از متن عواطف و احساسات پاك انسانى، و عقايد و آرمانهاى مقدس مكتبى.
و مبارزه و كوششى والا و ژرف؛ كه انسان منتظر و معتقد به مكتب ولايت را در مسير صلابت و استقامت قرار مىدهد.
و ثانيا:
بگويم كه «عشق»، خلاصه و عصاره «اين همه» ارزش است و فضيلت، و آگاهى و كرامت؛ در واقع، همان «گمشده» انسان و جهان.
به ديگر سخن، اگر بخواهيم آن همه فضيلت و ارزش و مبارزه را در «يك كلمه» بيان كنيم، شايد بتوان آن را به «عشق» تعبير كرد.
و بنابراين:
«در جستجوى عشق» بيانگر گوشهاى از معانى و ابعاد عميق «دعا براى تعجيل فرج» و «حكايتگر جلوهاى از فرهنگ مهدويت»، است.
اما سپس نام «يك سبو عطش» به ذهنم نشست.
و همين را انتخاب كردم، تا بگويم:
دعاى تعجيل فرج، «آن همه» است همراه با يك «عطش». «آن همه» استبا محتوايى آگاهانهتر، مشتاقانهتر و سازندهتر.
و بگويم:
رسيدن به زلال حياتآفرين عشق، تشنهكامى مىطلبد. براى نيل به «ماء معين»[١] و «عين الحياة»[٢]، بايد سبويى از عطش نوشيد.
بايد تشنه شد تا به «كوثر» رسيد.
و بايد شناخت، تا تشنه شد.
و «دعاى تعجيل فرج»، تبلور اين شناخت و عطش است.
و بگويم:
«يك سبو عطش» نشان تشنگى كسى است كه براستى ظهور امام عصر، عليهالسلام، را از خداوند مىطلبد و از عمق وجود براى آن حضرت دعا مىكند.
و اگر بپرسى: تشنه چه؟
مىگويم:
تشنه همه آرمانهاى انسانى؛
تشنه حق و فضيلت و عدالت؛
تشنه پايان يافتن ظلم و ستم از پهنه تمام گيتى؛
تشنه تجلى زيباترين جلوههاى خير و خوبى و والايى؛
و رشد و تكامل معنوى؛
و اسماء و صفات ربوبى.
و بگويم: