ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - عمر با بركت
در قرن ششم هم گفتهاند در قرنچهارم هم گفتهاند، در قرن پنجم هم گفتهاند، من به آن كتابها تمسك كردهام يعنى پانوشتها آوردهام. على متقى هندى شخصيت علمى بسيار بزرگى است تا جايى كه زمان او چندين نفر كه كتابهايى داشتهاند درباره احكام از علما سؤال مىكنند همه آن علما مىگويند آنچه كه على متقى هندى نگفته باشد به آنها اعتنا نكنيد.
او راجع به حضرت مهدى، عليهالسلام، نوشته است، درباره غيبتش چيزى ننوشته است در اينكه مهدى ظهور مىكند و اين كارها را مىكند. غيبت و اينكه حضرت زنده است، و غايب است، را فقط شيعه اثنىعشرى معتقدند. على متقى هندى آن اخبارى كه راجع به حضرت است همه را آورده است و به صورت اخبار از پيغمبر نقل كرده، كه مهدىاى هست، مىآيد و دنيا را اينطور مىكند، اما غيبت او را روايت نمىكند. من آن مقدار كه امكان داشته است اين را تصحيح كردهام. ما اگر مطلبى در متن بوده كه با كتابهاى ديگر كم و زياد داشته است ما اينجا آوردهايم.
\* موعود: ما شما را خيلى خسته كرديم. من به عنوان آخرين سؤال مىخواستم اين نكته را بفرماييد كه چه توصيهاى براى پژوهشگران حوزه و دانشگاه و كسانى كه در زمينه مهدويت مىخواهند كار بكنند داريد؟ آيا در زمينه موضوع مهدويت اولا ما آثار احيا نشدهاى داريم كه لازم است احياء بشود يا نه و در ثانى كارهايى كه الان بايد در زمينه مهدويت صورت بگيرد (قدما كار خودشان را انجام دادند و رسالتخودشان را در باب مهدويتبه كمال رساندند) الان پژوهشگرانى كه مىخواهند در باب مهدويت قلم بزنند و كار كنند چه عرصههايى به نظرتان مىرسد كه بايد كار شود و جاى خالىاش احساس مىشود؟
استاد غفارى: عقيده من شايد مورد قبول بعضى از روحانيون نباشد اما اين را بايد توجه داشته باشيم كه ائمه ما دوازده نفر بعد از رسول خدا بودهاند كه دين مقدس اسلام را معرفى و حفظ كردهاند. اين دينى كه آخرين درجه اديان از نظر عظمت است و احكامش انسانساز است. اما متاسفانه ائمه ما را نگذاشتند كار كنند آنها را يا خانهنشين كردند و يا كشتند، دوازدهمى هم اگر مىآمد يا خانهنشين مىكردند، چنان كه بود يا مىكشتند. خداوند او را غايب كرد تا اين مردم روى زمين آماده براى او باشند يعنى آن نوع خودشان را درست كنند، يعنى بفهمند كه اين طرز حكومتى كه درست مىكنند، سلطنتى، جمهورى و از اين قبيل كه هزارها هست اينها نمىتواند انسان را به واقعيت انسانيتبرساند، مگر آن حكومت الهى كه انبيا دارند. يعنى حكومتبايد در اختيار او باشد كه نبوى است. چون آن افراد را يازده نفرشان را يا خانهنشين كردند يا كشتند كه به عقيده بعضيها همه را كشتند، آن دوازدهمى را خدا غايب كرد، آنچه ما از روايات مىفهميم اين است كه وقتى آماده براى آن حكومتشدند خداوند آن حضرت را