ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٢
غرب و الگوهاى فرهنگى قسمت دوم
عباسعلى پرچىزاده
اشاره: آنچه در پى مىآيد بخش دوم مقالهاى است كه قسمت اول آن در شماره قبل موعود به چاپ رسيد. نويسنده محترم در آن بخش از نوشتار خود به سير تاريخى دوران مدرنيته و شاخصههاى اصلى عصر مدرن اشاره كرده و تعارض اين شاخصهها را با تفكر دينى مورد اشاره قرار دادند. در بخش دوم كه در اين شماره مىخوانيد مدلهاى توسعه مورد بحث و بررسى قرار گرفته و انقلاب دينى به عنوان تنها راه رسيدن به سعادت حقيقى جوامع انسانى معرفى مىگردد. مقاله را با هم مىخوانيم:
حقيقت اين است كه اصطلاح توسعه كه معادل فرنگى آن(Development) است به اعتقاد بسيارى از صاحب نظران واژهاى صرفاً اقتصادى نبوده و بر خلاف معناى اوليه و رايج آن مفهوم سازندگى و آبادانى و رفاه را به ذهن متبادر مىسازد و از جنبههاى فرهنگى و انسان شناختى و فلسفى و سياسى و اجتماعى نيز برخوردار است به همين لحاظ توسعه را نبايد معادل صرف آبادانى و بهبود وضع معيشت و معاش و رفاه زندگى مردم دانست. بنابراين لازم است از ابتدا برخوردى هوشيارانه و منطقىتر با اين واژه برخاسته از فرهنگ واژگان مصطلحات عصر مدرنيته نمود. الگويى كه اگر از جنبههاى مختلف آن غفلت شود و تنها به بُعد رفاهى و اقتصادى آن اكتفا شود. يقيناً نتايج اسفبار و زيانبارى به دنبال خواهد داشت و به تعبير سيد اهل قلم شهيد سيد مرتضى آوينى، رحمة الله عليه، دام لغزنده و سراب شيطان براى به دام انداختن و اسارت ملتهاى استقلال جو و ضد استكبار خواهد بود.
مدلهاى توسعه كه در مغرب زمين صورت اجمالى آن از نيمه قرن نوزدهم و صورت تفصيلى آن از نيمه قرن بيستم مطرح گرديد؛ محصول عصر مدرنيته است و دقيقاً با پشت كردن به دين و خروج از نظارت دين و معنويت امكانپذير است. زيرا، توسعه محصول فرهنگ و روح تفكر ضد دينى و سكولار غربى است و مدلهاى توسعه چيزى نيست مگر بيان تفكر غربى در ساحت اجتماع و تجلى عصر مدرنيته. پس شاخص اصلى توسعه، مدرنيته يا مدرنيزاسيون است و مدرنيته در واقع بيان غرب استعمارگر با يك اسم ديگر و با يك اعتبار ديگر است و به تعبير يكى از صاحب نظران، توسعه همانDevelopment است، در واقع باز به اعتبار ديگر بيان غرب است.Development از نظر تغييرات و تحولاتى كه غرب مىكند با پروگرس، ارتباط پيدا مىكند كه به معناى پيشرفت كردن نسبت به وضع موجود است. پس اگر بخواهيم ببينيم كه مدرنيته چقدر تحقق پيدا كرده باز هم حد آن توسعه است و ميزان توسعه يعنى مراتب نفى نظام سنتى و كلاسيك قديم و جديد. خود مدرنيته از ريشه لاتينModernus است به معنى نو، كه معادل دقيقش در زبان فارسى تجدد است منتهى نه هر تجددى؛ بلكه يك نوع تجدد خاص، در واقع تجدد نفسانى. در تفكر غربى، مدل توسعه شاخص اصلى مدرنيته و به معناى پيشرفت و تجدد و نو شدن است. در اين تفكر لاجرم هر آنچه متعلق به دوران قبل از مدرنيته است محكوم به طرد است. انبياى الهى، اولياى دين، فيلسوفان و عارفان خداجو و حق طلب، مفاخر فرهنگى و سنتهاى دينى، احكام عبادى و اعتقادى و در يك كلمه دين، همه و همه چون متعلق به دنياى ما قبل عصر مدرنيته هستند، تعريف و جايگاهى در دنياى ما بعد مدرنيته نداشته و به همين سبب ضد پيشرفت تلقى مىگردند. توسعه محصول نگرش اومانيستى يا انسان