ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٠ - حديث نياز
حديث نياز
فاطمه رهبرى شندى
اى مهدى محمد، صلى الله عليه وآله!
هر دو يادگار رسول، صلى الله عليه وآله، مگر جز تو بودند؟
قرآن ناطق تويى و عترت باقى هم، تنها تو.
كنون چه شده ست ديده دل را، كه قرآن ناطق را نمى بيند و عترت باقى را نيز، نمى يابد؟ ...
اى فرزند على عظيم، عليه السلام!
سكوت پرمعنايت، سكوت على، عليه السلام، را تفسير مى كند و صبرت، عظمت صبر او رامتجلى مى سازد.
اى تمامى عدالت، صاحب ولايت و مصدر جهانى حكومت! ...
كنون اين دست ما و التماس بيعت! ... (عجل على ظهورك)
اى يوسف زهرا، سلام الله عليها!
مگر ريسمان ستم، به واسطه جهل عوام تواند كه دو دست غيرت جوانمردان را به زنجير كشد؛ خانه اميد نبوت را به آتش كشد؛ به مسمار قساوت، مهبط وحى[١] را از خون خدا گلگون كندو فرزند ولى حق را نيامده، قربانى كند!؟
مى دانم كه هميشه آزارت مى دهد. آخرين فرياد جگرخراش مادرى در ميان آتش در و ديواركه:
يا مهدى! ...
اى جان جانان حسن، عليه السلام!
تو زيباترين تجلى حسنى و امين ترين وارث بر كمال عقل حسن، عليه السلام.
چه زيبا همچو حسن، شجاعت را به نجابت آميخته اى.
اى وارث خون خدا!
حسين، آغازگر نهضت بود ...
از آن روزى كه امام، عليه السلام، خون اصغرش را به آسمان هديه فرستاد، خون پسر در آسمانها و خون پدر بر زمين سرخ كربلا، غوغا مى كند.
اى منتقم خون خدا!
حسين آغاز كرد ...، تو كى پايان خواهى بخشيد؟ ...
اى حقيقت عاشقانه ترين سجده ها!
زيباترين جلوه هاى هستى، لحظه اى است كه بقية الله، در سجده الله، سر تعظيم فرود مى آورد.
اى وارث سجده هاى هر دو على[٢]!
آنان را كه توفيق نظاره سجود تو در نماز، حاصل شد؛ زان پس به شرم نشستند از هرچه سجده انسانى، كه پيش از آن بر كره خاك ديده بودند ...