ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - عناصر اصلى تمدنها
تفكر شيعىاند. اگر به مفهوم انتظار كه به معناى آماده و مهيا بودن براى ظهور حضرتش مىباشد؛ توجه شود بايستى آمادگى را به همه امور مربوط به زندگى جمعى و فردى تسرى داد.
يكى از مهمترين عوامل مؤثر در شكلگيرى محيط و همچنين عامل هويتدهنده به آن (و در نتيجه عامل هويت جامعه)، اصول و ارزشهاى فرهنگى حاكم برجامعه است. حال كه اين ارزشها و اصول (انتظار و آمادگى ظهور) به عنوان ارزشهايى فرهنگى و بنيادين پذيرفته شدهاند، بايستى ديد كه تجلى و تأثير آنها در محيط و سيماى شهر و محيط زندگى شيعيان و معتقدان و مروجين اين ارزشها چيست؟ آيا اصولًا شهر لياقت و شايستگى ظهور را دارد؟ و همچنين متقابلًا به اين موضوع انديشيد كه محيط و شهر منتطران چگونه اين باور [انتظار] را به اهل خويش متذكر شده و آنرا تقويت و ترويج نمايد.
يكى از اصلىترين موضوعاتى كه در هر اجتماعى مطرح است، وجود و احساس هويت جمعى است كه البته به گونهاى در ساختهها و توليدات آنها تجلى مىيابد و محيط مصنوع (شهر) يكى از مهمترين آنهاست. در واقع شهر به عنوان ظرف فعاليتهاى انسان، هم تجليگاه ارزشها بوده و هويت جامعه را به نمايش مىگذارد و هماينكه جامعه را به سمت ارزشها و يا ضدارزشهايى هدايت مىنمايد. بنابراين مدينه و محل زندگى منتظران امام زمان، عليهالسلام، بايد بتواند ضمن تجلى باورها و عقايد منتظران، مروج و تقويتكننده اين باورها و عقايد در ميان اهل مدينه نيز باشد.
در روايات آمده است كه:
جعلت لى الأرض مسجداً.
براى من سراسر زمين مسجد است.[١]
و بوركهاردت در اين مورد مىنويسد:
هرچند پيامبر، صلّىاللّه عليهوآله، فرمود كه خداوند بر امتش منت نهاد و همه سطح زمين را مكانى براى عبادت آنها قرار داد، معمارى است كه بايد پاكيزگى و آرامشى را كه طبيعت تأمين مىكند، در مناطق مسكونى و پرجمعيت فراهم آورد. مىتوان گفت كه معمارى در ميان هنرهايى كه محيط انسان را شكل مىدهند و آنرا مهياى نزول بركت مىسازند جايگاه اصلى را داراست.[٢]
و چه بركتى مهمتر و خجسته تر و مباركتر از وجود مقدس امام زمان، عليهالسلام، است؟ آيا محيط نبايد به عنوان تنها يك عامل كه به هر حال بر رفتار و در نتيجه بر افكار انسان [منتظران ظهور] تأثير مىگذارد با ويژگيهاى خاص خود آمادگى ظهور حضرتش را بيابد؟
عناصر اصلى تمدنها
تمدن در لغت به معناى تخلّق به اخلاق اهل شهر، در شهر بودباش كردن، انتظام شهر نمودن، اقامت در شهر كردن، شهرنشينى، تربيت و ادب[٣] آمده است. تمدن داشتن نيز به معنى داراى تربيت بودن، شهرنشين بودن و در مرحله كامل قرارداشتن، و خلاف بربريت[٤] معنا شده است.
در هر حال آنچه كه به تمدن تعبير مىشود عبارتست از مجموعهاى از انسانها (جامعه) كه با اتكا به فرهنگ و جهان بينى و عقايد هماهنگ و غالباً همسان، اجتماعى را به وجود آورده باشند كه هويت هر جزء آن با هويت كل، هماهنگ و همسو بوده و در جامعه جهانى به آن نام شناخته شود. وجه بارز هويت هر تمدنى وجه فرهنگى و فكرى آن است؛ كه البته اين فرهنگ در بسيارى- اگر نگوييم همه- مقولات زندگى افراد جامعه از جمله نظامدهى محيط زندگى مؤثر و دخيل است.
هر تمدنى را مىتوان متشكل از سه عنصر اصلى و اساسى دانست. عنصر اول انسانهايى كه متعلق به آن تمدن خاص هستند (اهل مدينه يا تمدن موردنظر)، دوم مدينه (شهر يا ظرفى) كه انسانهاى متعلق به آن تمدن در آن مىزيند، و سوم جهانبينى و تفكرى كه بر جامعه انسانى خاص حاكم بوده و عاملى است در تنظيم روابط آحاد جامعه، تعريفكننده ويژگيهاى روابط آن جامعه با ساير جوامع، تعيينكننده ويژگيهاى محيط زندگى، تعريفكننده نحوه نگرش جامعه به محيط طبيعى و محيط مصنوع، تنظيمكننده روابط نهادهاى اجتماعى، تبيينكننده راه و روش زندگى، و معرفت بسيارى عوامل ديگر كه اگر جملگى را در يك عبارت خلاصه كنيم مىتوانيم آنرا تبيين هدف از خلقت و حيات انسان بر كره