ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - موجبات محبت
نفع رسانى و حيات بخشى به جامعه بشرى، كمالات و فضايل انسانى، نفس (خود) رسول الله، صلى الله عليه وآله، است، از محبت محبان مستثنى است!؟
راستى آيا كسى مى تواند، پيامبررا دوست داشته باشد، ولى قلبش خالى از محبت على، عليه السلام، باشد؟
اينچنين كسى در دوستى اش دروغگو و كاذب است، زيرا روح وجان نبى و ولى، طبق آيه شريفه مباهله[١] و روايات منقول از فريقين متحد و دوستى هر كدام، مستلزم دوستى ديگرى است.
شما را به خدا حديث منقول ازفريقين كتاب الله و عترتى چه مى گويد؟
كتاب الله يعنى كتاب خدا، عترتى يعنى عترت من پيامبر، آيا كسى مى تواند خدا را دوست داشته باشدولى با كتابش بيگانه و مخالف باشد، ادعاى دوستى با رسول الله، صلى الله عليه وآله، بكند و دوستى عترتش را ناديده بگيرد؟
دوستى عترت چگونه تحقق مى يابد؟ آيا مقدم داشتن مفضول برفاضل، خانه نشين نمودن من عنده علم الكتاب[٢] و شمشير كشيدن براعلم امت و استاد فرشته و ملك، دوستى عترت، عليهم السلام، محسوب مى شود؟
مگر حب پيامبر مستلزم حب آثارو وابستگان آن حضرت، نيست؟
پس چرا آثار و احاديث حيات بخش پيامبر، صلى الله عليه وآله، محوگرديد، و بيان و نشر آن ممنوع اعلام شد؟
چرا هر چه در تاريخ اسلام مى نگريم كمتر دوستى و دوست نسبت به خاندان عصمت، عليهم السلام، پيدا مى كنيم و بيشترين صفحات تاريخ را ستم در حق اهل البيت، عليهم السلام، پر كرده است؟
مسلمانان اين زمان بايد پاسخگوباشند كه چرا با يگانه وارث پيامبر، صلى الله عليه وآله، حضرت مهدى، عليه السلام، بيگانه اند و نسبت به ياداو و اهداف مقدسش بى تفاوت؟
مگر اهل سنت به وجود و قيام وظهور حضرت مهدى، عليه السلام، بى عقيده اند!؟
مگر احاديث حضرت مهدى، عليه السلام، را بسيارى از صحابه؛ مثل عثمان بن عفوان، طلحة بن عبيدالله، عبدالرحمن بن عوف، ابوهريره، عبدالله بن عمر، انس بن مالك و ... نقل نكرده و در كتابهاى اهل سنن مثل ابوداود ترمذى، ابن ماجه ومسانيدى مثل مسند احمد و ... گزارش اين موضوع مقدس ثبت نشده است!؟
چرا ائمه جمعه و خطباى مسجدالحرام و مسجدالنبى، صلى الله عليه وآله، درباره اين موضوع سرنوشت ساز سخن نمى گويند و با بيان احاديث المهدى، عليه السلام، از كتب خودشان، قلوب مسلمين را در برابر تهاجم دشمنان اسلام تسكين نمى دهند؟ مگر شمانبايد دوستدار عترت باشيد؟ و مگرحضرت مهدى، عليه السلام، از عترت رسول الله، صلى الله عليه وآله، نيست!؟
آيا سنت رسول خدا، صلى الله عليه وآله، دوستى به عترت را درس نمى دهد!؟
آيا ابن تيميه در كتاب فتاوايش[٣] و ديگر بزرگان اهل سنت احاديث قيام و ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، را متواتر و غير قابل انكار معرفى نكرده اند!؟
مگر ابو نعيم، صاحب كتاب اخبارالمهدى و ابن حجر هيثمى، صاحب كتاب القول المختصر فى علامات المهدى المنتظر از علماى شما نيستند!؟ مگر رابطه عالم الاسلامى حجاز در جواب سؤال ابومحمد كنيايى مساله قيام و ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، را از اخبار متواتر معرفى نكرده است!؟[٤]
به چه علت اگر شيعه اى محبت قلبى خودش را نسبت به عترت و (بقيه عترت)، بقية الله حضرت مهدى، عليه السلام بروز دهد و در فضاى پرمعنويت مسجدالحرام و مسجدالنبى صبح جمعه اى به ياد آن يگانه مصلح بشريت اظهار مودت كند و دعاى فرج آن حضرت را كه فرج و گشايش مؤمنين و آزادى مسلمين از اسارت كفار و مستكبرين است، بخواند، مشرك خوانده مى شود و تحت محاكمه قرار مى گيرد؟
راستى سرزنش كنندگان شيعه، حديث شريف نبوى من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية[٥] را چه پاسخ مى دهند؟
حديث مذكور منقول از فريقين است، و مدلولش اين است كه در هرزمانى بايد امام و رهبرى وجود