ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - تحولات درونى مقدمه انقلاب بزرگ
به پيروزى برسانند، در اشتباهند. الان كشورهاى زيادى در دنيا هستند كه از لحاظ ظاهرى از ما پيشرفتهترند، امتيازات بيشتر، حقوق بالاتر، امنيت، اما آيا ما به حكومت آنان راضى هستيم؟ اگر فقط امتيازات مادرى مطرح بود، بايستى رسيدن به نظام آنان را هدف خويش قرار مىداديم. اما امتيازات مادى به تنهايى در نظر نيست. تغيير و تحول روحى انسانهاست كه يك انقلاب را مىسازند. و اين بزرگترين و مهمترين افتخار انقلاب اسلامى ما نيز چهره سوم آن است. شما در دوران انقلاب شاهد بوديد كه در ملت ايران، بزرگترين تحول روحى به وجود آمد؛ تحولى كه در مقايسه با تمام انقلابهاى ديگر جهان بىنظير و بىسابقه است. در هيچ جاى دنيا سابقه نداشته كه ميليونها انسان كفن بپوشند، وصيتنامهشان را بنويسند، به خيابانها بريزند، سينه خودشان را سپر گلولهها كنند و با اخلاص و ايثار به استقبال شهادت بروند، و از هيچ كسى جز خدا انتظارى نداشته باشند. اينها وابسته به حزب و دسته و گروهى نبودند؛ منافع حزبى و طبقاتى نداشتند؛ بدون هيچ انتظارى و فقط براى رضاى خدا به استقبال شهادت مىرفتند تا طاغوت را به زير بكشند و رسالت اسلامى را جايگزين ظلم و فساد كنند. اگر مردم به فكر پول يا امتيازات مادى بيشتر بودند، رچيم شاه حاضر بود به پايشان بريزد. اين تحول روحى حتى در ارتش شاهنشاهى هم به وقوع پيوست. به همين جهت در يكى از ستونهاى ارتش كه در مروز هفده شهريور مأمور كشتار مردم شده بود، حادثه جالب توجهى رخ داد. يكى از سربازان به دستور فرمانده خود مبنى بر تيراندازى به سوى مردم بىاعتنايى كرد و در مقابل تهديد فرمانده ديگرى او را به شهادت رساند، و اين منجر به درگيرى در داخل نيروهاى ستون شد. به طورى كه در كمتر از يك دقيقه حدود ٣٠ نفر از آنان كشته شدند. امراى ارتش وقتى از ماجرا مطلع شدند و به جاى آنها افرادى را براى قتل عام قريب به يقيين اسرائيلى بودند. اين ارتش از ملت بود و نمىخواست براران خود را بكشد، و اگر غير از اين بود، انقلاب ما با شصت هزار يا هفتاد هزار شهيد به پيروزى نمىرسيد. طاغوت اگر مىدانست كه ارتش از او حمايت مىكند، به هيچ وجه نمىگريخت.
... روز هفدهم شهريور، جوانى كه دوستان دانشجوى ما عكس او را گرفته بودند و در خارج نشان مىدادند، در ميدان شهدا هدف گلوله قرار گرفته بود؛ آخرين توان و رمق خود را به كار گرفته بود، سرپا ايستاده بود، با نهايت زحمت نماز شهادت به جا آورده بود و پس از آن رگبار ديگرى او را به خاك انداخته بود. در حالى كه هنوز صلاه شهادت بر لبانش جارى بود؛ او بدين ترتيب به ديدار خداوند شتافت. نظير چنين جوانى با اين درجه از خلوص و پاكى در هيچ جاى جهان و در هيچ انقلابى پيدا نمىشود. اگر انقلاب ما به پيروزى رسيد، نتيجه همين تحولات روحى بود.
در دوران انقلاب به محض اين كه بيمارستانها به دارو و غذا و پتو و امثال آن نيازمند مىشدند اعلام مىكردند و در عض مدت كوتاهى مردم آن قدر وسايل تحويلى مىدادند كه بيمارستان مجبور مىشد اعلاميه ديگرى صادر كند كه انبارهايش پر شده و مردم چيزى نبرند. ساكنان خانههاى كنار خيابان در خانهشان را باز مىگذاشتند و تمام وسايل استراحت و غذا و غيره را دم دست قرار مىدادند تا هر رهگذرى احتياج داشت از آنها استفاده كند، بدون آن كه او را بشناسند. وقتى نفت قطع شده بود، دانشجويان ظرفهاى كوچك نفت را به خانه فقرا مىرساندند. بسيارى از تجاز عمدهفروش بازار مثلًا برنج را كيلويى ١١ تومان مىخريدند و با قيمت كيلويى هفت تومان به مردم مىفروختند. من خودم جوانانى را مىشناسم كه نيمههاى شب با نان و خرما به محلههاى جنوب شهر مىرفتند و گرسنگان را اطعام مىكردند. بسيارى از مردم نماز شب به پا مىداشتند، با خداوند مناجات مىكردند، دست به دامان انبيا و اولياء مىشدند و با اشك و زارى، براى پيروزى انقلاب دعا مىكردند. اينها نمونههايى است كه در يكايك آحاد ملت ما به ظهور رسيده است.
اين معنويت و اين تحول درونى بود كه انقلاب ما را به پيروزى رسانيد، و اين، بزرگترين نكتهاى