ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٤ - چرا خداوند چنين كرد؟
سپرده شده بود و ديگر هيچ قدرتى نداشت.
چرا خداوند چنين كرد؟
براى اين كه آن جوانان برومند، فروپاشى حكومت باطل را با چشم خود ببينند. همان حكومتى كه سيطره و وجودش براى آنان بسيار بزرگ و مهم مىنمود و اينك با چشمان خود پايان كار آن نابكاران را مىديدند تا در نظرشان قدرت و تواناييهاى ستمكاران تاريخ، كوچك و حقير جلوه كند.
اگر اصحاب كهف به خاطر آن اتفاق نادر كه سيصد سال به زندگىشان افزود، توانستند بروشنى همه چيز را ببينند و روحيهاى برتر يابند پس براى آن امام منتظر، در تمام عمر طولانىاش چنين اتفاقى حاصل بوده است و به او امكان مىداده كه اين انسان سترگ را از آغاز تا كنون ببيند.[١]
گذشته از اين، تجربهاى كه از همراهى با تمدنها حاصل مىشود و حضور شخصى در حركتها و دگرگونيهاى تاريخى اثر شگرفى در آمادگى فكرى و كارايى رهبر براى روز موعود دارد، باعث مىشود همه رفتارهاى كاربردى ديگران را با تمام نقطههاى قوت و ضعف و خطا و صواب بشناسد و با كمال آگاهى و شناخت نسبت به عوامل و اسباب و جهتگيريهاى تاريخى، دست به اصلاح جامعه بزند.
البته اين انقلاب بزرگى كه اجراى آن بر دوش امام منتظر گذاشته شده بر پايه و بنياد اسلام است و طبيعى است كه رهبرى آن بايستى به مركزيت اسلام كاملًا نزديك باشد و شخصيتى مستقل داشته باشد و از تأثيرات تمدنى كه مىخواهد با آن بجنگد به دور باشد.
اما كسى كه در دامن آن تمدن به دنيا آمده، پرورش يافته و افكارش در چارچوب آن رشد كرده است كه قطعاً نمىتواند به دور از رسوبات و نوع تفكر آن تمدن باشد.
پس براى اين كه تأثير ناپذيرى چنين رهبرى از آن تمدن، تضمين گردد، لازم است شخصيت او در تمدنهاى پيشين كه اصالت بيشترى داشته است به گونهاى كامل شكل گرفته باشد.
ادامه دارد
پىنوشتها:
[١]. اشاره به عقيده شيعه دوازده امامى است كه مستند به دليل عقلى و نقلى است بويژه حديث متواتر ثقلين كه مىگويند: إنّى تركت فيكم ما إن تمسّكتم بهما لن تضلّوا بعدى أبداً كتاباللّه و عترتى أهل بيتى؛ من در ميان شما چيزى باقى گذاشتم كه اگر به آن تمسك جوييد هرگز پس از من گمراه نخواهيد شد؛ كتاب خدا و عترتم يعنى اهل بيتم. رجوع كنيد به صحيح مسلم ج ٤ حديث ١٨٧٣؛ الصواعق المحرقه از ابن حجر ص ٨٩ كه مىگويد: اين حديث داراى طرق زيادى است كه از بيست و اندى صحابى نقل شده است. همچنين مستند است به حديث نبوى كه مىفرمايد: لن يفترقا حتى يردا على الحوض ...؛ قرآن و اهل بيت از هم جدا نخواهند شد تا بر سر حوض نزد من آيند ....
[٢]. پيامبر گرامى اسلام، صلّىاللّه عليهوآله، از ويژگيهاى آنان بسيار سخن گفته و فرموده است: آنان حاملان شريعت و كشتى نجات و مايه امنيت امّت و حفظ آنان از گمراهىاند چنانكه حديث ثقلين و حديث لن يفترقا به آن اشاره دارد و هر دو روايت به مقام عصمت آنان تأكيد مىكند.
[٣]. اينكه رهبرى تاريخى بايستى از نظر روحى، آمادگى كامل براى اجراى نقش خود داشته باشد، مسألهاى پذيرفته شده است و اگر به قرآن مراجعه كنيم مىبينيم كه در تاريخ انبياء به گونهاى روشن از اين مسأله سخن مىگويد بويژه آياتى كه درباره نوح پيامبر، عليهالسلام، است و توجه انسان را جلب مىكند؛ شايد بدين جهت باشد كه نوح و امام منتظر هر دو يك نقش ايفا مىكنند و وظيفهشان بسيار به هم شباهت دارد
[٤]. مىتوانيم براى نمونه به پيشرفت و ترقى اتحاد شوروى اشاره كنيم آنچه را ما با چشمان خود شاهد بوديم تا بدانجا كه دومين قطب جهان بود و از نظر سياسى و پيشرفت تمدن شانه به شانه آمريكا مىزد و هر دو توانستند به فضا سفر كنند و سپس شاهد بوديم كه شوروى چگونه فرو پاشيد.
[٥]. ژان ژاك روسو (١٧٧٨- ١٧١٢) نويسنده و متفكر فرانسوى است. برخى از ناقدان وى را شخصيتى مىدانند كه بيشترين نقش را در ادبيات فرانسه و فلسفه جديد داشته است.
[٦]. اشاره است به آيه إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً ... كهف/ ١٣.
مراجعه كنيد به تفسير كشاف از زمخشرى ج ٢ ص ٧٠٦ انتشارات دارالكتابالعربى- بيروت.
[٧]. اشاره است به آيه وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً ... كهف/ ٢٥.
٨. همه اينها در پرورش و آمادگى ويژه دخالت دارند زيرا در اين صورت است كه شخص داراى ديدگاهى جهانشمول و عميق مىگردد. بويژه كه با چشم خود فروپاشى غولهاى تمدن را ديده است.