ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - محور محبتها
ترويج و تبليغ حب ولى خدا درجامعه انسانى است.
دلسوزان جامعه، معلمان ومربيان، كسانى كه عليه انحطاطفرهنگى و تهاجم فكرى قدم برداشته، دنبال پيشگيرى و يا درمان مفاسد اجتماعى هستند، بايدتابلوهاى تقوى و فضيلت، جوانمردى و عدالت را كه در زندگى اهل بيت، عليهم السلام، وجود دارد به نمايش گذاشته، حيات سر تا سرنورانى و اهداف مقدس حضرت مهدى، عليه السلام، را به تمام زبانهاى جهان ترجمه نموده، مبلغ دوستى مصلح بشريت بشوند.
امام زمان دوست داشتنى اند، زندگى زيبايى دارند، اهداف والا وحيات بخشى دارند، مگر مى شودكسى ايشان را بشناسد و زيبايى صورت و سيرتشان را ببيند ولى دوستشان نداشته باشد؟
جاذبه وجود مطهر خاتم الانبيا، صلى الله عليه وآله، را در تاريخ خوانده ايد؟ آن گونه بود كه از اويس قرنى با اينكه رسول الله، صلى الله عليه وآله، را رؤيت ننموده محب دلباخته و پيرو استوارى ساخته بود. همين جاذبه در وجودخاتم الاوصيا وجود دارد، شما كه ازتهاجم فرهنگى و تلاش شرق و غرب در ترويج فساد گله و شكايت داريدچرا از جاذبه هاى الهى حضرت مهدى، عليه السلام، نمى گوييد ونمى نويسيد، چرا نسل جوان را به معرفت و شناخت صاحب زمان نزديك نمى كنيد؟
تشكيل كلاس شناخت آن بزرگوار، نقل تشرفات معتبر و بيان دستگيرى و عنايات حضرت، ترويج مراسم ندبه و اشك در فراق آن جناب، مس وجود آدمى را مبدل به زرناب مى سازد و جوان طاغى و گمشده راه را، خاضع متقى مى نمايد.
پيامبر اسلام، صلى الله عليه وآله، خريداران ولايت آن حضرت را به شگفتى ايمان و عظمت يقين وصف فرموده است:
... ان اعجب الناس ايمانا واعظمهم يقينا قوم يكونون فى آخرالزمان لم يلحقوا النبى وحجبتهم الحجة، فآمنوا بسوادعلى بياض.[١]
شگفت انگيزترين مردم از نظر ايمان و بزرگترين آنها از نظر يقين كسانى هستند كه در آخرالزمان زندگى مى كنند وبا اينكه پيامبر را نديده و حجت (الهى) هم از ديدگان آنها غايب است، ولى ايمان دارند به آنچه در كتب نوشته شده است.
شگفتى ايمان اين مردان الهى درآخرالزمان به اين است كه تبليغات مسموم و تهاجم فرهنگى دشمنان دراعتقاداتشان اثر نمى گذارد، و دل به آيات قرآن و روايات معتبره پيامبراسلام، صلى الله عليه وآله، و عترت ايشان، عليهم السلام، داده، تسليم قوانين و مقررات دين مى باشند و اين در حالى است كه محبوبان الهى را باچشم ظاهر نديده و جمال نورانى پيامبر، صلى الله عليه وآله، و حجت الهى را ظاهرا مشاهده ننموده اند. اماءدر واقع با تقواى قلبى كه داشته اند، دراثر مطالعه و تفكر در آثار و احاديث اهل البيت، عليهم السلام، و چشيدن شيرينى ذكر و نام آن بزرگواران وشركت در مجالسشان و در سايه خدمت در راه دوست و دفاع از حريم محبوب الهى حضرت مهدى، عليه السلام، بصيرت و بينايى يافته، ناديده را با چشم دل ديده اند و دل به او داده اند.
امام صادق، عليه السلام، مى فرمايند:
يا ابابصير: طوبى لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره فى غيبته و المطيعين له فى ظهوره، اولئك اولياء الله الذين لا خوف عليهم و لا هم يحزنون[٢]
اى ابا بصير! خوش به حال شيعيان قائم ما، آنها كه در زمان غيبت، انتظار اورا مى كشند، و زمان ظهور، فرمان آن حضرت را اطاعت مى كنند، آنها اولياءخدايند كه خوفى بر آنها نيست، و اندوهى ندارند.
و اين مقام و بلندى نام كه امام صادق، عليه السلام، توصيف مى فرمايند، نشات گرفته از معرفت وشناختى است كه شيعيان در زمان غيبت نسبت به امامشان كسب مى كنند.
بايد دانست كه سبب غيبت اوابرهاى جهل و نادانى است كه بر فكرو انديشه انسانها نشسته و آنها را ازديدار خورشيد باز داشته است. منتظران ظهور و طالبان نور آنهايى هستند كه با تلاش پيگير و فعاليت