ماهنامه موعود
(١)
شماره دوازده
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
سرمقاله
٢ ص
(٤)
جشن ميلاد، تجديد عهد با ميثاق خدا
٤ ص
(٥)
تمام نبوت، همه ولايت
٧ ص
(٦)
مهر يار، محور مودتها
١٢ ص
(٧)
موجبات محبت
١٢ ص
(٨)
محور محبتها
١٥ ص
(٩)
شعر و ادب
١٨ ص
(١٠)
بهار عدالت
١٨ ص
(١١)
غزل شكسته
١٨ ص
(١٢)
در فراق امام دوازدهم
١٩ ص
(١٣)
دوستداران ظهور
١٩ ص
(١٤)
ديدار يار غائب
٢٠ ص
(١٥)
شهر منتظران
٢٢ ص
(١٦)
درآمد
٢٢ ص
(١٧)
مفهوم انتظار و معناى آمادگى از مطالب اصلى و اساسى
٢٢ ص
(١٨)
عناصر اصلى تمدنها
٢٣ ص
(١٩)
علل اهميت سيما و كالبد مدينه
٢٤ ص
(٢٠)
الف) اعلام هويت
٢٤ ص
(٢١)
ب) هدايت ساكنان
٢٥ ص
(٢٢)
ج) تناسب محيط با زندگى منتظران
٢٥ ص
(٢٣)
د) زمينه سازى ظهور
٢٦ ص
(٢٤)
تجلى اصول اسلامى در مدينه
٢٦ ص
(٢٥)
بى عمر، زنده ايم ما
٣٠ ص
(٢٦)
چرا خداوند چنين كرد؟
٣٤ ص
(٢٧)
تكليف عاشقان
٣٥ ص
(٢٨)
سيد حميرى، شاعر اهل بيت
٣٦ ص
(٢٩)
مأموريت يك عقاب
٣٨ ص
(٣٠)
چگونه به هدايت رسيد؟
٣٨ ص
(٣١)
حادثه اى شگفت انگيز
٤٠ ص
(٣٢)
مهدويت در كشورهاى اسلامى در گفتگو با طلاب خارجى مقيم ايران
٤٢ ص
(٣٣)
چشم به راه سپيده
٤٦ ص
(٣٤)
تا مرز آبى يقين
٤٨ ص
(٣٥)
تحولات درونى مقدمه انقلاب بزرگ
٥٠ ص
(٣٦)
نرم افزار كتابخانه امام مهدى (عج)
٥٤ ص
(٣٧)
نخستين همايش فرهنگى ادبى بانوى كرامت
٥٥ ص
(٣٨)
شعر و ادب
٥٦ ص
(٣٩)
ژوليده تر از پاييز
٥٦ ص
(٤٠)
كى؟ كجا؟
٥٦ ص
(٤١)
باغ هاى جمكران
٥٧ ص
(٤٢)
نظريه پردازى درباره آينده جهان و جهان آينده قسمت دوم
٥٨ ص
(٤٣)
باران احسان
٦٦ ص
(٤٤)
برگ اشتراك موعود
٦٧ ص
(٤٥)
ميعادگاه منتظران
٦٨ ص
(٤٦)
خلاصه اى از سخنرانى آية الله امامى كاشانى به مناسبت نيمه شعبان در مسجد جمكران
٧٠ ص
(٤٧)
ايرانيان و نقش آنان در دوران ظهور
٧٤ ص
(٤٨)
بررسى روايات
٧٤ ص
(٤٩)
1 روايت مبارزه بااعراب، براى بازگشت به اسلام
٧٤ ص
(٥٠)
2 روايت شيران بى فرار
٧٦ ص
(٥١)
3 روايت گوسفندان سياه و سفيد
٧٦ ص
(٥٢)
4 روايت ايرانيان، طرفداران اهل بيت
٧٧ ص
(٥٣)
5 روايت عجم، مورد اعتمادپيامبر
٧٧ ص
(٥٤)
6 روايت آيا مردم، كسانى جزفارسيان و روميان اند؟
٧٧ ص
(٥٥)
سلطان جهانم به چنين روز غلام است
٧٨ ص
(٥٦)
دانستنيهايى درباره حضرت مهدى، (عليه السلام)
٨٠ ص
(٥٧)
7 آيا امام زمان همسر و فرزند دارد؟
٨٠ ص
(٥٨)
معرفى كتاب
٨٣ ص
(٥٩)
آفتاب در حجاب
٨٣ ص
(٦٠)
دعاى ندبه روزنه اى به آفتاب
٨٣ ص
(٦١)
فرهنگ موعود (عج) (اعلام)
٨٣ ص
(٦٢)
مهدى (ع) آخرين سفير انقلاب (دوجلد در يك مجلد)
٨٣ ص
(٦٣)
شرح دعاى ندبه
٨٤ ص
(٦٤)
حديث نياز
٩٠ ص
(٦٥)
غرب و الگوهاى فرهنگى قسمت دوم
٩٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٩ - شرح دعاى ندبه

اين الخيرة بعد الخيرة اين الشموس الطالعة، اين الاقمارالمنيرة اين الانجم الزاهرة. اين اعلام الدين و قواعد العلم.

كجا شدند حسن و حسين؛ و كجايندفرزندان حسين هر شايسته پس ازشايسته اى؟ و هر راستگويى پس ازراستگويى، كجايند آنان كه راهنما به سوى خدا بودند يكى پس از ديگرى؟ كجايند برگزيدگان خدايى هريك پس ازديگرى؛ كجايند آفتابهاى طلوع كننده؟ كجايند ماههاى نوردهنده؟ كجايندستارگان درخشنده؟ كجايند نشانه هاى دين و ستونهاى علم.

شرح وظيفه نوزدهم: ندبه كردن وناله كردن در فراق پيشوايان وپرستاران دين، و اين فقرات تعليم به طريق گريه و شيون كردن به شيعيان است كه مانند كسى كه براى عزيز خود ديوانه وار فرياد وشيون مى كند؛ براى مظلوميت وفراق ائمه اطهار نيز گريه و بى تابى نمايند. و در اين دعا به ده طريق عبارت ندبه مى كند: ١. به كلمه اين يعنى؛ اين بزرگان دين كجايند؟ ٢. به كلمه بابى انت و امى، يعنى؛ پدر ومادرم فداى تو باد ٣. به كلمه ندا كه امام زمان را ندا مى كند، ٤. به كلمه ليت شعرى، ٥. به كلمه عزيز على، ٦. به كلمه بنفسى انت، ٧. به كلمه الى متى، ٨. به كلمه هل، ٩. به كلمه متى، ١٠. به خدا استغاثه كردند كه شرح هر يك مفصلا مى آيد و صالح به معنى شايسته و از القاب اميرالمؤمنين، عليه السلام، است كه در تفسير آيه ٤ سوره تحريم (٦٦):

فان الله هو مولاه و جبرئيل وصالح المؤمنين.

خدا و جبرئيل و مؤمنان شايسته، ياور پيغمبرند.

نقل است از مجمع از حضرت باقر، عليه السلام، كه پيغمبر، صلى الله عليه وآله، دو مرتبه حضرت على، عليه السلام، رامعرفى فرمود: يكى در موقعى كه فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه وديگر چون اين آيه نازل شد دست على، عليه السلام، را گرفت و فرمود: ايهاالناس هذا صالح المؤمنين. واز اسماء بنت عميس رسيد كه پيغمبر، صلى الله عليه وآله، فرمود: صالح المؤمنين على بن ابى طالب است.

و صادق به معنى راستگو. ولى در اينجا مراد راستگوى در امامت واز القاب ائمه است، كه در تفسير آيه ١٢٠ سوره توبه (٩):

وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ.

با راستگويان باشيد.

از حضرت باقر، عليه السلام، رسيده كه فرمود: يعنى؛ با آل پيغمبر، صلى الله عليه وآله، باشيد واز حضرت امام رضا، عليه السلام، رسيده كه: الصادقون الائمة؛ مراداز راستگويان ائمه مى باشند.

و اطلاق شمس و قمر و نجوم برائمه، عليهم السلام، از باب استعاره و تشبيه معقول به محسوس است، كه آفتاب و ماه و ستاره ها عالم حس و دنيا را روشن و تاريكى رابرطرف مى نمايند، و ائمه اطهار به انوار علم و فضايل؛ دلهاى عالميان را روشن و تاريكى كفر و ضلالت وجهالت را برطرف مى نمايند و درزيارت وارث است:

اشهد انك كنت نورافى الاصلاب الشامخه والارحام المطهرة.

تو نورى بودى در صلب هاى رفيعه، و رحم هاى پاكيزه.

و شرح آنكه ائمه، عليه السلام، ستون هاى علم مى باشند، چنانكه ازعبارت انا مدينة العلم و على بابها معلوم مى شود. بلكه وجدانى است كه ائمه، عليه السلام، سرچشمه علوم مى باشند.

توضيح: اين ناله ها و ندبه ها واجتماعات و صداى شيعيان سبب ترقى عالم تشيع؛ و شكست دشمنان دين است، و اگر اين طريقه از اول نبود اين مذهب ضعيف، بلكه منسوخ مى گرديد.

به نداى مظلوميت حسين، عليه السلام، خلافت بنى اميه منقرض و افراد ايشان تا آخر نابودشدند.