ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٤
اخلاقى به سر مىبرند. بطوريكه امروزه اگرچه مثلًا شهرى مثل نيويورك از شاخصترين شهرهاى توسعه يافته جهان است؛ اما از همين شهر اپيدمى ايدز به ساير نقاط جهان صادر مىشود و هزاران نفر شب را در كارتنها و در حاشيه خيابانها به صبح مىرسانند.
از مطالب فوق مىتوان چنين نتيجه گرفت:
اولًا توسعه يك فرايند صرفاً اقتصادى و رفاهى نيست بلكه جنبههاى فلسفى، نظرى و انسان شناختى مبتنى بر تفكر مدرنيته غربى در آن لحاظ شده است و حكايت توسعه، همان حكايت اسب چوبى تروا است كه در شكم خويش سربازان دشمن را پنهان داشته است.
ثانياً: تكنولوژى كه محصول توسعه است صرفاً يك ابزار تلقى نمىشود و تلقى ابزار بودن براى تكنولوژى اصولًا امرى اشتباه و غلط است. زيرا تكنولوژى محصول روح تفكر غربى است كه در ساحت مدرنيته تجلى مىيابد و به تعبير سيد اهل قم شهيد مرتضى آوينى، رحمة الله عليه، تكنولوژى مدرن علىرغم آنكه خود را پشت به فرهنگهاى مختلف بى طرف نشان مىدهد اما در باطن، فرهنگ واحدى را بر زندگى بشر تحميل مىكند، كه تحمل ديگر فرهنگها را نمىآورد و آن همين فرهنگ است كه اكنون در سراسر جهان احاطه يافته است و در اين فرهنگ، حقيقت وجود بشر مورد غفلت واقع مىشود.
ثالثاً: مدرنيته و مدرنيزاسيون غربى هدف استراتژيك و محصول ذاتى همه مدلهاى توسعه است. زيرا توسعه در حقيقت بسط مدرنيته در سرزمينهاى غير غربى (ممالك حاشيه) و به تعبير صريحتر، برنامه تعمدى، آگاهانه و طراحى شده دنياى غرب براى غربى كردن همه سرزمينهاى غير غربى است.
فرهنگ توسعه بعد از جنگ جهانى دوم و به منظور تقسيم جديد بازار جهانى و استحكام حاكميت جهانى سرمايه و با هدف استمرار دوران ١٥٠ ساله استعمار كهنه و نو و جايگزينى آن با روشهاى قبلى كه اتخاذ گرديد، و با اين نقشه تعمدى و حساب شده، دنياى استكبار و نظام سرمايه و نظام سرمايه سالار جهانى براى استمرار و تداوم خوى غارتگرى و حفظ منافع جهانى خود، مدلهاى غربى و توسعه را طراحى نمود چراكه ملتها با پذيرش اصطلاحات توسعه يافتگى و عقب ماندگى به طور طبيعى و ناخودآگاه استكبار جهانى را در تحقق اهداف استكباريش يارى مىكنند زيرا:
اولًا: با پذيرش اصطلاحات، توسعه نايافتگى را در خودشان مىجويند و بدين ترتيب نظام سلطه جهانى كه طى چند قرن گذشته به وسايل مختلف اقدام به غارت و چپاول و استثمار منابع و نيروى كار ارزان اين ملتها نموده است و آنها را از حق رشد طبيعى و مطلوب خود باز نگاه داشته است؛ با چنين نقشهاى و با رايج نمودن چنين اصطلاحاتى، از تيررس افكار عمومى پنهان و در دراز مدت از مبارزات ضد استكبارى ملتهاى جهان در امان خواهند ماند.
ثانياً: مبارزه با استكبار به عنوان عامل اصلى عقب ماندگى ملتهاى مستضعف جهان، كم رنگ گرديده و