ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - تجلى اصول اسلامى در مدينه
اين مفهوم در تبيين ويژگيها و مختصات عملكردها و فرمها و فضاها و قلمروهاى شهرى نقشى اساسى ايفا نموده و به عنوان يكى از ويژگيهاى اصلى نظم مورد نظر در طراحيها و برنامهريزيها مطرح است.[١]
٢. معتقدان به اين تفكر در پى نمايش تسلط جنبه معنوى حيات بر بعد مادى آنند؛ بدون اينكه اين جنبه رافراموش كرده و يا از اهميت آن بكاهند، بلكه در پى بهرهگيرى از جنبه مادى حيات در خدمت و اعتلا و كمال جنبه معنوى حياتاند.
به عبارت ديگر مدينه منتظران به تبعيت از تفكر اسلامى كه به تفكيك ابعاد معنوى و مادى حيات قائل نبوده و هر دو را زمينه و وسيله رشد كرامتهاى انسان مىشمارد، امكانات معنوى و مادى را توأماً در اختيار اهل شهر قرار مىدهد. با اين توجه كه: اولًا تسلط روانى و فيزيكى عناصر معنوى و روحانى را بر عناصر (ظاهراً) مادى شهر حفظ نموده، ثانياً در فضاهاى شهرى تأكيد اصلى را بر عناصر متذكر (اعم از عناصر طبيعى و نمادهاى انسانساخته) متمركز نموده و زمينههاى تفاخر فردى را از بين مىبرد، ثالثاً زمينه رشد مصرف گرايى و مدگرايى (آفات و مصايب مدنيت معاصر) را فراهم نمىنمايد، و رابعاً اينكه مدينه منتظران فضاى تبليغ و تكريم معنويت است و نه مبلغ و مروج و تهييجكننده جنبه مادى حيات.[٢]
٣. پيروان تفكر توحيدى در پى آنند كه كثرت موجود در محيط و اجزاى آنرا در وحدتى كه تجليگاه اعتقاداتشان است به نمايش بگذارند كه هرچه از اجزاى به كل نزديكتر شويم، على رغم افزايش اجزا و كثرت آنها، اين وحدت، نمايشى جديتر، مستحكمتر و جامعترى مىيابد. سلسله مراتب محتلف وحدت را مىتوان در وحدت كالبدى يك بنا، وحدت محله شهرى، وحدت كل شهر، وحدت شهر با طبيعت و نهايتاً وحدت جامعه جستجو نمود.[٣] جملگى اين وحدتها، اهل مدينه را به وحدتهايى متذكر و رهنمون مىگردند كه در رأس آنها وحدت الهى (توحيد) قرار دارد كه از طريق تسلط عناصر معنوى بر مادى و القاء جهت واحد (قبله) در فضاهاى شهر و همچنين تماس با طبيعت و عناصر طبيعى به اهل مدينه القا مىگردد.
مرتبه بعدى وحدت مورد نظر، وحدت جامعه اسلامى (امت واحده) است كه از طريق نفى فردگرايى(individualism) و خودنمايئى كه مدرنيسم مروج و مبلغ آن بوده است، و همچنين تأكيد بر روح جمعى از طريق افزايش امكان ارتباطات رو در رو بين اهل مدينه در فضاهاى مناسب شهرى امكان بروز آن تسهيل مىگردد.