ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧
شما در كتاب «مهندسى ژنتيك»، نسبت به خطرات متعدد ناشى از فناورىهاى جديد كه توانايى «طراحى دوباره» آدمى را دارند، هشدار مىدهيد. آيا واقعاً چنين خطرى آدمى را تهديد مىكند؟
محققانى كه در حوزه ژنتيك پژوهش مىكنند، به طور مستمر در كار كشف بخشهايى هستند كه بعضاً يا كلًا به مولكول دى. ان. اى و قابليتهاى نهفته در آن ارتباط دارند. اين بخشها بر روى همه جنبههاى مادى و روانى آدمى، از قد، رنگ چهره و توانايىهاى عضلانى گرفته تا ضريب هوش، اجتماعى يا خجالتى بودن و گرايش به اميد و شادمانى و نظاير آن، تأثير مىگذارند. درست همانگونه كه امروزه اين قبيل تغييرات در حيوانات عملى مىشود، برخى از دانشمندان درصدد هستند كه با دستكارى جنين آدمى در مراحل اوليه، نظير اين تغييرات را در انسانها نيز به وجود آورند.
اين دعوى، گزاف به نظر مىرسد. آيا واقعاً چنين فكر مىكنيد كه در جامعه علمى، كسى به انجام چنين عملى مبادرت مىورزد و حتى با فرض اينكه افرادى بخواهند چنين كنند، آيا چنين نيست كه تحقق اين امر، به اين زودى ممكن نخواهد بود و به زمان بسيار درازى نياز دارد؟
برخى از محققان كه از توانايى و قابليت علمى بالا برخوردار هستند و به امكانات مالى فراوان نيز دسترسى دارند، دقيقاً مىخواهند چنين اقدامى را انجام دهند. به عنوان مثال، جيمزواتسن، يكى از دو كاشف مولكول دى. ان. اى را در نظر بگيريد كه در بهار امسال و در پنجاهمين سالگرد انتشار اكتشاف مولكول دى. ان. اى كه براى او و همكارش فرانسيس كرك، جايزه نوبل زيستشناسى را به ارمغان آورد، مصرّانه خواستار پيشبرد مهندسى ژنتيك تمام عيار موسوم به» germline «شده كه در آن اجزاى درونى سلولهاى آدمى، دستكارى مىشوند.
او كه نخستين رئيس «پروژه ژنوم» يا تهيه نقشه جغرافيايى ژنتيكى بدن آدمى بود، صريحاً افراد را تشويق مىكند كه با استفاده از دانش جديد ژنتيك، دست به كار تحصيل كمال در خلقت آدمى شوند و امورى نظير خجالتى بودن و عدم اعتماد به نفس را از جامعه انسانى حذف كنند. او مىگويد: «چه كسى يك نوزاد زشت مىخواهد؟ اگر بتوانيم با دستكارى در ژنهاى افراد، انسانهاى بهترى به وجود آوريم، چرا چنين نكنيم؟»
واتسن در اين زمينه تنها نيست. محققان برجسته در دانشگاههاى ام. آى. تى و كاليفرنيا در لوسآنجلس، نه تنها به اين نوع افكار به عنوان ايدههايى خوب نظر مىكنند كه آنها را اجتنابناپذير مىدانند و معتقدند ظرف چند سال آينده، مىتوان براى پولدارها فرزندانى متولد كرد كه توانايىهاى آنان حتى از پيش تقويت شده باشد.
«لى سيلور» متخصص ژنتيك در دانشگاه «پرينستن»، در كتاب تازه خود با عنوان «بازسازى بهشت عدن»، مىگويد: «چرا نبايد از اين توانايى و قدرت جديد استفاده كرد؟ ما همه جنبههاى ديگر زندگى و هويت كودكانمان را با استفاده از تأثيرات قدرتمند محيطى و اجتماعى كنترل مىكنيم. پس بر چه مبنايى تأثيرات مثبت پروژه ژنتيك را بر روى جوهره و ماهيت افراد، نفى مىكنيم. ما كه حقّ والدين را به نفع رساندن به فرزندانشان در هر مورد ديگر قبول مىكنيم، چرا اين حق را در اين زمينه به رسميت نشناسيم؟»
اين پرسش جالبى است؛ واقعاً توليد نوزادان بهبود يافته چه اشكالى دارد؟
اين نكته اصلى مورد بحث، در كتاب تازه من است. نويسندگان ديگرى كه در اين زمينه قلم زدهاند، كوشيدهاند به جنبه عملى مسئله بپردازند و اين نكته را مورد توجه قرار دادهاند كه اين فناورىها مىتوانند اشتباهات بزرگ و خطرناك نيز به بار آورند يا آنكه به ازدياد شكاف ميان فقرا و اغنيا، بر مبناى تفاوتهاى بيولوژيك آنان دامن بزنند. امّا من كوشيدهام مسئلهاى عميقتر را مطرح سازم و آن اينكه اگر ما به اعمال اينگونه تغييرات مبادرت ورزيم، معناى زندگى آدمى به كلّى محو و نابود مىشود.
براى آنكه متوجه شويد منظورم چيست، براى يك لحظه تصور كنيم خود شما در زمره آن دسته از نوزادانى بودهايد كه به روشهاى ژنتيكى در ساختار بيولوژيك شما تغيير دادهاند و آنها را بهبود بخشيدهاند؛ حال از خود سؤال كنيد كه آيا هوش شما متعلق به خودتان است؟ حالات روحى شما واقعاً محصول تجربههاى شخصى خود شما يا نتيجه تأثير پروتئينهايى است كه در سلولهاى بدن شما كار گذارده شده است؟ دستاوردهاى حرفهاى يا تحصيلى شما، اميدها و آرزوهاىتان، رؤياهاىتان، به شما تعلق دارند يا به طور مصنوعى در شما القا شدهاند؟ آيا در اين جهان، هيچ چيز مىتواند براى شما معنا داشته