ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - چشم در راه
چشم در راه
انسان، اتاقِ فكرِ جهان
ابوالقاسم حسينجانى
حال و هواى انتظار، «هواى تازه» آدمى است؛ پنجرهيى باز نهاده و، و باز گُشاده: براى تنفّسى تازهتر.
انتظار، «نظر» داشتنست و، در فكرِ چاره و چارهگرى ديگرى بودن.
نمىشود نظر نداشت و، نينديشيد و، به راه حل تازه و تناورى رسيد.
انسان، اتاقِ فكر جهانست؛
و تا آن زمان، كه انسان، بر اوجِ ايمان و آرامش و آگاهى درنيامده باشد؛ اوضاعِ جهان- هم- رنگِ آرامش و بهبود را، به خود، نمىتواند ديد!
مرگِ فرهنگها و تمدّنها، هيچگاه، بىدليل نيست:
تباهى و مرگ و نابودى، سرنوشتِ محتومِ فرهنگ و فكر و تمدّنهايىست كه براى ادامه حركت و حياتِ خويش، انگيزه و توانِ كافى ندارند.
انقلاب، فرهنگِ بزرگ انديشى و خطر پذيرىست. نمىشود «پويا» نبود و، «پايا» بود!
انتظار، نظر نداشتن و كارى نكردن نيست؛
انتظار، زخمهاى عميقىست-
كه خواب و خيالِ مُنتظر ماندگان را، بَر مىآشوبد.
اين زخمهاى عميقِ انتظار، كه در دل و ديدگانِ ماست-
همان چهارده قرنْ آبرودارىهاست
كه- در پيچاپيچِ تاريخ و جغرافياى جهان-
تا همين لحظههاى لرزانى كه درآنيم،
با «زمان» و «زمين» همراه بوده است! ...