ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - پيشنه پزشكى در ايران
جايگاه استثنايى و ممتازى دارد، ولى اين به آن معنا نيست كه بتواند پاسخگوى همه نيازهاى بشرى باشد. به علاوه با نگاهى كه طبّ جديد به موجوديت و هويت انسان دارد و بخش بسيار مهمى از واقعيت وجود انسان را ناديده مىگيرد، به همه حقايق امكان دستيابى داشته باشد.
آزمون و خطاهاى مكرر آن نيز بسيارى را خسته كرده است. نگاهى به چاپهاى مختلف كتب مرجع طبى مثلًا طى يك دوره سى ساله و افراط و تفريطهاى آنها و حذف و اضافهها نشان مىدهد كه اوّلًا اين روند همچنان ادامه دارد و ثانياً هر چه كه در اين كتابها مىآيد حرف آخر نيست و چه بسيار كه شاهد بازنگرىها، تغييرات و استغفارهاى علمى خواهيم بود. البته اين به آن معنا نيست كه منكر ارزش و جايگاه والاى علوم پزشكى جديد باشيم و در مقابل گمان كنيم كه در طبّ سنّتى نيز هر چه وجود دارد كمال حقيقت، صحّت و خدشهناپذيرى است و همانند وحى مُنزَل بايد تقديس و پذيرفته شود بلكه اعتقاد داريم كه از تعصب بىمنطق، يكسونگرى و غفلت از مجموعه انديشهها و تجارب قرون و اعصار بايد پرهيز كرد و آماده بود در هر جا كه طبّ سنّتى تجربه آسان، مؤثر، موفق، كم هزينه، پرفايده و و كم ضررى دارد ولو اينكه در كتابهاى مرجع پزشكى جديد چيزى راجع به آن وجود نداشته باشد، امكان استفاده از آن را پذيرفت. البته تحقيق و تجربه در اين گونه موارد نه تنها واپسگرايى و عقبماندگى نيست بلكه دانش روز را نيز از اين اطلاعات سودمند بهرهمند مىسازد.
همان طور كه اشاره كرديم خوشبختانه دنيا به سوى طبّ سنّتى توجه خاصى كرده است و ديگر مثل پنجاه سال قبل نمىتوان با حربه ضدّ علمى بودن به جنگ تجارب ارزشمند چند هزار ساله رفت و با اخم كردن و روى برگرداندن و طرح چند كلمه عاريتى فرنگى، همه ميراث علمى و تجربى را به باد استهزا گرفت. آن دوران به پايان رسيده است و هم اكنون بسيارى از دانشگاههاى طراز اوّل دنيا به دنبال جستوجو در ميراث طبّ سنّتى ملتها هستند.
پيشنه پزشكى در ايران
بر اساس برخى اطلاعات قابل استناد، سابقه پزشكى ايران به حدود ٨٠٠٠ سال قبل برمىگردد، ولى از حدود ٢٥٠٠ سال پيش و به خصوص از آغاز دوران تمدن اسلامى با درخشش تعدادى از حكماى بىهمتا، طبّ ايرانى- اسلامى از محتوا و تكامل خاصى بهرهمند شده است. بنابراين به دور از تعصب ميهنى، مىتوان با استدلال و ذكر شواهد و با سربلندى بيان كرد كه طبّ سنّتى ما گنجينهاى استثنايى و در حدّ خود بىنظير است كه با داشتن مبانى فلسفى محكم و با جهانبينى الهى و ژرفنگرى اگرچه بيش از ١٥٠ سال مورد بىمهرى قرار گرفته است به خوبى مىتواند در زمان حاضر قد علم كند و براى رفع كاستىها و مشكلات حل نشده طبّ كلاسيك، راهكار ارائه كند.
البته اين به آن معنا نيست كه هر كس ادّعاى طبّ سنّتى دارد، درست و علمى عمل مىكند. چه بسيار كسانى كه با كم سوادى يا بىسوادى خود آبروى هزار ساله طبّ سنّتى را به باد مىدهند و نادانسته در كارهايى دخالت مىكنند كه صلاحيت آن را ندارند و گاهى حرفهايى به بيماران مىزنند كه نتيجه آن محروم شدن بيمار از درمان صحيح يا از دست دادن فرصتهاى لازم براى درمان به موقع و بزرگ شدن مشكلات كوچك مىشود.
به هر حال، اگرچه از حدود ١٥٠ سال قبل با ورود و رسميت يافتن طبّ كلاسيك و رفتار نامهربان حكومتهاى غربگرا عملًا طبّ سنّتى ما از عرصه آموزش به انزوا و كنج فراموشى رفت، ولى به يارى پروردگار در چند سال اخير بعد از سالها تلاش، شاهد ورود رسمى طبّ سنّتى به دانشگاه و ميدان علم و تجربه و پژوهش هستيم؛ به اين ترتيب كه با همدلى و همكارى چهار دانشگاه بزرگ علوم پزشكى تهران، ايران، شهيد بهشتى و شاهد پس از برگزارى آزمون كتبى و شفاهى طى سه دوره تعدادى پزشك برگزيده به عنوان دانشجوى دوره دكتراى تخصصى در رشته طبّ سنّتى پذيرفته شدند و هم اكنون