ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - ميراث نبوت تا رسول خاتم (ص)
عيسى و قتل زكريا و يحيى به راه افتادند و سراسر خاورميانه را در نورديدند تا آثارى از رسولِ در شرف بعثت را بيابند. در بين تمام اين استقبال كنندگان رسول (ص) سلمان فارسى جايگاهى ويژه دارد. پيش از پرداختن به قضيه سلمان فارسى به اين مطلب اشاره كنم كه: آثار نبوت و ميراث رسالت عبارت از عصاى: موسى، تابوت عهد، پيراهن يوسف، خاتم سليمان، نعلين شيث و تير و كمان حضرت اسماعيل و ساير آثار رسالت و نبوت انبياى سابق بود.
چون عيسى (ع) آخرين پيامبر بنى اسرائيلى بود، تمام آثار و ميراث نبوت نزد وى بوده و او مانند ساير انبياى بزرگ داراى ١٢ حوارى و نيز ١٢ نفر وصى بود كه يكى پس از ديگرى به وصايت مىرسيدند.
دوازدهمين وصى حضرت عيسى به نام «ربّى باسط» پس از ٦٠٠ سال از غيبت عيسى (ع) امور مسيحيت را بر عهده داشت. طبق برنامه ابلاغ شده حضرت عيسى به اين وصى، عصر ربّى باسط مصادف با ظهور رسول جهانى اسلام بود و حضرت عيسى به وى سفارش كرده بود: «اين امانات و آثار نبوت را نگهدار تا كسى از طرف ايران به نام روزبه (سلمان فارسى) كه به دنبال دستيابى به رسول خاتم است به سراغ تو هدايت شود. آن روزها مصادف با رحلت تو خواهد بود. آن امانات را تحويل او بده و او آنها را به رسول خدا خواهد رساند».
تمام سفارشات حضرت عيسى، توسط ربّى باسط انجام شد و سلمان فارسى «منّا اهل البيت» گرديد. به همين خاطر رسول خدا هرشب براى تدريس علوم ويژهاى با سلمان فارسى جلسه داشت همان گونه كه با على (ع) جلسات مستمر داشت وعايشه هر دو كلاس را زير نظر داشت.[١] هنگامى كه يهود از جايگاه ويژه سلمان فارسى پيش رسول خدا (ص) اطلاع يافت اين مطلب را شايع كرد كه اصلًا سلمان قرآن را به محمد (ص) ياد داد!
دامنه اين افترا آن قدر گسترش پيدا كرد تا اينكه آيه نازل شد: «آن كسى كه بنابر ادّعاى افتراگويان اين قرآن را بر رسول خدا (ص) ياد داده اصلًا عرب نيست (يعنى فارس است) در حالى كه اين قرآن فصيح عربى است، چگونه كسى كه عربى بلد نيست فصيح ترين كتاب عربى تاريخ بشر را به محمد ياد داده است»! ٩ در دهه هاى اخير نيز امثال احسان طبرى تئورسين حزب توده در يكى از كتابهاى خود همين خطّ مأخوذ از يهود را تعقيب كرده و نوشته است: «سلمان فارسى در تأليف قرآن محمد را كمك كرده است» در تفسير «درّالمنثور» آمده است: به دليل جايگاه والاى سلمان فارسى پيش رسول خدا (ص) جناب خليفه روى فارس حسّاس بود. در فتح بيت المقدس وقتى جناب خليفه گفت: «اين خدا است كه انسان را هدايت يا گمراه مىكند» يك جوان فارس گفت: خداكه بنده خود را گمراه نمىكند! جناب خليفه با عصبانيت گفت: «اگر نبود عهدى مىكشتمت». از شدت خشونت جناب خليفه مردم متفرق شدند.[٢]
پىنوشتها:
[١]. اين درخت مخصوص آن نيست كه در كتب تاريخى و تفسيرى با تكيه بر دلالت روايات مختلف الدلاله آمده بلكه مراد چيزى است كه در كتاب «قرآن و تفسير راهبردى» اثر حقير آمده است. مراجعه به آن كتاب را به همه علامندان توصيه مىكنيم. وگمان مىكنيم بدون مراجعه به آن كتاب احاطه بر مطلب پيشرو مطمئناً مشكل خواهد بود.
[٢]. سوره اعراف (٧)، آيه ٢٧.
[٣]. سوره مائده (٥)، آيه ٢٧.
[٤]. سوره مائده (٥)، آيه ٨٢.
٥. در كتاب «چرا بازنگرى» از تاًليفات نگارنده، اين مطلب به تفصيل نقل شده است.
٦. چون اسم معدبن عدنان در «تورات» بود، لذا رسول خدا (ص) فرمود اجداد مرا تا عدنان بشماريد تا يهود طبق تورات به اطاعت از پيامبرى كه از نوادگان عدنان است، محكوم شود.
٧. در اين خصوص نگارنده كتابى به نام «سلمان فارسى» تأليف كرده كه آماده چاپ است.
[٨]. شرح ابن ابى الحديد ج ١٨، ص ٣٦ وجلد ١١ ص ٤٨.
[٩]. سوره نحل (١٦)، آيه ١٠٣.
[١٠]. سيوطى، تفسير در المنثور، ج ٢، ص ١٥٠.