ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - موعود ساختگى يهود جهت اشغال اراضى مسلمانان
رسول خاتم دشمنى ابدى دارد. خداوند در سوره مائده پس از نقل ماجراى قتل هابيل توسط قابيل مىفرمايد: «به همين سبب قتل از نوع بنى اسرائيلى را به منزله قتل تمام بشر تلقى كرده ايم كما اينكه احياى بنى اسرائيلى را احياى تمام بشر مىدانيم». چون قتل از نوع يهودى جهت قطع ارتباط انسان مسلمان با وحى و علم مخصوص نازل شده بر انبياى عظام است، قرآن كريم با اين تفسير از قتل بنىاسرائيلى و حسادت بنى اسرائيلى فرمود: «خطرناكترين و با عداوتترين دشمن مسلمانان يهودياناند.»[١] و با اين پيام به ما توجه داد خطر جدى براى مسلمانان از جانب يهود است.
در يك كلام خداوند متعال با نقل قضيه هابيل و قابيل ثابت فرمود اگر يكى از خصوصيات وصى رسول شدن قبول مظلوميت و شهادت است، يكى از خصوصيات كفر هم قتل اوصياى انبياى عظام است. وصى آدم شهيد شد! وصى موسى- هارون- گرفتار گوسالهپرستان شد! لقب وصى ابراهيم (اسماعيل) براى توجّه دادن بشر به امر مظلوميّت اوصيا «ذبيح» شد! همچنانكه وصى رسول خدا گرفتار حسادت قريش گرديد، ابتدا مظلوم و سپس به شهادت رسيد! و اگر از دوازده وصى رسول خدا (ص) تاكنون يازده نفرشان شهيد و دوازدهمين نفرشان غايب است حكمتش همان است كه بيان كرديم. و اگر در قرآن مىفرمايد: «امانت را بر آسمان و زمين عرضه كرديم و آن را قبول نكردند، ولى به انسان عرضه كرديم پذيرفت» اشاره به «امامت و وصايت» است كه قبول آن مساوى با قبول مظلوميت و شهادت است. اين اوصيا يعنى هابيل، هارون و اسماعيل بدين دليل در قرآن بارز شدهاند كه بين اوصياى انبياى عظام مظلومترينشان بودهاند تا برسد به مظلوميت اوصيايى كه يازده نفرشان شهيد و خانهنشين و يك نفرشان از جامعه مسلمانان غايب و مخفى است.
آرى نخستين وصى رسول خدا (ص) آن قدر مظلوم واقع شد كه حتّى در واجبترين مسئوليّت روى زمين كه دفن پيامبر است احدى از قدرت طلبان و منتظران ثروت و عاشقان شهرت او را يارى نكردند. و او مجبور شد هم رسول خدا (ص) را به تنهايى كفن و دفن كند و هم متّهم به اين بشود كه چون در تقسيم قدرت در سقيفه شركت نكرد، اصحاب سقيفه او را به عنوان رهبر انتخاب نكردند. صريح حرف ايشان اين بود كه، اگر على (ع) بدون دفن رسول خدا (ص) در تقسيم قدرت شركت مىكرد برنده اين مسابقه نفسگير مىشد! او در پاسخ اين مطلب فرمود: «آخر من چگونه جنازه رسول خدا را ترك مىكردم و مشغول تقسيم رياست مىشدم؟» جناب خليفه با منع علنى نوشتن وصيّت، كلام رسول خدا را دفن كرد و على (ع) جنازه او را، حال كدام يك لياقت وصى شدن را دارند؟ بايد كمى فكر كرد.
برگرديم به اصل بحث؛ گويى مظلوميت و شهادت، مزد اوصيايى پيامبران خدا است. بدين خاطر در مسير رسالت، وصايت و امامت، ذبح شدن آن قدر مهم است كه رسول خدا بارها فرمود: «آن پيامبرى كه فرزند دو ذبيح است من هستم». (منظور از دو ذبيح اسماعيل ذبيح الله و عبدالله پدر بزرگوار خودش است كه در تاريخ علت ذبيح ناميدن او آمده است و هر دو بزرگوار با خواست خدا به خاطر حمل ذريّه رسالت و وصايت زنده ماندند).
موعود ساختگى يهود جهت اشغال اراضى مسلمانان
چون يهود اين پيام را از انبياى بنى اسرائيل گرفته بودند كه مهدى موعود و منجى جهانى، فرزند ذبيح الله است، ابتدا يك موعود براى يهود به نام مسيح يهودى ساختند و سپس مدّعى شدند حضرت اسحاق جد اعلاى او ذبيح است و نه اسماعيل برادر اسحاق سپس آمدند به بهانه اينكه «مى خواهيم سرزمين فلسطين را جهت آماده سازى براى ظهور مسيح يهودى مورد بررسى تاريخى قرار دهيم»، اراضى فلسطين را اشغال و مسلمانان را آواره كردند. اكنون مسلمانان فلسطين مانند جدّشان آدم اخراج شده از بهشت، شب و روزشان با گريه مىگذرد. در قضيه خروج آدم از بهشت شيطان زمينه ساخت. در خروج مسلمانان از فلسطين نيز فرزند شيطان: صهيونيسم [انگلستان].
صهيونيسم درحالى مدعى مالكيت بر اراضى فلسطين است كه ميليونها مسلمان هر سال در مناى مكّه مقابل چشم همه جهانيان در روز عيد قربان با ذبح ميليونها گوسفند جشن بقاى ذريّه وصى ابراهيم (اسماعيل ذبيح الله) مىگيرند تا ثابت كنند مهدى موعود در صلب و ذرّيه اسماعيل است و محلّ ظهورش مكّه است. نه از مسيح يهودى خبرى هست و نه از مناى بيت المقدس و جشن قربانى يهوديان امرى كاملًا جعلى و ساختگى براى اثبات اين امر است كه مسيح يهودى زنده است و ظهور خواهد كرد. قوم يهود كه با وجود وصى زنده موسى يعنى هارون، گوساله را خدا خواند، چگونه شايستگى دارد از وصى جعلى صهيونيسم به نام مسيح يهودى استقبال كند؟
آرى عيد قربان روز عزاى جانشين حضرت موسى،