ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - راه رهايى از زلزله هاى آخرالزمان
سنّت و طريقهاى جديد و قضاوتى تازه قيام خواهد نمود كه بر عرب گران باشد. كار او جز كشتار (معاند) نيست و توبه هيچ كس را نمىپذيرد و در كار خدا از سرزنش هيچ خردهگيرى باك ندارد».[١]
زلزله در دمشق، بغداد، مصر
از جمله حوادث آستانه ظهور امام عصر (ع)، رخداد زلزلههايى بزرگ است كه در رأس آنها مىتوان به زلزلههاى بزرگ شام و دمشق اشاره كرد. روايات فراوان و روشنى درباره اين زلزله وجود دارد به گونهاى كه برخى از مكانها و خسارتهاى آن و حتّى وقت آن را پيش از ورود سپاهيان غربى مشخص مىسازد. گرچه از بعضى روايات استفاده مىشود كه سپاه غرب به هنگام وقوع زلزله در دمشق به سر مىبرد. همچنين احاديث، اين زمين لرزه را «الرجفة، والخسف، و الزلزله؛ تكان شديد، فرو رفتن، لرزش» مىنامد. مانند روايتى كه از امام باقر (ع) از اميرمؤمنان (ع) نقل شده است كه فرمود: «وقتى در شام دو گروه نظامى اختلاف كنند، نشانهاى از نشانههاى الهى آشكار مىشود». پرسيدند: اى اميرمؤمنان آن نشانه چيست؟ فرمود: «زمين لرزهاى در شام رخ مىدهد كه صد هزار در اثر آن هلاك مىگردند و اين را خداوند رحمتى براى مؤمنان و عذابى براى كافران قرار مىدهد. وقتى آن هنگام فرا رسد، نظارهگر سوارانى داراى اسبهاى سفيد و درفشهاى زرد رنگ باشيد كه از مغرب روى مىآورند تا وارد شام مىشوند و در آن لحظات است كه فرياد و بىتابى بزرگ و مرگ سرخ فرا مىرسد. وقتى آن وضع پيش آمد پس بنگريد فرو رفتن آبادىاى از روستاهاى دمشق را كه به آن حرشا مىگويند. در اين هنگام فرزند هند جگرخوار (سفيانى) از بيابان خروج كرده، بر منبر دمشق قرار مىگيرد در اين بحبوحه در انتظار ظهور حضرت مهدى (ع) باشيد».[٢]
بنابر آنچه مرحوم مجلسى آورده، مشابه اين حادثه در بغداد نيز رخ مىدهد: «... سوزاندن مردى از بزرگان بنىعباس در بين جلولا و خانقين، بستن پلى در بغداد نزديك محله كرخ، برخاستن باد سياهى در اوّل روز در بغداد و زلزلهاى نيز در آنجا مىآيد كه بسيارى از مردم را در زمين فرو مىبرد. ترسى بر اهل عراق و مردم بغداد مستولى مىشود، مرگهاى سريع آنها را از پا در مىآورد و آفت به جان و مال و محصول آنها مىافتد. ملخهاى به موقع و بىموقع مىآيد و غلّه و كشت و زرع آنها را مىخورد و زراعت آنها تقليل مىيابد. دو دسته از مردم عجم به جان هم افتاده، خون بسيارى در ميان آنها ريخته مىشود».[٣]
و در روايتى ديگر چنين آمده است: «چنانكه مصر را زلزله خراب كند، عمان را آب دريا خراب كند، بصره را آتش خراب كند كه از آسمان ببارد، دمشق را باد خراب كند، روم را صاعقه از آسمان آيد و يمن را درد قولنج هلاك نمايد».[٤] در ضمن حوادث معاصر آشكار شدن «دجال» نيز چنين آمده است: «آنگاه زلزله پيدا شود. هيچ منافقى در مدينه نماند الّا آنكه بيرون آيد و تابع دجال گردد و مردم آن روز را «يوم الخلاص» گويند. امّ شريك عرض كرد، يا رسول الله آن روز مؤمنان كجا باشند؟ فرمود: «به بيت المقدس پناه برند. دجال بيابد و آنجا را احصار كند پس حضرت صاحب الامر بر ايشان ظاهر شود».[٥]
بايد پرسيد آيا به راستى عصر ما در مركز همه وقايعى قرار گرفته كه قرنها پيش از اين روشنبينان با دلتنگى از آن ياد كرده بودند؟
راه رهايى از زلزلههاى آخرالزمان
براى رهايى از زلزلههاى بزرگ آخرالزمان كه ناشى از كثرت و وسعت معاصى انسانهاست ظاهراً راهى جز آنچه در انتهاى حديث شريف قدسى «لوح» آمده نيست: «... با پسرش «م ح م د» كه رحمتى از براى جهانيان است، به كمال رسانم. وى كمالِ موسى، شكوهِ عيسى و شكيبِ أيّوب را داراست. در روزگارِ [غَيبتِ] او يارانم خوار گردند و سرهاى ايشان را چون سرهاى تُركان و ديلميان براى يكديگر هديّت فرستند. ايشان را به قتل آرَند و بسوزانند و بيمناك، هراسان و ترسان باشند. زمين از خونهاشان رنگين گردد و واى و فغان از زنانشان برخيزد. ايناناند كه براستى دوستانِ مناند. به ايشان هر فتنه كورِ تيره و تار را مىرانَم و به ايشان زلزلهها را مىزدايم و بارهاى گران و زنجيرها را بردارم. «درودهايى از جانبِ پروردگارشان و رحمت بر آنان باد و آنان خود رهيافتگاناند».[٦]
پىنوشتها:
[١].The Universal Almanac ,Kansas City ,٣٩٩١ .
[٢].
Deaths in Quackes expected to rise as cities grow Reuter, ٣ july ٥٩٩١
[٣]. سوره روم (٣٠)، آيه ٤١.
[٤]. جامع الاخبار، ص ٥٠٩.
[٥]. كتاب مقدّس، انجيل متى، ص ٤١، باب ٢٤، بندهاى ١- ٨، ٢٣- ٢٨، ٢٩- ٣٧ و ٤٢- ٤٦.
[٦]. كتاب اشعياى نبى، باب ٢٤، بندهاى ١٨- ٢٠ و ٢٥- ٣٠.
[٧]. كامل سليمان، روزگار رهايى، ترجمه على اكبر مهدى پور، ج ١، ح ١٣٠.
[٨]. روزگار رهايى، ج ٢، ح ١٤٣١.
[٩]. مجتبى الساده، شش ماه پايانى، ترجمه محمود مطهرى نيا، ص ٦٤.
[١٠]. همان.
[١١]. غيبت نعمانى، ص ٢٣٦.
[١٢]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٥٣.
[١٣]. مهدى موعود (ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار)، ص ٩٩٨.
[١٤]. العبقرى الحسان فى احوال مولانا صاحب الزمان (المجلد ٢، الجزء ٢، نجمة ٢٠).
[١٥]. تحفة المجالس، ص ٤٠٤.
١٦. ر. ك: پيشگويىها و آخرالزمان (مجموعه مقالات)، مقاله آينده نزديك، فاطمه شفيعى، ص ٩٠.
[١٧]. إثبات الوصيّة، صص ١٤٣، ٢٢٧ و ٢٣٠.