ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - آيا اين آرمان ها محقق شده است؟
رسول!
در اين فرض تحقق اين آرمانها يعنى رسيدن رسالت به غايت خود. پس پرونده رسالت رسول الله (ص) هنوز هم باز است نه بدين معنا كه حرف و سخن تازه اى به آن وحى الهى افزوده مىشود بلكه بدين معنا كه آرمانهاى وعده داده شده، آرمانهاى شخص رسول الله نبوده بلكه آرمانهاى شخصيت او كه همان رسالت است مىباشد لذا ولو شخص رسول الله در بين ما نباشد رسالت او در بين ما و الان بر دوش مؤمنان به اوست.
اين مهم به آنجا مىانجامد كه مؤمنان نه فقط مستمع رسالت رسول بلكه مبعوث رسول الله به سمت آرمانهاى الهى رسالتاند.
درك اين نكته عميق حسّ عظيمى از مسئوليت و تكاپو را در مؤمنان متفطن پديد مىآورد و زمينه اصطفا و اجتباى آنها را فراهم مىكند، كسانى مثل جمال الدين اسدآبادى، امام خمينى، و .... همه از اين درك متولد شده اند و منشأ اثر شده اند و براثر احياگرى ملّتها يا امت اسلام را بيدار كردهاند و پويشى را موجب شده اند.
رسالت مؤمنان برگزيده
اما آيا چيزى كه مضمون رسالت رسول معصوم الهى بوده است همين طور يله و رها بدون محافظ و نگهبان به دست قاطبه مؤمنان سپرده شده است؟
وقتى به روايات ذيل آيات فوق رجوع مىكنيم مىبينيم در ذيل همه آيات مذكور وعده تحقق آنها در آخرالزّمان به دست امام دوازدهم از نسل پيامبر (ص) داده شده است.
با توجه به اين، دليلى مستقل بر ضرورت امامت تدارك مىشود و استمرار نبوت را ضرورى مىكند و آن اينكه وقتى آرمان و هدف رسول هنوز به مقصد نرسيده باشد لابد بايد كسى از سنخ رسول باشد تا رسالت را به مقصد و نهايت خود برساند. البته متكلمان ما عنايت لازم را در اينباره نكرده اند و اين دليل جاى شرح و بسط بيش از اين دارد.
امّا نكته بسيار حائز اهميت اين است كه تحقّق اين رسالت به دست امام دوازدهم، ناصران و يارانى از سنخ «ربّيون» همراه با انبياى گذشته مىخواهد: «وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ.[١] اينان همان مؤمنان برگزيده اند. مؤمنانى كه خود را نه فقط مستمع رسول كه خود را مبعوث از سوى رسول براى رساندن رسالت به غايت خويش ديده اند و با خلوص ايمان و جهد سعى خود را به مقام اصطفاء و برگزيدگى براى اين مأموريت خطير رسانده اند. گرچه اسلام هرگز دين نژادى نيست امّا پيشگويى هاى معصومان، اين مؤمنان برگزيده را از جمله در دو جبهه ايرانى بيشتر تمجيد كردهاند.[٢]
ابن ماجه در «سنن» خود اين روايت مشهور را آورده كه: «يخرج قومٌ من مشرق فيوطّئون للمهدى سلطانه» يعنى خروج اقوام شرقى (ايرانى) زمينه ساز حكومت و تمدن مهدوى است.
يكى از صريح ترين روايات در نقش ايرانيان، روايت مربوط به انقلاب اسلامى است كه امام كاظم (ع) فرمود: «مردى از قم قيام مىكند و مردم را به حق دعوت مىكند و گرد او قومى جمع مىشوند مثل پارههاى آهن، تندبادهاى بنيادكن آنها را متزلزل نمى كند ترس به دل راه نمى دهند و از جنگ ملول نمىشوند، بر خداوند توكل دارند و عاقبت هم براى اهل تقواست.[٣]
از اين واضحتر حديث «روح الله» است. بنا به روايت مرحوم مجلسى از امام باقر (ع): روزى از روزها چند نفر از صحابه بر پيامبر وارد شدند. در حالى كه از منزل بيرون آمدند، در بين راه آن حضرت (ص) به همراهان خود فرمودند: «در روز قيامت مردمى در طرف راست عرش الهى با صورتها و لباسهايى نورانى بر منابرى از نور جاى مىگيرند». آنگاه هر يك از همراهان و اصحاب از پيامبر جويا شدند اينان كيانند؟ پيامبر (ص) سكوت فرمودند تا اينكه اميرمؤمنان على (ع) از پيامبر اين سؤال را كرد. پيامبر (ص) در پاسخ فرمودند: «قومٌ تحابّوا بروح الله من غير أنساب و لا أموال و هولاء شيعتك و أنت إمامهم يا على؛ آنان قومى هستند كه به «روح الله» عشق مىورزند بدون اينكه به خاطر قوم و خويشى يا مال و منال باشد. آنها شيعيان تو هستند و تو امامشان هستى اى على.[٤]
جاى نگرانى بسيار اينجاست كه قوم برگزيده خداوند (ايرانيان) براى آن مأموريت الهى با انواع دسيسهها و تهاجمها از آن وظيفه خطير غافل شوند و قوم ذليل و مسكنت خورده خدا (اسراييل) با انواع تبليغات و وسوسهها خود را قوم برگزيده و مأمور الهى براى پايان تاريخ بشر بداند.
حضرت روح الله در اين باره فرمود: «انقلاب ما محدود به ايران نيست انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت- ارواحنا فداه- است. مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظهاى مسئولان را از اين وظيفه اى كه بر عهده دارند منصرف كند خطرى بزرگ و خيانتى سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت اسلام تمام سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد و اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است منصرف كند.[٥]
پىنوشتها:
[١]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٤٠.
[٢]. سوره انبيا (٢١)، آيه ١٠٧.
[٣]. سوره قلم (٦٨)، آيه ٤.
[٤]. سوره جمعه (٦٢)، آيه ١٠٧.
[٥]. سوره جمعه (٦٢)، آيه ٢.
[٦]. سوره نساء (٤)، آيه ١٠٥.
[٧]. سوره حديد (٥٧)، آيه ٢٥.
[٨]. سوره نمل (٢٧)، آيه ٦٢.
٩. سوره صف (٦١)، آيه ٩.
١٠. سوره بقره (٢)، آيه ٦١.
[١١]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٤٠.
[١٢]. سوره نور (٢٤)، آيه ٥٥.
[١٣]. سوره نور (٢٤)، آيه ٥٥.
[١٤]. ر. ك: كورانى، على، عصر ظهور.
[١٥]. بحار الانوار، ج ٥٧، ص ٢١٦، ج ٣٧
[١٦]. بحار الانوار، ج ٦٥، ص ١٣٩.
[١٧]. صحيفه نور، ج ٢١، ص ١٠٨.