ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - نقش حجاز در عصر ظهور
و برنامههاى كلى خود را اعلام كرده و نيز شرطهاى خاصّ فرماندهانش را به آنها گوشزد مىكند. پس از آن، آزادسازى حرم مكّه از چنگال ستمگران آغاز مىشود. امام به ايفاى نقش رهبرى مىپردازند و به طور كامل راهنمايىهايى لازم در آن شرايط حساس را به ياران خود گوشزد مىكنند و براى تسلط بر مكه برنامهريزى كرده و نقشه مىريزند. ايشان كار را با آزادسازى مؤمنان از زندان شروع مىكنند و در مكه مىمانند تا هسته سپاهشان تشكيل شود (١٠ هزار نفر). در اين ميان امام خطبهها و سخنانى خطاب به مردم جهان ايراد مىكنند و سخنان امام از طريق شبكههاى ماهوارهاى به صورت مستقيم پخش و ترجمه شده و در تمام جهان پخش مىشود.
امام همچنان در مكه هستند تا آنكه معجزه خسف بيداء كه جدّش رسول خدا (ص) بشارت آن را داده است، روى مىدهد. در اين ميان امام دست به انجام چند كار در مكه مىزند و شروع به تشكيل دادن هسته سپاهش مىكند. امام از جانب خود يك والى براى مكه انتخاب مىكند و با سپاه چند هزار نفرى خود به سوى مدينه منوره رهسپار مىشود. سپاه امام از محلّ روى دادن خسف بيداء مىگذرد و امام محلّ خسف را به اطلاع سپاه خود مىرساند و ايشان به مدينه منوره مىرسند. ايشان در آغاز ورود به مدينه، بدون بروز هيچگونه اعتراض يا رويارويى از طرف اهل مدينه، ترميم و تعمير مسجد پيامبر (ص) را كه توسط سفيانى ويران شده، آغاز مىكند. در آن ميان، به گوش امام مىرسد آن والى كه ايشان براى مكه برگزيده و منصوب كرده بود، به قتل رسيده است. امام به مكه مىرود و قاتل را مىكشد و والى ديگرى براى مكه تعيين مىكند. ايشان دوباره به مدينه باز مىگردد و دست به يك كار استراتژيك و مهم مىزند و اين براى تمام مسلمانان در جهان اسلام مهم است. ايشان خانه پيامبر و روضه شريفه را بازسازى مىكنند. هدف ايشان از اين كار، روشن ساختن حقايق جهان اسلام با وجود تلاش دشمنان و مخالفان براى از بين بردن آن در طول تاريخ است.
پس از آن در مدينه كم كم يك گروه مخالف از اهالى آن به وجود مىآيد اما تلاش آنها با شكست مواجه مىشود و نمى توانند آسيبى به امام برسانند. پس از آن، امام يك والى از جانب خود براى مدينه تعيين مىكنند و با سپاهشان به سوى عراق رهسپار مىشوند. به محض اينكه امام و سپاهش از مدينه خارج مىشوند؛ مىشنوند كه والى ايشان در مدينه به قتل رسيده است امام به مدينه باز مىگردد و يك جنگ كوچك با مخالفان خواهد داشت و شمار كشتگان آن از ميان دشمنان، آنگونه كه در روايات آمده، بيشتر از شهيدان «جنگ فخ» است. پس از آن مخالفان و دشمنان نقش قابل توجهى در مدينه ندارند. با آزادسازى مدينه منوّره و تسلط بر آن و تسلط بر مكه، امام به آسانى بر منطقه حجاز تسلط مىيابند و اين به دليل وجود فراغ سياسى و ضعف نظامى موجود در منطقه پس از حادثه خسف بيداء است.
\* انتظار چه جايگاهى ميان ساكنان شبه جزيره عربستان، به ويژه شيعيان آنجا دارد؟ آنها چه احساسى نسبت به امام (عج) دارند؟ فرهنگ انتظار و مهدويت در شبه جزيره چگونه است؟
\* انتظار مثبت امام، باعث دميدن روح اميد و خوشبينى در دلها مىشود و در انسان آمادگى روانى براى ديدار با امام و تحمل سختىها در راه ايشان را ايجاد مىكند. به همين دليل، شيعيان شبه جزيره عربستان در حال حاضر، (اسماعيلى، زيدى و دوازده امامى) به ويژه شيعيان دوازده امامى، تلخىها و ستم هاى زيادى را متحمل مىشوند و چيزى كه باعث مىشود آنها اين حوادث ناگوار را تحمل كنند، درك حقيقت واقعى آينده و نزديكى فرج در آينده نزديك است. اينگونه است كه ايمان به مسئله مهدويت در آنها روز به روز بيشتر مىشود و در نتيجه فرهنگ مهدويت نيز در ميان طيفهاى مختلف جامعه شيعى در حال گسترش است. فرهنگ اينها، به خاطر اصالت و خالى بودن از شك و شبهههاى سخت، از ديگر فرهنگها متمايز است. تمام همّ و غمّ شيعيان در حال حاضر، حفظ ايمان و باور و عقيده خود، چنگ زدن به دامان اهل بيت (ع) و مقابله با تلاشهاى دشمنان براى از بين بردن اين باور و ايمان در دل ايشان است. به دليل آگاهى و بيدارى فرهنگى اصيل و منبع فكرى اصيل، و تلاش مؤمنان، هيچ شيعهاى را در اين منطقه نمىبينم كه دست از اعتقادات و باورهاى خود شسته باشد در حالى كه عكس آن در حال روى دادن است. اينها همه با وجود اين است كه دشمنان، حملات پياپى و گستردهاى را در تمام زمينهها ضدّ شيعيان انجام مىدهند. از سوى ديگر، مشاهده مىكنيم كه با بالا رفتن سطح آگاهى فرهنگى افراد، جامعه شيعى (دوازده امامى) در اين منطقه، حسّ مراقبت و دنبال كردن حوادث را در آنها بيدار مىكند. آنها نشانههاى ظهور را مىشناسند و اين نشانهها به آنها در مورد پرچمهاى حق و هدايت آگاهى مىدهد و با آن، پرچمهاى انحراف و گمراهى در دوران فتنه و در زمان انتظار را باز مىشناسند و مشاهده كرديم كه هيچ يك از شيعيان منطقه، با جهيمان (از مدعيان مهدويت در مكه، ١٤٠٠ ق.) دست بيعت نداد و او را نپذيرفت؛ زيرا شيعيان حقايق امور را مىشناسند و از حوادث آينده آگاهاند و در دام حوادث و عوامل انحرافى اسير نمىشوند. علاوه بر اين، آنها با رصد حوادث جارى در منطقه، روح اميد را در خود زنده نگه مىدارند، زيرا مىدانند آينده در انتظار آنان است و از سوى ديگر، شيعيان از پرچمهاى گمراهى و انحراف عقيدتى پيش از ظهور، دورى مىكنند و از سوى ديگر آنها منتظر رسيدن مژده فرج و پرچمهاى حق و هدايت هستند و اينگونه، اهداف فرهنگ مهدويت به همراه ابعاد تربيتى آن در آنها تجسم مىيابد.
\* با تشكر از شما كه در اين مصاحبه شركت كرديد.
پىنوشت:
[١]. بشارةالاسلام، ص ٢١٠.