ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - ٢ مفهوم انتقام
شهداى كربلا وجود ندارد و ثانياً چنانكه در تاريخ آمده است؛ در قيام مختار ثقفى، تمام يا اكثر قاتلان شهداى كربلا به سزاى اعمال ننگين خود رسيدند و به شديدترين وضع ممكن مجازات شدند.
به نظر مىرسد چهار صورت براى خونخواهى امام مهدى (ع) در عصر ظهور قابل تصور است:
٢- ١. انتقام از نسل به جا مانده از قاتلان شهداى كربلا: اين مفهوم را مىتوان از برخى روايات استفاده كرد. در يكى از اين روايات چنين مىخوانيم: به حضرت ابوالحسن على بن موسى الرضا (ع) عرض كردم: يابن رسول الله، چه مىفرماييد درباره حديثى كه از امام صادق (ع) روايت شده است كه فرمود: «هرگاه قائم (ع) قيام [خروج] كند ذرارى (نسل) و نوادگان قاتلان حسين (ع) را به خاطر كارهاى پدرانشان به قتل خواهد رساند؟ فرمود: «همينطور است». عرض كردم: پس قول خداى عزّ و جلّ: «و هيچ نفسى بار ديگرى را بر دوش نمىگيرد»[١] معنايش چيست؟ فرمود: «خداوند در تمامى اقوالش راست گفته است، ولى ذريّه كشندگان امام حسين (ع) به كرده پدرانشان راضى هستند و به آن جنايتها افتخارمىكنند، هر كس به كارى راضى باشد همچون كسى است كه آن را انجام داده و چنانچه مردى در شرق كشته شود و مرد ديگرى در مغرب به كشته شدنش راضى باشد، آنكه رضا داده، نزد خداى عزّ و جلّ، شريك قاتل خواهد بود. بنابراين، تنها بدين جهت حضرت قائم (ع) وقتى خروج كند آنها را مىكشد كه از كردار پدرانشان راضىاند.»[٢]
با توجه به اين روايت و ديگر روايات مشابه مىتوان گفت كه امام مهدى (ع) به هنگام ظهور، بازماندگان قاتلان شهداى كربلا را به اين دليل كه راضى به فعل پدران خود هستند، به انتقام خون اين شهيدان به قتل مىرساند.
٢- ٢. انتقام از جريان و خطّى كه موجب شهادت امام حسين (ع) و يارانش شد: چنانكه مىدانيد از آغاز رسالت نبى مكرم اسلام (ص) و حتى پيش از آن، دو خاندان، دو خط و دوجريان همواره رو در روى هم بودهاند؛ يكى خاندان بنىهاشم و اهل بيت عصمت و طهارت (ع) و ديگرى خاندان ابوسفيان و جريان بنياميه. اگرچه ابوسفيان با فتح مكه به ظاهر ايمان آورد و تسليم شد، ولى به شهادت تاريخ، او و نوادگانش هيچگاه از دشمنى با پيامبر اعظم (ص) و فرزندانش دست بر نداشتند و از هيچ تلاشى براى نابودى اسلام فروگذار نكردند.
اوج دشمنى و كينهتوزى خاندان ابوسفيان نسبت به خاندان پيامبر اسلام (ص) را در واقعه كربلا مىتوان ديد كه به تصريح يزيد، امام حسين (ع) و يارانش به انتقام خون مشركان كشته شده در جنگ بدر، با شقاوت تمام به شهادت رسيدند.[٣]
جريان تقابل بنىهاشم و بنىاميه تا پايان تاريخ و روزى كه امام مهدى (ع) ظهور مىكند، ادامه خواهد داشت تا آنكه پيش از ظهور آن حضرت، فردى به نام «عثمان بن عنبسه» از نوادگان ابوسفيان و هند جگرخوار كه با عنوان «سفيانى» شناخته مىشود، از شام يا همان سوريه كنونى سر به شورش مىگذارد و پس از جنايات فراوان، در مقابل لشكريان امام مهدى (ع) شكست خورده و به هلاكت مىرسد.[٤]
با توجه به آنچه گذشت مىتوان گفت كه با نابودى آخرين بازمانده از نسل ابوسفيان و هلاكت او به دست امام مهدى (ع)، انتقام خاندان اهل بيت (ع) از خاندان ابوسفيان كه عامل جنايات بىشمار در حقّ خاندان عصمت و طهارت، به ويژه حضرت اباعبدالله الحسين (ع) بودند، گرفته مىشود و به تقابل تاريخى اين دو خاندان پايان داده مىشود.
٢- ٣. انتقام از قاتلانى كه در عصر ظهور به دنيا رجعت مىكنند: چنانكه مىدانيد براساس اعتقاد شيعيان، خداوند متعال در عصر ظهور، گروهى از مؤمنان محض و مشركان محض و به بيان ديگر گروهى از زبدگان از اهل حق و نابهكاران از اهل باطل را كه در زمان خود به نهايت درجه ايمان و رستگارى يا به آخرين حدّ كفر و پليدى رسيدهاند، بار ديگر به دنيا برمىگرداند، تا گروه اوّل شاهد عزّت و پيروزى حق باشند و گروه دوم به سزاى اعمال ناشايستى كه در زمان حياتشان در حقّ خداجويان مرتكب شدند، برسند».[٥]
بر اين اساس، مىتوان گفت انتقام امام مهدى (ع) از قاتلان اباعبدالله الحسين (ع) و ياران باوفايش، در زمان رجعت صورت مىگيرد. به اين بيان كه همه آن اشقيا در زمان ظهور امام مهدى (ع) به دنيا بازمىگردند و به سزاى جنايات عظيم و بىشرمانهاى كه در روز عاشورا مرتكب شدند، مىرسند.
٢- ٤. انتقام عملى با تحقق اهداف و آرمانهاى شهداى كربلا: چهارمين احتمالى كه در مورد مفهوم انتقام امام مهدى (ع) از قاتلان اباعبدالله الحسين (ع) و يارانش، مىتوان مطرح كرد اين است كه بگوييم اين انتقام با به بار نشستن اهداف و آرمانهايى كه نهضت عاشورا به خاطر آنها شكل گرفت، تحقق مىيابد. به بيان ديگر، چون امام حسين (ع) و اصحابش براى اقامه حق، مبارزه با ستم، برپايى نظام عادلانه، امر به معروف و نهى از منكر، احياى سيره و سنّت نبى مكرم اسلام (ص) و ... به شهادت رسيدند و امام مهدى (ع) با قيام خود همه اين اهداف و آرمانها را محقق مىسازد، در واقع مىتوان گفت كه نهضت اباعبدالله الحسين (ع) به هدف خود رسيده و انتقام خون آن حضرت گرفته شده است.
در پايان يادآورى مىشود اگرچه برخى از احتمالهاى ياد شده با ظاهر روايات همخوانى بيشترى دارد و به ذهن هم نزديكتر مىآيد، ولى هيچيك از اين احتمالها با ديگرى منافات نداشته و كاملًا قابل جمع هستند.
پىنوشتها:
[١]. سوره اسرا (١٧)، آيه ٣٣.
[٢]. سيد هاشم حسينى بحرانى، سيماى حضرت مهدى (عج) در قرآن، ترجمه: سيد مهدى حائرى قزوينى، ص ٢٢٥- ٢٢٦.
[٣]. ر. ك: همان، ص ٢٢٦- ٢٣٠.
[٤]. مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج ٩٨، ص ٢٩٢.
[٥]. همان، ص ٢٩٢.
[٦]. همان، ج ٩٩، ص ١٠٧.
[٧]. سوره انعام (٦)، آيه ١٦٤.
[٨]. سيماى حضرت مهدى در قرآن، ص ٢٢٦- ٢٢٧.
[٩]. قمى، شيخ عباس، نفس المهموم، ص ٤٣٥.
[١٠]. ر. ك: شيخ صدوق، كمالالدين و تمامالنعمه، ج ٢، ص ٦٥١، ح ٦.
[١١]. ر. ك: بحارالانوار، ج ٥٣، ص ٣٩، ح ١، براى مطالعه بيشتر در زمينه موضوع رجعت ر. ك: ابراهيم شفيعى سروستانى، معرفت امام زمان (ع) و تكليف منتظران، ص ٤٨٤- ٥٤٤.