ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - يادگار اربعين حسينى (ع)
گذشته، عاشورا را كنار بگذاريد، لعن را كنار بگذاريد و ...! اين چه نوع تفسيرى است. اثرگذارى يك حادثهاى كه محور كلمه توحيد در عالم است و شعار پرچمداران امام زمان (ع) «يالثارات الحسين» است، اين را تبديل كنيم به يك حادثه محدود كه مال دوره بنىاميه است و تمام شده است. اين تحريف عاشورا و محدود كردن دامنه اثرگذارى عاشورا از نظر تاريخى است، در حالىكه اين حادثه، حادثهاى تاريخساز است.
رضاخانها، متوكلها و ديگران تلاش مىكردند اين موج را خاموش كنند و هر چه آب روى اين آتش ريختند شعلهورتر مىشد. شما «يُرِيدُونَلِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ». خيال مىكنند كه نور خدا را با فوت و با دهان مىشود خاموش كرد. اين بيان خداست، خدا مىخواهد اين چراغ را روشن كند و هر روز هم روشنتر مىكند. شما مىخواهيد اين كانون عبادت، كه يكى از اصلىترين بندگىهاى خدا و عميقترين عبادتهاى تاريخى است را تفسير مادى كنيد و بگوييد سيدالشّهدا (ع) براى نفسانيات مىجنگيد، مىجنگيد كه دموكراسى اقامه بشود، مىخواست نفس پرستى را مدرن كند!؟ اين يك تحريف نهضت حسينى (ع) است.
يادگار اربعين حسينى (ع)
سيد على اكبر ابوترابى (ره)
مرحوم حاج ميرزا مهدى بروجردى (ره) در سنّ ٩٨ سالگى از دنيا رفتند. يك سال قبل از فوتشان، ايشان را ديدم كه به راحتى در آن سنّ بالا، كتابهاى جيبى خيلى ريزى را مىخواندند و مىنوشتند. فرمودند: «سلامتى چشمم يادگار اربعين حسين (ع) است». اظهار نمود: «در جوانى چشم درد و تراخم و عوارض ديگرى چشمم را اذيت مىكرد. در اربعين قصد زيارت كردم. به بصره رفتم تا با قافله اربعين راهى كربلا شوم. در قطار نشسته بودم و زوّار امام حسين با پاهاى برهنه حلقهوار نشسته و دعا مىخواندند. من هم در آن حال چشم درد سختى گرفته بودم. زايرى در كنارم قرار داشت كه گل زيادى از لاى انگشت پاى او بيرون زده بود. گل را برداشتم و آن را مثل سرمه به چشم كشيدم. از آن روز به بعد چشم درد كه نديدم هيچ، چشمم سالمترين چشمها شد و اينك مىبينى كه از اين كتاب به راحتى مىتوانم استفاده كنم».
تمام اين اجر و پاداشى كه براى زيارت آن حضرت (سيّدالشهداء) مشخص شده، براى تجديد نمودن عهدى است كه هر شيعه و معتقد به حسين بن على (ع) با خود بسته؛ در اين روزها (اربعين سيّدالشهداء) تجديد شدنش اهميّت فوقالعادى در روحيه و نفس خود انسان دارد.