ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - نقش حجاز در عصر ظهور
پيروان و يارانش مىرساند و به صورت مستقيم با يارانش در مناطق مختلف اسلامى (پس از نداى آسمانى و خروج سفيانى) ارتباط برقرار مىكند. و آن پايان غيبت كبرا و آغاز «ظهور اصغر» است.
\* ساكنان مكه و مدينه چه موضعگيرى و عكسالعملى نسبت به ظهور و نهضت ايشان خواهند داشت؟
\* به دليل وجود فراغ سياسى و درگيرىهاى داخلى براى به چنگ آوردن قدرت در منطقه حجاز در زمان پيش از ظهور، نيروهاى مخالف و دشمن اهل بيت (ع) به دليل نبود يك رقيب قدرتمند براى خود در منطقه، فعال مىشوند. آنها با كمك بقاياى نيروهاى نظام حاكم دست به تحركاتى مىزنند. اين تحركات و كارهاى آنها، بيانگر ميزان دشمنى و كينه و نفرت آنها از امام و پيروانش است. از جمله آن اعمال و كارها مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
١. پس از نداى آسمانى در رمضان و خروج سفيانى در رجب، چند ماه پيش از ظهور، مؤمنان گروهگروه به سمت مكه رهسپار مىشوند تا امام را يارى كنند. دشمنان نسبت به مؤمنان و ياران امام مشكوك مىشوند و قصد نابودى آنها را مىكنند و به توطئهچينى ضدّ آنها مىپردازند. همچنين، روايت ابوبصير به نقل از امام صادق (ع)[١] حاكى از آن است كه در آن زمان بسيارى از مؤمنان دستگير شده و به زندان افكنده مىشوند.
٢. بقاياى نظام حاكم و گروههاى تكفيرى، جنايات سختى در مدينه منوره مرتكب مىشوند. آنها يك جوان هاشمى را با خواهرش (محمد و خواهرش فاطمه) را به قتل مىرسانند و آن دو را بر در مسجدالنبى (ص) مىآويزند و همه اينها براى نشان دادن كينه و دشمنىشان نسبت به پيروان و ياوران امام منتظر (ع) است. ٣. در بيست و پنجم ماه ذى الحجة پيش از ظهور، در پانزده روز، امام يك مرد هاشمى را به نمايندگى از خود به مكه مكرمه مىفرستد تا به آزمايش و نبضگيرى شرايط آنجا و آمادهسازى شرايط انقلاب مبارك بپردازد. فرستاده امام (محمد بن الحسن نفس زكيّه) وارد حرم مكه مىشود و ميان ركن و مقام مىايستد و به مردم حاضر در حرم مكه به صورت شفاهى، پيام امام (ع) را ابلاغ مىكند. بقاياى نيروهاى نظام حاكم در حجاز دست به انجام يك جنايت مىزند كه دست كمى از جنايت قبلى ندارد. آنها فرستاده امام را فوراً در ركن و مقام در مسجد الحرام، در روزى حرام به قتل مىرسانند. با توجه به اين حوادث در مىيابيم كه اهل حجاز در آن زمان خواهان ظهور امام نيستند و اين مسئله از آن رهبر بزرگ پوشيده نيست. به همين دليل است كه ايشان با صراحت، در روايتى كه از امام باقر (ع) نقل شده مىفرمايد: «اى مردم، اهل مكه مرا نمىخواهند، امّا من به سوى آنها فرستاده شدهام تا بر آنها اتمام حجت كنم، آنگونه كه اشخاص همچون من شايسته است اتمام حجت كنند».
\* يكى از نشانههاى ظهور، وقوع برخى حوادث سياسى است كه در جهان اسلام روى مىدهد و بر منطقه حجاز نيز تأثير مىگذارد. لطفاً اشارهاى به مهمترين حوادث اين زمان داشته باشيد، آيا موردى از اين نشانهها روى داده و نشانهاى از آن وجود دارد يا نه؟
\* به طور كلى، امت اسلامى پيش از ظهور در شرايط ضعف سياسى شديد به دليل جنگها و فتنهها و جنگهاى داخلى و نيز دخالت نيروهاى خارجى (رومىها) به سر خواهد برد. در نتيجه، يك مجموعه جريانهاى سياسى رقيب و درگير با هم سربرمىآورند، مانند:
١. خروج سفيانى از شام (حتمى)؛ او يكى از مهمترين دشمنان امام است كه از جانب غرب حمايت مىشود.
٢. خروج يمانى از يمن (حتمى)؛ او از تأييدكنندگان و يارى دهندگان امام (ع) است.
٣. خروج خراسانى از ايران؛ او از تأييدكنندگان و يارى دهندگان امام (ع) است.
اين سه قدرت، مركز ثقل سياسى و نظامى منطقه در آن زمان خواهند بود و با تحركات و درگيرىها و همپيمانهاى خود، جو و شرايط كلّى سياسى منطقه، كمى پيش از ظهور را به وجود مىآورند.
در زمان كنونى، هنگامى كه حوادث منطقه خاورميانه را بررسى مىكنيم و اوضاع سياسى و نظامى آن را مورد مطالعه قرار مىدهيم، درمىيابيم كه نشانههاى ظهور، كمكم شروع به روى دادن كردهاند و نشانههاى آغازين پيدايش هسته نيروهاى سياسى مورد نظر در آن مدت، قابل مشاهده است. ما همچنين، نشانههاى جريانهاى رقيب را كه با حوادث ظهور و نشانههاى آن در ارتباط هستند حس مىكنيم. از جمله آن نشانهها: جريان اوّل: ياران امام، كه يمانى و خراسانى هستند. بسيارى از مؤمنان بر اين باورند كه حوادث كنونى يمن و جنگ با حوثىها، نشانههاى آغازين خروج يمانى است. همچنين دخالت حكومت عربستان در اين جنگ و حمايت معنوى ايران از حوثىها، آغاز ايجاد و فراهم آوردن جوّ مناسب