ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - رازهايى ناگفته از انقلاب اسلامى ايران
در سال ١٣٦٩ خدمت ايشان رسيده بودم كه نقل كردند: در جوانى با حضرت آيتالله خامنهاى هم مباحثه بوديم. حدود ٤٥ سال پيش به اتفاق ايشان كه در عنفوان جوانى بودند به خدمت يكى از اولياى خدا به نام آقاى سمنانى (ره) كه در خراسان ساكن بودند، مىرفتيم و از درسهاى ايشان استفاده مىكرديم. در يكى از اين جلسات درس، مرحوم آقاى سمنانى چنين عنوان كردند: «در عالم سيْر ديدم كه آقاى قدسى شما به زندان افتادهايد و من غرق در خون خود شدهام و (به آيتالله خامنهاى اشاره كردند و گفتند:) ايشان هم رهبر ايران شدهاند».
پس از اتمام صحبت ايشان در دلم نسبت به اين پيشگويىها و عالم سيْر شبهه داشتم. با خود مىانديشيدم كه عالم سير چگونه عالمى است؟ چطور مىشود آقاى سمنانى غرق در خون شوند در حالى كه انقلابى نيستند. با حضرت آيتالله خامنهاى هم در آنجا شوخى نمودم. پس از مدتى مرا دستگير كردند و مدتى طولانى در زندان بودم. از زندان آزاد شده بودم كه شنيدم استاد سمنانى در يك تصادف كشته شدهاند. با شتاب به محلّ حادثه رفتم. استاد سمنانى به اتفاق مادرشان در تصادفى خونين كشته و غرق در خون شده بودند. وقتى حضرت آيتالله خامنهاى به رياست جمهورى رسيدند، گفتم هنوز پيشگويى استاد سمنانى محقق نشده است. زمانى كه ايشان رهبر انقلاب اسلامى شدند متوجّه تحقق يافتن پيشگويى سوم استاد سمنانى شدم.
خاطره ديگرى را نيز به طور جداگانه از حجّتالاسلام عبدالقائم شوشترى، حجّتالاسلام احدى و نيز مرحوم حجّتالاسلام حيدرى از مرحوم آيتالله بهاءالدينى نقل كردند. در كتاب «سيرى در آفاق» آقاى حيدرى كاشانى هم ذكر شده است. وقتى سال ١٣٦١ قائم مقام
امام خمينى (ره) انتخاب شدند، بزرگواران فوق به طور جداگانه به محضر آيتالله بهاءالدينى (ره) كه قطعاً به محضر امام زمان (ع) تشرف داشته است، شرفياب مىشوند و از ايشان درباره رهبر پس از امام (ره) مىپرسند. ايشان پس از نفى رهبرى قائم مقام مىفرمايند: «همه اميد ما به فرزند حضرت زهرا (س) حضرت آقاى سيد على خامنهاى است». و مكرّر مىفرمودند: «از ايشان حمايت و تبعيت كنيد». روزى كه آيتالله خامنهاى به منزل ايشان رفته بودند، آيتالله بهاءالدينى (ره) تا دم در ايشان را همراهى كرده، مىفرمايد: «تمام شب را تا به صبح از شوق ديدار شما نخوابيدم». بعد از آن هرچه اصرار مىكنند، حضرت آيتالله خامنهاى نمىگذارند آيتالله بهاءالدينى دست ايشان را ببوسند. نهايتاً آيتالله بهاءالدينى مىفرمايند: «اجازه بدهيد من دست شما را ببوسم كه وقتى فردا به محضر مادرم زهرا (س) مشرف شدم، به ايشان عرض كنم من دست ولىام را بوسيدم».
بنده خودم از چند تن از اعضاى مجلس خبرگان شنيدم كه مىگفتند، در صبح روزى كه آيتالله خامنهاى به رهبرى انتخاب شدند، به تنها كسى كه فكر نمىكرديم ايشان بود و بعد از ظهر به كسى جز ايشان فكر نمىكرديم. حتّى بعضى از ايشان در همان جلسه مكاشفه برايشان پيش مىآيد و آيتالله خامنهاى را غرق در نور مىبينند.
حجّتالاسلام و المسلمين موسوى، نماينده حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبرى در كردستان بوده و هستند. نقل مىكرد: من كلاس ششم ابتدايى بودم كه شبى خواب ديدم معمّم هستم و آقايى به رهبرى رسيدهاند كه او را امام خمينى مىخوانند. او مرا طلبيد و براى انجام مأموريتى به مناطق اهل سنّت فرستاد. در آن زمان هنوز امام خيلى مشهور نشده بودند. صبح روز بعد، رؤيا را براى پدرم كه از اصحاب سرّ حضرت آيتالله ارباب (ره) بود تعريف نمودم. او در جوابم فرمود: «آيتالله خمينى، حسين زمان خود است». بالاخره دوران طلبگى را سپرى كردم و به كرمانشاه رفتم. در حوزه علميه مشغول به خدمت بودم كه نماينده خبرگان كردستان شدم. روزى از دفتر امام (ره) تماس گرفتند كه امام با شما كار دارند. به محضرشان مشرف شدم و فرمودند: شما به عنوان نماينده من به كردستان برويد.
باز ايشان در سنندج براى من نقل كردند كه حضرت آقاى شيخ عباس تهرانى و حضرت امام (ره) از شاگردان ميرزا جواد آقاى ملكى تبريزى (ره) بودند. ايشان صبحهاى جمعه در مدرسه حجّتيه درس اخلاق مىگفتند. معروف بود كه آقاى تهرانى (ره) به محضر امام زمان (ع) تشرف دارند. سال ١٣٤٣ امام از تركيه به نجف تشريففرما شدند. جوّ خفقانى حاكم بود. با چند نفر از دوستان براى كلاس اخلاق به منزل ايشان مىرفتيم. از ايشان پرسيديم آينده را چگونه مىبينيد؟ همه را دستگير كردهاند. ايشان خيلى آرام و با طمأنينه فرمودند: «امام برمىگردند. قريب به پانزده سال طول مىكشد كه به ايران بازگردند. وقتى به ايران برمىگردند شاه را از ايران بيرون كردهاند. اين پرچم در دست سادات مىماند تا به امام زمان (ع) برسد».
آنها كه صاحبدل و اهل مكاشفه هستند، مىدانند و بيان كردهاند كه فرماندهى اين انقلاب به دست مبارك امام زمان (ع) است. تمام ماجراها و ذلت دشمنان ما به خوبى گوياى اين ماجراست. إنشاءالله قطعاً اين انقلاب به ظهور ختم خواهد شد. آنچه در اينجا نقل كرديم در مكاشفات عرفانى اولياى خدا بود و الّا از حيث روايات هم مشابه اين مطلب قابل بيان است.
\* آيا خاطرهاى هم از بركات توسل به امام عصر (ع) در خاطر داريد؟
\* اين مطلب را دو بار از آيتالله امامى كاشانى شنيدم و آن را ضبط