ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - ٢- ٢ نقش مردم در غيبت و استمرار آن
برقرار مىكرد و بسيارى از امور شيعيان خود را از طريق نمايندگان و وكيلان خويش حل و فصل مىكرد و كمتر با آنها به طور مستقيم روبهرو مىشد. البته شايد بتوان در پيش گرفتن اين سيره از سوى اين دو امام بزرگوار را اقدامى در جهت زمينهسازى براى غيبت امام مهدى (ع) تفسير كرد، ولى با در نظر گرفتن شرايط كلى جامعه اسلامى در آن روزگار، اين موضوع كه آن بزرگواران به دليل نااهلى مردم زمانه در غربت و تنهايى به سر مىبردند، چندان دور از ذهن نيست.
براى روشنتر شدن اين موضوع، عبارتى را كه مسعودى در «إثبات الوصية» آورده است، نقل مىكنيم: «روايت شده كه ابوالحسن عسكرى [امام هادى (ع)] خود را از بسيارى از شيعيان پوشيده مىداشت و جز تعداد اندكى از ياران خاص آن حضرت، ايشان را نمىديدند و هنگامى كه امر [امامت] به ابومحمد [امام حسن عسكرى (ع)] منتقل شد، ايشان چه با ياران خاص خود و چه با مردم عادى از پشت پرده سخن مىگفت مگر هنگامى كه آن حضرت براى رفتن به دارالخلافه از خانه خارج مىشد. اين شيوه تنها از سوى آن امام و پيش از ايشان از سوى پدرشان در پيش گرفته شد تا مقدمهاى براى غيبت صاحب الزمان باشد و مردم با اين شيوه خو بگيرند و غيبت را انكار نكنند».[١]
بعضى تاريخنگاران، كلام مسعودى را مبالغهآميز توصيف كردهاند،[٢] ولى در مجموع، از اين كلام و به قرينه ديگر اسناد تاريخى مىتوان استناد كرد كه ارتباط امام هادى و امام عسكرى (ع) با جامعه بسيار كاهش يافته بود و آن دو امام بر شيوه ائمه پيش از خود نبودند و ارتباط چندانى با مردم نداشتند.
بنابراين، مىتوان گفت چون ميان قابليتها و شايستگىهاى ذاتى مردم براى پذيرش امام معصوم (ع) و ميزان حضور امام در جامعه، ارتباط متقابلى وجود دارد، به هر اندازه كه جامعه شايستگى خود را از دست دهد و از ارزشهاى الهى فاصله بگيرد، امام معصوم نيز كه يكى از تجليات رحمت الهى به شمار مىآيد، از جامعه فاصله مىگيرد و از حضور خود در جامعه مىكاهد؛ زيرا رحمت الهى در جايى فرود مىآيد كه سزاوار رحمت باشد.
در قرآن كريم مىخوانيم: «ذلِكَبِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ...؛ اين [كيفر] بدان سبب است كه خداوند، نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته است، تغيير نمىدهد مگر آنكه آنان آنچه را در دل دارند، تغيير دهند ..».[٣]
به بيان ديگر، به مصداق قاعده يادشده كه قرآن كريم بيان مىدارد. آنگاه كه جامعه اسلامى دگرگون شد و مسلمانان از نظر درونى تغيير يافتند و ارزشهاى الهى خود را از دست دادند، خداوند نيز نعمت وجود امام معصوم (ع) در ميان مردم را كه از بزرگترين نعمتهاى الهى به شمار مىآيد، از آنها گرفت و امام از ديدگان مردم پنهان شد. شاهد بر اين مدعا روايتى است كه از امام باقر (ع) نقل شده و در آن آمده است: «هنگامى كه خداوند از آفريدگانش خشمگين شود، ما [اهل بيت] را از مجاورت با آنها دور مىسازد».[٤] آن حضرت در جايى ديگر مىفرمايد: «هرگاه خداوند مجاورت قومى را براى ما نپسندد، ما را از ميان ايشان بيرون مىبرد».[٥]
باشد تا با گذشت سالها، مردم به خسارت بزرگى كه از ناحيه نبود معصوم در ميان خود متحمل شدهاند، پى ببرند و بار ديگر آماده پذيرش نعمت بزرگ الهى؛ يعنى حضور مستمر امام معصوم (ع) در جامعه شوند.
ب) نبود ياران وفادار براى امام
از روايات متعددى استفاده مىشود كه استمرار غيبت امام مهدى (ع) و ظهور نكردن آن حضرت، به دليل يافت نشدن ياران وفادار به تعداد لازم؛ يعنى سيصد و سيزده نفر است كه از آن جمله مىتوان به روايت نقل شده از امام موسى كاظم (ع) اشاره كرد. در اين روايت، ايشان خطاب به يكى از ياران خود مىفرمايد:
«... اى پسر بكير! من به تو سخنى را مىگويم كه پدران من نيز پيش از من آن را بر زبان راندهاند و آن اين است كه اگر در ميان شما به تعداد كسانى كه در جنگ بدر [با پيامبر اكرم (ص)] بودند، [ياران مخلص] وجود داشت، قيامكننده ما [اهل بيت] ظهور مىكرد».[٦]
اين موضوع از روايتى نيز كه نعمانى آن را در كتاب خود، از امام صادق (ع) نقل كرده است، استفاده مىشود:
«يكى از ياران امام صادق (ع) بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت: فدايت گردم؛ به خدا سوگند، من تو را دوست مىدارم و هر كس كه تو را دوست دارد، دوست دارم. اى آقاى من! چهقدر شيعيان شما فراوانند! آن حضرت فرمود: آنان را بشمار. عرض كرد: بسيارند. آن حضرت فرمود: آنها را مىتوانى بشمارى؟ عرض كرد: آنها از شمارش بيرونند. حضرت ابوعبدالله [امام صادق] (ع) فرمود: ولى اگر آن شمارهاى كه توصيف شده است؛ يعنى سيصد و اندى تكميل مىشد، آنچه در پى آنيد، رخ مىداد ..».[٧]
امام جواد (ع) در روايتى پس از معرفى قائم آل محمد (ع) بر اين نكته تصريح مىكند كه فراهم شدن تعداد مشخص از ياران آن حضرت (سيصد و سيزده نفر) شرط تحقق ظهور است. ازاين روايت نيز مىتوان استفاده كرد كه استمرار غيبت به دليل نبود تعداد مورد نياز ازياران وفادار است: «او همان كسى است كه زمين برايش در هم پيچيده مىشود و هر سختى برايش هموار مىگردد [و] ياران او به تعداد اهل بدر- سيصد و سيزده نفر- از اطراف زمين به گرد او جمع مىشوند و اين همان سخن خداى عزّ و جلّ است كه فرمود: «هر كجا باشيد، خداوند همگى شما را [به سوى خود باز] مىآورد. در حقيقت، خدا بر همه چيز تواناست».[٨] پس هنگامى كه