آداب معاشرت از ديدگاه معصومان - شيخ حر عاملى؛ مترجم فارابي، محمد علي؛ عباسي، يعسوب - الصفحة ٨٧ - ٧٤ - باب استحباب يا كراهت كيفيت نشستن
مىنشست: ١- سر پا به اين ترتيب كه ساقهاى پا را بلند مىكرد و دو زانو را در ميان دو دست خويش حلقهوار مىگرفت [و رانها را به شكم مىچسباند]. ٢- دو زانو مىنشست. ٣- يك پا را خم مىكرد و پاى ديگر را روى آن مىانداخت، و هرگز ديده نشد كه آن حضرت چهار زانو بنشيند.
٢-[١] ابو حمزه ثمالى گويد: علىّ بن الحسين (ع) را در حالى نشسته ديدم كه يك پايش را روى ران ديگر گذاشته بود؛ عرض كردم مردم [قوم يهود به استناد حديث بعد] اين گونه نشستن را نمىپسندند و مىگويند مانند نشستن پروردگار است، امام فرمود: اين نحوه نشستن من در اثر خستگى است، در صورتى كه پروردگار خسته نمىشود و چرتش نمىگيرد و در خواب نمىرود.
٣-[٢] حمّاد بن عثمان گويد: امام صادق (ع) نشسته بود در حالى كه پاى راست آن حضرت روى ران چپ بود، شخصى عرض كرد: فدايت شوم اين گونه نشستن مكروه است، امام فرمود: نه، اين سخن يهود است كه مىگويند وقتى خدا از خلقت آسمانها و زمين فارغ شد بر عرش جاى گرفت و اين گونه نشست تا استراحت كند، پس خدا اين آيه را نازل كرد: «خدا نيست خدايى جز او كه زنده و قائم به ذات خويش است، او را چرت و خواب نمىگيرد»[٣]. و امام صادق (ع) همان طور كه نشسته بود باقى ماند.
٤-[٤] در كتاب مكارم الاخلاق آمده است كه رسول خدا هر گاه مىنشست ساقهاى پا را از زمين بلند مىكرد و زانوها را در ميان دو دست خود حلقهوار مىگرفت.
[١] - اصول كافى، ص ٦٢١( باب الجلوس).
[٢] - اصول كافى، ص ٦٢١( باب الجلوس).
[٣] - اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ. بقره/ ٢٥٥.
[٤] - مكارم الاخلاق، ص ١٥.