آداب معاشرت از ديدگاه معصومان - شيخ حر عاملى؛ مترجم فارابي، محمد علي؛ عباسي، يعسوب - الصفحة ١٦٦ - ١٢٧ - باب استحباب مصافحه و حدود و چگونگى آن
فشار را احساس كردم، سپس فرمود: اى ابا عبيده، هر مسلمانى كه برادر مسلمانش را ملاقات و با وى مصافحه كند و انگشتان خود را با انگشتان او درهم كند گناهانشان همانند برگ درختان در فصل زمستان بريزد.
٤-[١] ابو حمزه گويد: هم كجاوه امام باقر (ع) بودم، چون بار به زمين گذاشتيم، حضرت كمى راه رفت و سپس آمد و دست مرا گرفت و به گرمى فشرد. عرض كردم فدايت شوم، مگر در كجاوه همراه شما نبودم، فرمود: مگر نمىدانى كه چون مؤمن گردشى كند و سپس به برادرش دست دهد، خداوند همواره به آنان نظر مرحمت و توجّه نمايد، و به گناهان فرمايد از آنها فرو ريزيد. اى ابا حمزه، سپس گناهان مانند برگ درخت فرو ريزد، و آنها پاك و بىگناه از يك ديگر جدا شوند.
٥-[٢] امام باقر (ع) فرمود: براى مؤمنان سزاوار است كه چون يكى از آنها از رفيقش به فاصله درختى نهان و غايب شد و سپس به هم رسيدند مصافحه كنند.
٦-[٣] امام صادق (ع) فرمود: مسلمانان همراه رسول اللَّه به جنگ مىرفتند، و از جايى كه پر از درخت بود عبور كردند، چون به فضاى آزاد رسيدند، به يك ديگر نگريستند و مصافحه كردند.
[٤] امام صادق (ع) از پدرانش نقل كرده است كه پيغمبر ٦ در حديث مناهى، از مصافحه با ذمّى نهى فرموده است.
٨-[٥] در حديث اربعمائة علىّ (ع) فرمود: چون با برادرانتان ديدار نماييد، مصافحه كنيد، و خوشرويى نشان دهيد، از يك ديگر كه جدا مىشويد گناهى برايتان باقى نمىماند. حتى با دشمنت مصافحه كن گر چه او نخواهد، زيرا مصافحه از كارهايى است كه خدا بندگانش را به آن دستور داده، و مىفرمايد:
[١] - اصول كافى، ص ٣٩٩.
[٢] - اصول كافى، ص ٤٠٠.
[٣] - اصول كافى، ص ٤٠٠.
[٤] - من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ١٩٥.
[٥] - من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ١٦.