آداب معاشرت از ديدگاه معصومان - شيخ حر عاملى؛ مترجم فارابي، محمد علي؛ عباسي، يعسوب - الصفحة ٩٥ - ٨٤ - باب استحباب تبسم بر چهره مؤمن
يك ديگر صحبت مىكنند و دهانشان پر از خنده است فرمود: اى گروه دست بازداريد. اگر كسى را آرزويش مغرور كند و او را از عمل خير بازدارد به گورستان سرى بزند، و رستاخيز را به ياد آورد، مرگ را به ياد آورد زيرا مرگ درهم شكننده لذّتهاست.
١٤-[١] عبد اللَّه بن جعفى گويد: از امام باقر (ع) شنيدم كه مىفرمود: خدا كسى را كه در حضور جمعى شوخى مىكند دوست دارد مشروط بر اين كه شوخى به فحش كشانده نشود، و كسى را كه در تنهايى بينديشد، و در خلوت پند و اندرز گيرد، و به نماز خواندن افتخار ورزد دوست دارد.
١٥-[٢] امام صادق (ع) از پدرش نقل فرموده است كه داود به سليمان (ع) گفت: پسرم از خنده زياد بپرهيز، زيرا خنده زياد انسان را در روز قيامت تهيدست رها مىكند.
١٦-[٣] سيد رضى در نهج البلاغه از امير المؤمنين (ع) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: شخص شوخى نمىكند مگر اين كه چيزى از عقلش پريده باشد.
٨٤- باب استحباب تبسّم بر چهره مؤمن
١-[٤] در كتاب «الاخوان» از حضرت رضا (ع) نقل شده است: هر كس بر صورت خود گلاب بپاشد و براى حاجتى از خانه خارج شود دچار تنگدستى و خوارى نگردد، و هر كس از بقيّه آبى كه برادر مؤمنش آشاميده به منظور تواضع
[١] محاسن برقى، ص ٢٩٣.
[٢] قرب الاسناد، ص ٣٣.
[٣] نهج البلاغة، قسمت دوم، ص ٢٠٥.
[٤] -( باب ٨٤:) مصادقة الاخوان، ص ٢٤.