آداب معاشرت از ديدگاه معصومان - شيخ حر عاملى؛ مترجم فارابي، محمد علي؛ عباسي، يعسوب - الصفحة ٩١ - ٨٠ - باب استحباب شوخى و خنده كم
٨٠- باب استحباب شوخى و خنده كم
١-[١] معمّر بن خلّاد گويد: به ابو الحسن امام كاظم (ع) عرض كردم فدايت شوم عدّهاى با هم هستند و شوخى مىكنند و مىخندند، امام فرمود: اشكال ندارد اگر در آن نباشد؛ فهميدم منظور امام اين است كه در آن شوخى، فحش و هرزه گويى نباشد. سپس فرمود: عرب صحرانشينى هديهاى براى پيامبر ٦ آورد، و به پيامبر ٦ عرض كرد: پول هديه مرا بدهيد، رسول خدا ٦ خنديد، و هنگامى كه غمگين مىشد مىفرمود: آن عرب چه شد؟ اى كاش به نزد ما مىآمد.
٢-[٢] ابو الحسن اول امام موسى كاظم (ع) فرمود: يحيى بن زكريّا گريه مىكرد و نمىخنديد، امّا عيسى بن مريم مىخنديد و گريه هم مىكرد و عمل حضرت عيسى (ع) بهتر از عمل حضرت يحيى (ع) بود.
٣-[٣] فضل بن ابى قرّة گويد: امام صادق (ع) فرمود: هر مؤمنى داراى دعابه است، پرسيدم دعابه چيست؟ فرمود: شوخى.
٤-[٤] يونس بن شيبانى گويد: امام صادق (ع) سؤال كرد: چگونه است وضع شوخى كردن شما مؤمنين با يك ديگر؟ عرض كردم كم است فرمود: شوخى را ترك نكنيد زيرا شوخى نشانه خوش خلقى است، و بدين وسيله برادرت را خوشحال مىكنى، رسول خدا ٦ با مردم شوخى مىكرد و مىخواست آنها را خوشحال كند.
٥-[٥] عبد اللَّه بن محمّد جعفى گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مىفرمود:
[١] -( باب ٨٠:) اصول كافى، ص ٦٢٢( باب الدعابة و الضّحك).
[٢] - اصول كافى، ص ٦٢٢( باب الدعابة و الضّحك).
[٣] - اصول كافى، ص ٦٢٢( باب الدعابة و الضّحك).
[٤] - اصول كافى، ص ٦٢٢( باب الدعابة و الضّحك).
[٥] - اصول كافى، ص ٦٢٢( باب الدعابة و الضّحك).