توضيح المسايل سياسى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦٥
دموكراسى، سوال نمايند كه نظر ما در مورد شكل گرفتن حكومت به كدام اصول متوجه است؟ و لذا مناسب است به اصولى در اين مورد اشاره كنيم.
اول- در اسلام ناسيونالزم وجود ندارد، ناسيونالزم كه منشأ استعمار و استثمار ملتهاى ديگر مىشود، و مجوز و مبرر ظلمها و خونريزى ها و بدبختى كشورها و ملتهاى ضعيف مىگردد. و از نظر اسلام همانگونه كه حكومتها مامور اجراى عدالت و مراعات حقوق مردم در داخل كشور مىباشند، مامور مراعات كردن اين دو، در بين همه انسانهاى كره زمين مىباشند. قرآن مىفرمايد: «ما رسولان خود را با دلايل آشكار فرستاديم و با آنان كتاب و ميزان (اصول عدالت اجتماعى) نازل كرديم تا مردم به قسط و عدل قيام كنند.» يعنى علت ارسال رسولان و انزال كتابهاى آسمانى، برپايى عدالت اجتماعى در بين همه مردم است. و اين اصل بزرگترين فرق بين فرهنگ مادى ناسيونالزم و فرهنگ الهى مىباشد كه ريشه استعمار و استثمار داخلى و خارجى را خشك و حقوق همه انسانها را بيمه مىكند.
دوم- قوانين كلى و دايم را، خود خداوند كه خالق همه انسانها است، وضع كرده و بهاينترتيب دو نقص بزرگ از ساحه تقنين برطرف شده است. اول، اينكه قانون عليه هيچ كشور و ملت ضعيف