توضيح المسايل سياسى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٦ - جماهير متحد اسلامى و جمهورى متحد اسلامى
لبنان و فلسطين حكومت واحد ديگرى را شكل دهند و به همين ترتيب دولتهاى فعلى مسلمانان در پنج، شش واحد مقتدر جمع شوند مسلمانان حال ديگرى پيدا مىكنند. و چنانچه اين چند واحد بزرگ با اعتماد عميقى كه به خود پيدا مىكنند بين خود همكارى همهجانبه سياسى و اقتصادى و علمى و فنى داشته باشند ناگفته پيداست كه چه بركاتى را خداوند به آنان مىدهد.
آخر اين دسته قليل هوسباز فعلى كه سرزمينهاى اسلامى را اينچنين تجزيه كردهاند، چهكارهاند كه براى شهوت خود امت مرحومه را به اسارت خود درآوردهاند.
اگر كارشناسان به وجود آمدن چند دولت فوق را در قدم اول عملى ندانند مىشود چند فدراسيونى موقتا به وجود آورند و سپس به دولتهاى واحد برسند.
مساله ٤١٢: اگر اين فرضيه عملى شود مردم اين كشورها به عنوان نماينده خداوند در روى زمين در صلح و رفاه انسانهاى روى زمين نقش مفيدى را ايفا مىكنند.
و آنچه را كه در فصل ١٩ به نام بلاهاى بىدرمان دولتها بيان كرديم، تا حدود زيادى مهار مىنمايند.
مساله ٤١٣: اگر اين وظيفه كه فعلا يك نوع آيده لزم و ذهن گرايى است ولى وظيفه واجب شرعى است، روزى عملى گردد مسلّما زمينهساز حكومت واحد جهانى مسلمانان نيز مىشود كه مستلزم