توضيح المسايل سياسى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٩ - اقتصاد دولت و منابع مشروع مالى آن
خون ديگران را بريزد، چند روز بعد ظالم قوىتر و يا وحشىتر بر او مسلط مىشود و به مال و جان و ناموس او تجاوز مىكند، معاهد علمى از مرحله ابتدايى تا مرحله نهايى تعطيل مىشود، تجارت متوقف مىگردد مردم پراكنده مىشوند و ... و گمان نمىرود هيچ كس در صحت اين جمله شك كند كه: «حكومت هرچه فاسد باشد از بىحكومتى بهتر است». عقل ما حكم مىكند بايد مقدارى از اموال خود را براى تشكيل و بقاى دولتى كه جان و مال و ناموس و آبروى ما در پناه او محفوظ است بدهيم. اگر جمعى از سفهاء يا كمعقلان پيدا شوند و بگويند كه به حكومت ضرورت نداريم و اموال خود را نمى دهيم بسيار اندك و در اقليت هستند و قاضى جامع الشرايط يا حاكم اسلامى مىتواند دستور دهد از آنان به زور به مقداريكه از ديگران مطابق قانون مىگيرد، بگيرند.
مساله ٣٧١: در فرض عدم حكومت قدرتمند و شيوع فساد و نفوذ قانون جنگل نه تنها جان و مال و ناموس مردم تباه مىشود كه دين و دستورات دينى نيز بىارزش مىگردد. آيا صاحب شريعت راضى مى شود كه شريعت آسمانى كه براى انسان ارزش حياتى دارد، از بين مردم برود يا مقدارى از پول براى حفظ نظام از مردم گرفته شود؟